"I laughed out loud dozens of times": authors pick books to help you fall in love with reading again.

"I laughed out loud dozens of times": authors pick books to help you fall in love with reading again.

**ملاله یوسف‌زی – فعال حقوقی**
من از زمانی که اولین نمایش موزیکال‌ام را دیدم (ماتیلدا در لندن، وقتی ۱۵ ساله بودم) عاشق رفتن به تئاتر بوده‌ام – و همچنین عاشق خواندن درباره‌اش هستم. در کتاب **درون شبح** نوشته ایزابل حماد، یک بازیگر فلسطینی-بریتانیایی به کرانه باختری سفر می‌کند تا به خانواده‌اش سر بزند و به یک تولید محلی از **هملت** کشیده می‌شود. من تحت تأثیر صحنه‌های تمرین قرار گرفتم: بحث‌ها بر سر ترجمه‌ها، روابط شخصی، و این پرسش که آیا اصلاً اجرا در زیر اشغال اسرائیل ممکن است. به نظر من، حماد نشان داد که تئاتر می‌تواند باری را حمل کند که سایر اشکال هنری نمی‌توانند.

**دیوید میلی‌بند – مدیر اجرایی کمیته نجات بین‌المللی**
**آزاد: بلوغ در پایان تاریخ**، کتابی درباره بزرگ شدن در آلبانی – آخرین کشور استالینیستی در اروپا – به نظر خواندنی سرگرم‌کننده نمی‌آید. اما کتاب لیا ایپی در سال ۲۰۲۱ هم خنده‌دار است و هم جدی. در توصیف دروغ‌ها و نفوذ رژیم انور خوجه تکان‌دهنده است، و در انسانیتش تأثیرگذار. در تمرکز خاص است اما در پیامش جهانی. من اغلب درباره پناهندگان و کمک‌هایشان به خانه‌های جدیدشان می‌گویم که کسانی که بهای سرکوب را چشیده‌اند نیازی به درس درباره ارزش آزادی ندارند. داستان شخصی ایپی – از "پیشگام جوان" در حزب کمونیست آلبانی تا دانشجویی در ایتالیا و استادی در بریتانیا – دلگرم‌کننده است اما پر از هشدارها نیز هست. او تجربه‌اش را به سوختی برای فلسفه سیاسی‌اش تبدیل کرده است، و این **آزاد** را چیزی فراتر از یک خاطره یا تاریخ می‌کند. همچنین با چالش‌های امروز درگیر می‌شود.

**کاترین راندل – نویسنده**
فکر می‌کنم اغلب حق داریم نسبت به نقدهایی که می‌گویند کتابی "آنقدر خنده‌دار است که با صدای بلند می‌خندید" شک داشته باشیم، چون وقتی می‌خوانیمشان، معمولاً در بهترین حالت لبخند روی لب می‌آورند، یا طعنه‌آمیز و باهوش هستند، یا سبک‌مغزانه، یا کنایه‌آمیز. اما کتاب **کیف سیاه** لوک کنارد ده‌ها بار مرا با صدای بلند به خنده انداخت. این کتاب درخشان است – یک پیروزی ادبی. درباره یک بازیگر جوان بیکار است که برای یک استاد روان‌شناسی کار می‌گیرد. استاد او را استخدام می‌کند تا در طول سخنرانی‌ها یک کیف سیاه بپوشد تا ببیند نگرش دانشجویان نسبت به عجیب‌بودن چگونه تغییر می‌کند. این بر اساس یک آزمایش واقعی از سال ۱۹۶۷ است. من عاشق نوآوری و جاه‌طلبی خلاقانه‌اش شدم. قطعاً ارزش وقت شما را دارد.

**جک تورن – فیلم‌نامه‌نویس**
من بچه نسبتاً عجیبی بودم. کتاب **تاریکی برمی‌خیزد** سوزان کوپر آن عجیب‌بودن را پیدا کرد و آن را پیچاند. این کتابی است که از به اشتراک گذاشتنش با پسر ۱۰ ساله‌ام خودداری می‌کنم چون می‌خواهم در سن مناسب آن را بخواند – فکر می‌کنم ۱۱ سالگی. درباره نبرد بین تاریکی و روشنایی است، اسطوره و تاریخ را در ترکیبی باشکوه می‌بافد که از زبان به عنوان یک سلاح استفاده می‌کند. پیچیده، اسطوره‌ای و کاملاً خطرناک است. اغلب وقتی سایر فانتزی‌ها سرعت می‌گیرند، کند می‌شود، و به همین دلیل بهتر است.

**مارگارت بازبی – ناشر و رئیس English PEN**
**ژاکوبن‌های سیاه: توسن لوورتیور و انقلاب سن دومینگو** نوشته سی‌ال‌آر جیمز نمونه‌ای الهام‌بخش از چگونگی ارتباط شخصی و سیاسی است. اولین بار در سال ۱۹۳۸ منتشر شد، این کتاب مقاومت فردی و جمعی را ثبت می‌کند که به تنها شورش موفق بردگان در تاریخ انجامید. هنوز هم به عنوان یک فراخوان سرکش برای مقاومت در برابر ظلم مرتبط است. جیمز دوست پدرم از دوران مدرسه‌شان در ترینیداد بود، بنابراین وقتی در دهه ۱۹۷۰ فهمیدم این شاهکار نوشتار تاریخی در بریتانیا چاپ نشده است، افتخار بود که آن را در انتشارات آلیسون و بازبی دوباره منتشر کنم.

**فیلیپا پری – روان‌درمانگر**
جین آستن در نامه‌ای به خواهرزاده‌اش آنا نوشت: "سه یا چهار خانواده در یک روستای حومه شهر دقیقاً همان چیزی است که باید روی آن کار کرد." منظور او این بود که به طرح‌های بزرگ نیاز ندارید – فقط مشاهده دقیق، تعاملات کوچک، و نحوه رفتار مردم با یکدیگر روز به روز. فکر می‌کنم ای‌اف بنسون ممکن است این توصیه را جدی گرفته باشد وقتی مجموعه مپ و لوسیا را نوشت. آن را بخوانید و به این بخندید که چقدر همه ما مسخره هستیم. چیز زیادی اتفاق نمی‌افتد، و این نکته است (مگر اینکه با یک میز آشپزخانه وارونه به دریا کشیده شدن چیزی به حساب بیاید). همه چیز درباره بازی‌های اجتماعی، توهین‌های کوچک، نفس‌های بزرگ، و افرادی است که خودشان را خیلی جدی می‌گیرند. آن را بخوانید، و بعد بفهمید کدام شخصیت بیشتر شبیه شماست. فکر می‌کنم کمی از من در همه آنها هست.

تصویر در اندازه کامل
ساجد جاوید
سیاستمدار

اولین بار کتاب **آزادی در نیمه‌شب** نوشته لری کالینز و دومینیک لاپیر را در ۱۴ سالگی خواندم. هرگز از من جدا نشده است. داستان تقسیم را روایت می‌کند، زمانی که پدرم با به اشتراک گذاشتن تجربه خودش آن را زنده کرده بود. کتاب با سرعت، رنگ و جذابیت دراماتیک یک رمان نوشته شده است. در طول سال‌ها بارها به آن بازگشته‌ام، و همیشه قدرت احساسی‌ای را که به بخش مهمی از تاریخ می‌آورد، حس می‌کنم. این یکی از آن کتاب‌های نادر است که یک نسخه اضافی نگه می‌دارید تا به بچه‌ها و دوستانتان بدهید.

تصویر در اندازه کامل
تونی رابینسون
بازیگر و نویسنده

در حال حاضر به یک کتاب کوچک اما زیبا به نام **گنجینه واژگان: زندگی روزمره در انگلیسی باستان** معتاد شده‌ام. نوشته هانا ویدین است، و انگلیسی باستانی که او درباره‌اش صحبت می‌کند زبان شکسپیر نیست – که ساختار جمله‌اش ممکن است ناآشنا باشد اما کلماتش را می‌فهمیم. این زبان اجداد ما از قرن نهم میلادی است. در آن زمان، آلفرد کبیر، نگران از decline یادگیری پس از حملات وایکینگ‌ها، بهترین آثار لاتین زمان خود را به انگلیسی روزمره ترجمه کرد. کلمات این کتاب لذت‌بخش هستند. **Dream-craeft** به معنای موسیقی است، **heafod-swima** به معنای مستی، و **wil-cuma** کسی است که آمدنش لذت‌بخش است. فرو رفتن در این گنجینه واژگان باعث می‌شود احساس خوشحالی کنم.

تصویر در اندازه کامل
عکس: PR
سارا ماس
نویسنده

هر چه بزرگ‌تر می‌شوم، بیشتر اصرار دارم وقت خود را با کتاب‌ها (و افرادی) بگذرانم که هم مهربان هستند و هم باهوش. شرلی جکسون بیشتر به خاطر داستان‌های بسیار تاریکش شناخته می‌شود، اما دو خاطره‌نامه‌اش، **زندگی در میان وحشی‌ها** و **پرورش شیاطین**، به شدت خنده‌دار و تیز هستند. نوشتن کمدی خانگی عاشقانه حتی در بهترین شرایط سخت است – طعنه بسیار وسوسه‌انگیز است – و شرایط جکسون بهترین نبود: او رمان‌نویسی بود که چهار فرزند را در آمریکای دهه ۱۹۵۰ بزرگ می‌کرد، با شوهری استاد که به موفقیت او حسادت می‌کرد و به طور غیرحرفه‌ای به دانشجویان زن کالجش علاقه داشت. خاطره‌نامه‌ها موفق می‌شوند بی‌عدالتی و کسالت موقعیت او را بدون کم‌اهمیت جلوه دادن آن تصدیق کنند، در حالی که هنوز جایی برای خنده و شادی باقی می‌گذارند. اولین بار آنها را در قطار خواندم و آنقدر قهقهه زدم که مردم میز من عنوان را یادداشت کردند.

تصویر در اندازه کامل
اقیانوس وونگ
شاعر و نویسنده

من به اندازه کافی خوش‌شانس بودم که کتاب **بیایید اکنون مردان مشهور را ستایش کنیم** نوشته جیمز اگی و واکر اوانز را در کالج محلی کشف کنم، اوایل زندگی‌ام و خیلی قبل از اینکه چیزی ارزش خواندن بنویسم. این کتاب هنوز یکی از نوآورانه‌ترین، عجیب‌ترین و نامشخص‌ترین ترکیب‌های متن و تصویر است که تا به حال دیده‌ام. در طول رکود بزرگ نوشته شد اما در زمان جنگ جهانی دوم در گمنامی منتشر شد، این کتاب راه جدیدی برای نوشتن درباره رنج ایجاد می‌کند – راهی که در آن نویسنده نه تنها بخشی ذهنی از آن واقعیت است، بلکه شاید مسئول وحشت‌هایی است که نشان می‌دهد. هر پاسخ آسان و آرامش‌بخشی را که ممکن است از غیرداستان انتظار داشته باشیم، در هم می‌شکند. اما شاید مهم‌تر از همه، کتابی است که به شما اجازه کامل می‌دهد در کار و تفکر خود جسور باشید، ریسک کنید و مرزها را جابجا کنید.

تصویر در اندازه کامل
الیف شافاک
نویسنده

"هیچ چیز سخت‌تر از انجام ندادن هیچ کاری نیست." این ایده اصلی و خط آغازین یک کتاب عمیقاً تأمل‌برانگیز به نام **چگونه هیچ کاری نکنیم** نوشته جنی اودل است. این نگاهی جذاب به چگونگی و چرایی نیاز ما به مقاومت در برابر خواسته‌های مداوم جامعه فوق‌اطلاعاتی ماست. به ما یادآوری می‌کند که ارزش ما به عنوان انسان به میزان تولید یا مصرف ما در هر روز بستگی ندارد. تشخیص می‌دهد که تنهایی، همراهی... گفتگو، دوستی، درون‌نگری، تأمل – این ویژگی‌های بی‌زمان و جهانی حقوق اساسی هستند. این کتاب خوانندگان را دعوت می‌کند تا ناظران و شنوندگان بهتری شوند، و ما را تشویق به کند شدن می‌کند. از ما می‌خواهد به چیزهای به ظاهر کوچک و "بی‌اهمیت" بیشتر توجه کنیم، و دوباره با یکدیگر، با طبیعت و با خودمان ارتباط برقرار کنیم. در دنیایی پر از سر و صدا، سختی، تفرقه و قبیله‌گرایی، این کتاب نشان می‌دهد که می‌توانید ملایم، آرام و دقیق باشید در حالی که همچنان سیاسی هستید – با تمرکز بر محلی، فروتن و آنچه ما را انسان می‌کند.

**سوزی دنت**
فرهنگ‌نویس
کتاب **لو گراند مولن** نوشته آلن-فورنیه (با عنوان **املاک گمشده** به انگلیسی) را در نوجوانی خواندم، و مطمئن نیستم از آن زمان چیزی با آن برابری کرده باشد. داستانی از عشق اول و جستجوی وسواسی یک مرد جوان برای یک املاک گمشده و دختر گریزانی که زمانی در آنجا ملاقات کرده است. همه اینها در آن فضای زودگذر و نیمه‌روشن بین کودکی و نوجوانی اتفاق می‌افتد، زمانی که هنوز از بهایی که بزرگ شدن برایمان خواهد داشت بی‌خبریم. برای یک نوجوان ۱۷ ساله پر از رویاهای روزانه عالی بود، اما حتی حالا، به محض برداشتنش، طلسمش می‌شوم.

**روث اوزکی**
کشیش ذن بودایی و نویسنده
کتابی که می‌توانم بارها و بارها در آن گم شوم، **بورخس: داستان‌های گردآوری‌شده** است. شامل برخی از داستان‌های کوتاه مورد علاقه من – **الف**، **کتابخانه بابل**، **باغ راه‌های دوشاخه** – و همچنین آثار کوتاه‌تری مانند **بورخس و من** و پس‌گفتار عجیب **سازنده** است که از دسته‌بندی سرپیچی می‌کنند. هر بار که این قطعات را دوباره می‌خوانم، می‌بینم چقدر عمیقاً بر کار من تأثیر گذاشته‌اند. شک دارم بورخس تأثیری را که بر من داشته تشخیص دهد. از او سپاسگزارم، و فقط می‌توانم امیدوار باشم که آزرده نشود.

**جان لنچستر**
نویسنده
اورسولا کی. لو گین نمونه‌ای کامل از چیزی است که هنوز اغلب به عنوان داستان "ژانر" رد می‌شود. برای من، انتخاب بین اولین رمان زمین‌دریا – اصلی‌ترین و بهترین کتاب درباره یک مدرسه جادوگران – و **دست چپ تاریکی** نزدیک است، اما من دومی را به خاطر عمق موضوعی‌اش انتخاب می‌کنم. دوست دارم چطور کار لو گین در سطوح مختلف عمل می‌کند: می‌توانید آن را صرفاً برای سرگرمی بخوانید، اما همچنین رمانی جدی درباره جنسیت، تمایلات جنسی و برخورد با تفاوت است. باور کردنش سخت است که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد – این نشان می‌دهد چقدر طول کشیده تا به لو گین برسیم.

**کارن هائو**
روزنامه‌نگار
بعد از کار روی کتابم **امپراتوری هوش مصنوعی** در وضعیت تاریکی بودم، و کتاب کوتاه و زیبای ربکا سولنیت به نام **امید در تاریکی** زندگی جدیدی به من داد. این تأملی قدرتمند بر تاریخ جنبش‌های مقاومت است و اینکه چرا هرگز وقت تسلیم شدن نیست، مهم نیست چه موانعی پیش روی ماست. این پادزهری بود که نیاز داشتم، و حالا آن را هر جا می‌روم با خود حمل می‌کنم – یادآوری که دیروز، امروز و فردا روز خوبی برای اقدام بود، هست و خواهد بود.

**وال مک‌درمید**
نویسنده
اغلب کتاب **جزیره گنج** رابرت لویی استیونسون را به افراد ۹ تا ۹۰ ساله توصیه می‌کنم. در قالب‌های زیادی اقتباس شده که همیشه یک نقطه ورود برای خوانندگان وجود دارد. اولین بار در ۹ سالگی با آن آشنا شدم، به شکل یک کمیک کلاسیک – چیزی که امروز رمان گرافیکی می‌نامیم. مجذوب چیزهای زیادی شدم: ماجراجویی، مکان‌ها (روی کشتی و جزیره)، و شخصیت‌های زنده (کیست که لانگ جان سیلور و طوطی‌اش را نشناسد؟). به زودی کتاب را پیدا کردم و گرفتار شدم. هر سال آن را دوباره می‌خوانم، و جادو هنوز کار می‌کند.

**سایمون جنکینز**
ستون‌نویس و نویسنده
کتاب **کاشفان** نوشته محقق آمریکایی دانیل بورستین همیشه کتاب مقدس من خواهد بود. عنوان فرعی آن **تاریخ جستجوی انسان برای شناخت جهان و خودش** است، اما در واقع تاریخ پرجنب‌وجوش جغرافیاست. از زمان بطلمیوس و یونانیان باستان، جغرافیا ملکه علوم بود. از سوی کلیسای قرون وسطی که آن را بدعتی ضدکتاب مقدس می‌دید، مورد آزار قرار گرفت، و از آن زمان توسط نخبگان دانشگاهی نادیده گرفته شده است. کتاب جغرافیا را به عنوان علم کلیدی برای درک تاریخ، سیاست، اقتصاد و محیط زیست معرفی می‌کند. بورستین اصرار دارد که باید به شواهد جهان اطرافمان تکیه کنیم، نه به تعصبات و نظراتمان، به عنوان اساس همه عقلانیت.

**مت هیگ، نویسنده**
**شهرهای نامرئی** نوشته ایتالو کالوینو خواندنی کوتاه و آسان است، اما عمیق است. فرضیه ساده است، اگر عجیب باشد. قوبلای خان به سخنان مارکو پولو گوش می‌دهد که شهرهایی را که کاوشگر جوان دیده توصیف می‌کند. این شهرها خیالی و خارق‌العاده هستند، و همه نسخه‌های رویاگونه ونیز از آب درمی‌آیند. کتاب اساساً مجموعه‌ای از تأملات است. آرامش‌بخش است. لذت آن – و واقعاً لذت‌بخش‌ترین تجربه خواندن من است – از لذت تخیل ناشی می‌شود. می‌توانید آن را به هر صفحه‌ای باز کنید و یک شهر متفاوت، یک خاطره خیالی متفاوت، یک واقعیت غیرممکن متفاوت پیدا کنید. این خالص‌ترین شکل لذت خواندن است و برای ذهنی مثل من که ADHD دارد خوب کار می‌کند. هیچ طرحی برای دنبال کردن، هیچ اطلاعاتی برای به خاطر سپردن، هیچ قبل و بعد واقعی. فقط لذت سفر به یک ونیز خیالی. یک تعطیلات برای ذهن.

**سارا هال، نویسنده**
وقتی پدرم در حال مرگ بود، برایش از کتاب **در باغ، پرستوها** نوشته پیتر هابز خواندم. داستان درباره مرد جوانی است که به خاطر عشق زندانی، شکنجه، آزاد و توسط غریبه‌ها بهبود می‌یابد. این رمانی کوتاه، درخشان و خارق‌العاده است، پر از درک واقعی از معنای رنج – دانشی که زندگی گاهی تا استخوان برهنه می‌شود، اما استقامت و امید همچنان ما را به جلو می‌برند. من و پدرم هر دو کووید داشتیم؛ بیمارستان توانست اجازه دهد با او باشم، اما ما ایزوله بودیم. داشتن این کتاب در دستانم مثل داشتن یک دوست در غم‌انگیزترین زمان بود. حتی با وجود اینکه رو به ضعف بود، پدرم عاشق داستان شد، که واقعاً زیبا و پر از نگاه مثبت به مرگ است. تا امروز، دیدن عنوان روی قفسه کتابم احساس آرامش می‌دهد.

**مارکوس دو ساتوی، ریاضی‌دان**
**لابیرنت‌ها** نوشته خورخه لوئیس بورخس. معمولاً طرفدار داستان‌های کوتاه نیستم، اما دوست دارم چطور بورخس می‌تواند یک جهان کامل را در فقط ۱۰ صفحه به طرز درخشانی خلق کند. او مجذوب ایده‌های نوظهور بینهایت و فضای چندبعدی بود، اما به جای فرمول‌ها، از روایت و داستان‌گویی برای کاوش این ایده‌ها استفاده می‌کند. **کتابخانه بابل** مورد علاقه من است – درباره کتابخانه‌ای است که شامل هر کتابی است که می‌توان نوشت. کتابدار متوجه می‌شود کتابخانه هیچ چیز را در خود ندارد چون هیچ‌کس هیچ انتخابی نکرده است. خلاقیت یک نویسنده به انتخاب داستان‌هایی برمی‌گردد که با خوانندگان به اشتراک می‌گذارد، و برای من، انتخاب‌های بورخس همان‌هایی هستند که بارها و بارها به آنها بازمی‌گردم.

جشنواره هی تا ۳۱ مه ادامه دارد. hayfestival.com را ببینید.

**سوالات متداول**
در اینجا لیستی از سوالات متداول درباره مفهوم "ده‌ها بار با صدای بلند خندیدم" نویسندگان کتاب‌هایی را انتخاب می‌کنند تا به شما کمک کنند دوباره عاشق خواندن شوید.

**سوالات سطح مبتدی**

س: این لیست "ده‌ها بار با صدای بلند خندیدم" دقیقاً چیست؟
ج: این مجموعه‌ای گزینش‌شده از کتاب‌های خنده‌دار و جذاب است که توسط نویسندگان محبوب توصیه شده‌اند. هدف کمک به افرادی است که شوق خواندن خود را از دست داده‌اند تا کتابی پیدا کنند که آنقدر سرگرم‌کننده باشد که نتوانند زمین بگذارند.

س: چرا روی خندیدن با صدای بلند تمرکز شده است؟
ج: طنز یک قلاب قدرتمند است. اگر کتابی شما را بخنداند، احتمال بیشتری دارد که به ورق زدن ادامه دهید، حتی اگر مدتی است نخوانده باشید. این فشار را از بین می‌برد و خواندن را مثل تفریح می‌کند، نه تکلیف.

س: من سال‌هاست کتابی نخوانده‌ام. آیا این لیست برای من است؟
ج: کاملاً. این لیست به طور خاص برای افرادی در وضعیت دقیق شما طراحی شده است. کتاب‌ها طوری انتخاب شده‌اند که سبک، سریع و خنده‌دار باشند – عالی برای شکستن رکود خواندن.

س: آیا اینها فقط کتاب‌های جوک یا متن‌های استندآپ کمدی هستند؟
ج: نه، آنها معمولاً رمان، خاطره‌نامه یا مجموعه مقاله هستند. به کتاب‌هایی از نویسندگانی مثل دیوید سداریس، جنی لاسون یا داستان‌های طنز از نویسندگانی مثل ماریان کیز یا نیک هورنبی فکر کنید.

س: این چه تفاوتی با یک لیست معمولی بهترین کتاب‌ها دارد؟
ج: یک لیست معمولی ممکن است بر ارزش ادبی یا تحسین منتقدان تمرکز کند. این لیست لذت محض و خنده را در اولویت قرار می‌دهد. این درباره تجربه خواندن است، نه جوایز.

**سوالات سطح متوسط و پیشرفته**

س: چند مثال خاص از کتاب‌هایی که ممکن است در این لیست باشند چیست؟
ج: مثال‌های رایج شامل **رئیس‌زن** از تینا فی، **من زیبا حرف می‌زنم یک روز** از دیوید سداریس، **راهنمای کهکشان برای اتواستاپ‌زن‌ها** از داگلاس آدامز، یا **کجا رفتی برنادت** از ماریا سمپل است. لحن متفاوت است اما کمدی ثابت است.

س: اگر چیزهایی را که نویسندگان خنده‌دار می‌دانند من خنده‌دار نبینم چه؟
ج: این کاملاً اشکالی ندارد. لیست یک نقطه شروع است، نه یک قانوننامه. اگر یک کتاب جواب نداد، کتاب دیگری را امتحان کنید. نکته اصلی این است که