این اولین فیلم بلند از کارگردان یونانی، تسلی هاجیدیمیتریو، یک مستند لطیف و زیبا ساخته شده است که داستانی هم شخصی و هم عمومی را روایت میکند. این فیلم بر جامعه لزبینهایی تمرکز دارد که در اطراف شهر اِرسوس در جزیره لسبوس (که لسووس نیز نامیده میشود) شکل گرفت. هاجیدیمیتریو اهل این جزیره است، اما نه خود اِرسوس، جایی که روزگاری خانه شاعر قرن هفتم پیش از میلاد، سافو، بود و شعر عاشقانهاش در سراسر فیلم جریان دارد. با توجه به این پیشینه، لزبینها - از جمله خود کارگردان - سالهاست که برای ادای احترام به اِرسوس سفر میکنند. تا دهه ۱۹۷۰، تعداد فزاینده بازدیدکنندگان دگرباش نه فقط یک صحنه، بلکه یک جامعه واقعی را شکل دادند که در ابتدا حول یک ساحل برهنهگرا متمرکز بود، جایی که بسیاری از زنان در آن کمپ میزدند.
در سراسر فیلم، هاجیدیمیتریو عکسهای ثابت خود را نیز میبافد و حس زیبای شهوانی این زنان اغلب برهنه را به تصویر میکشد، که بیشترشان به نظر میرسند از یافتن گوشهای کوچک از بهشت که میتوانند خودشان باشند، خوشحالند. اما روابط با مردم محلی همیشه آسان نبود و جای تعجب نیست که گردشگران مجبور بودند با درجات مختلفی از همجنسگراهراسی و همچنین تهاجمهای پرخاشگرانه به فضاهای زنانه خود دست و پنجه نرم کنند. خوشبختانه، همانطور که یک زن به یاد میآورد، معمولاً چند زن مردصفت در اطراف بودند تا به فراری دادن متجاوزان کمک کنند. با گذشت زمان، مدارا افزایش یافت، که با پولی که بازدیدکنندگان به جزیره میآوردند کمک شد، و سرانجام، بارها و هتلهای زنانه شروع به ظهور کردند.
اگر اینجا تمام میشد، داستانی آرمانشهری از یافتن بهشت بود. اما اوضاع خراب شد، احتمالاً مرتبط با بحران اقتصادی یونان که در سال ۲۰۰۹ آغاز شد و بیثباتی مالی کشور را آشکار کرد. ظرف چند سال، بیشتر بارهای لزبین و هتلهای زنانه تعطیل شدند و اکنون جامعه به نظر بسیار به حاشیه رانده شده است.
هاجیدیمیتریو تاریخ شفاهی خود را از طریق مصاحبه با زنان بسیاری از سراسر جهان که اِرسوس را در سالهای طلاییاش میشناختند، میسازد. نتیجه یک فیلم تأثیرگذار است، و با وجود شکوه پژمرده مکان، همچنان ادامه دارد و نسلهای جوانتر هنوز از آن بازدید میکنند. طراحی صدا که تقریباً همیشه شامل دریا میشود، لایهای تداعیکننده میافزاید. **لسویا** از ۳ اوت در پلتفرمهای دیجیتال در دسترس است. این مقاله در ۲۸ ژوئیه برای تصحیح رتبه ستارهای فیلم اصلاح شد.
**سوالات متداول**
به نظر میرسد میخواهید من سوالات متداولی درباره عبارت «این یک نقد است از» تولید کنم.
در زیر لیستی از سوالات متداول است که تعاریف، مزایا، مشکلات رایج، مثالها و نکات عملی را پوشش میدهد.
۱. عبارت «این یک نقد است از» به چه معناست؟
این یک عبارت ساده است که برای معرفی یک نظر یا تحلیل شخصی درباره چیزی - مانند یک فیلم، رستوران، ابزار یا کتاب - استفاده میشود. به خواننده میگوید «من میخواهم نظراتم را درباره این به اشتراک بگذارم».
۲. چرا مردم نقدهای خود را با این عبارت شروع میکنند؟
واضح و مستقیم است. بلافاصله انتظارات را تعیین میکند تا خواننده بداند که یک نقد دریافت میکند، نه یک آموزش یا تبلیغ.
۳. آیا این عبارت فقط برای منتقدان حرفهای است؟
خیر. هرکسی میتواند از آن استفاده کند - وبلاگنویسان، کاربران شبکههای اجتماعی، یا حتی یک دوست که یک پست سریع مینویسد. این عبارت غیررسمی و دوستانه است.
۴. آیا میتوانم از «این یک نقد است از» برای نقدهای منفی هم استفاده کنم؟
بله. این عبارت خنثی است. میتوانید آن را با بازخورد مثبت، منفی یا مختلط دنبال کنید. مثلاً: «این یک نقد است از کافیشاپ جدید - متأسفانه ناامیدکننده بود».
۵. تفاوت بین «این یک نقد است از» و «این نقد من است از» چیست؟
اولی کلیتر است، دومی بر نظر شخصی تأکید دارد. «این نقد من است» ذهنیتر و شخصیتر به نظر میرسد.
۶. آیا باید از این عبارت در یک ویدیو یا پادکست استفاده کنم؟
قطعاً. به عنوان یک مقدمه گفتاری خوب عمل میکند تا به شنوندگان کمک کند بدانند چه چیزی در راه است.
۷. یک اشتباه رایج که مردم هنگام استفاده از این عبارت مرتکب میشوند چیست؟
شروع یک نقد با «این یک نقد است از» اما بعد هرگز نظر یا خلاصهای ندادن. مطمئن شوید که با مزایا، معایب یا حکم نهایی روشن ادامه میدهید.
۸. آیا میتوانم از عبارات مشابهی مانند «بیایید درباره صحبت کنیم» یا «من تست کردم» استفاده کنم؟
بله. «این یک نقد است از» فقط یک گزینه است. موارد دیگر مانند «من امتحان کردم» یا «نظر صادقانه من درباره» نیز طبیعی و واضح هستند.
۹. یک نقد که با این روش معرفی میشود چقدر باید طولانی باشد؟
به پلتفرم بستگی دارد. برای شبکههای اجتماعی، ۱-۳ جمله کافی است. برای یک وبلاگ، ۳۰۰ کلمه یا بیشتر خوب است.