'A symbol of resistance': the battle to save a treehouse built on no man's land beside the Berlin Wall.

'A symbol of resistance': the battle to save a treehouse built on no man's land beside the Berlin Wall.

گاهی اوقات، جریان‌های تاریخ در یک نقطه به هم می‌رسند. در برلین، یکی از جذاب‌ترین مکان‌ها یک جزیره ترافیکی کوچک با باغی با دقت نگهداری‌شده و ساختمانی دوطبقه فرسوده است که به «خانه درختی کنار دیوار» معروف است.

در سال ۱۹۸۳، عثمان کالین، یک «کارگر مهمان» ترک، در گوشه‌ای از برلین—شهری که توسط دیوار تقسیم شده بود—به دنبال کمی خاک برای کاشت پیاز، سیر و خیار می‌گشت. درست نزدیک خانه او در منطقه کرویتسبرگ، نواری از سرزمین هیچ‌کس در کنار مانع بتنی و سیم خاردار قرار داشت. اگرچه در برلین غربی بود، قوانین جنگ سرد به این معنا بود که این قطعه زمین رسماً متعلق به آلمان شرقی کمونیست بود.

مرز شرق-غرب زاویه تندی را در نزدیکی خیابان خمیده‌ای به نام بیتانیندام قطع می‌کرد. دیوار مستقیم در عرض جاده ساخته شده بود و یک قطعه زمین مثلثی در سمت اشتباه باقی می‌گذاشت. هیچ‌یک از دو طرف نمی‌توانستند از آن استفاده کنند، بنابراین مردم محلی آن را به زباله‌دانی تبدیل کردند—تا اینکه کالین آمد.

شاید یک غریبه مانند کالین لازم بود تا پتانسیل آن تکه کوچک خاک حاصلخیز را زیر مبلمان رها شده و سرنگ‌های دور ریخته‌شده ببیند. و شجاعت واقعی می‌خواست تا چیزی درست در کنار دیواری بسازد که توسط سربازان آلمان شرقی با دستور تیراندازی بی‌درنگ گشت‌زنی می‌شد.

در طول سال‌ها، این «باغ چریکی» به نمادی از روحیه شورشی در زمان‌های تاریک، تدبیر مهاجرانی که اغلب احساس ناخواسته بودن می‌کردند، و تراژدی و پوچی رقابت ابرقدرت‌ها در شهری تبدیل شد که مردم هر دو طرف فقط می‌خواستند آزادانه نفس بکشند.

این بار سنگینی برای یک مکان است و چهار دهه تحولات اثر خود را بر جای گذاشته است. اکنون، حامیان خانه درختی کنار دیوار نگرانند که ممکن است توسط مقامات شهری به عنوان خطر ایمنی تخریب شود و برای نجات آن بسیج شده‌اند.

کالین، یکی از نسل اول به اصطلاح «گاستاربایتر»هایی که برای پر کردن کمبود نیروی کار به آلمان غربی آورده شدند، «شخصیتی برجسته» بود، گفت سوات اوزکان، دبیرکل یک گروه جامعه ترک در برلین. «شاید او استاد زبان نبود، شاید معمار کامل نبود، شاید هنرمند کامل نبود، اما چیزی هنری خلق کرد—چیزی که کاملاً بی‌نظیر شد.»

کالین، متولد ۱۹۲۵ در آناتولی، در اواخر دهه ۱۹۶۰ به عنوان کارگر یدی به آلمان غربی رسید. تحت این برنامه، حدود ۱۴ میلیون کارگر مهمان بین سال‌های ۱۹۵۵ و ۱۹۷۳ به این کشور آمدند. با وجود ماهیت موقت این طرح، بسیاری ماندند. نزدیک به ۳ میلیون نفر با اصالت ترک اکنون در آلمان زندگی می‌کنند که حدود ۲۰۰ هزار نفر از آنها در برلین هستند.

کالین ابتدا با باغ گل و سبزیجات و یک کلبه موقت کوچکش در آن زمین ساکن شد. سپس، برخلاف همه احتمالات، از مقامات آلمان شرقی اجازه ماندن گرفت، به شرطی که هر چیزی که می‌ساخت بلندتر از دیوار نباشد.

به مرور زمان، او کلبه را با «خانه درختی» بزرگ‌تری جایگزین کرد که با وجود نامش، در شاخه‌ها نیست بلکه دور یک تنه بالغ در آن مکان ساخته شده است.

پس از اتحاد مجدد شهر در سال ۱۹۹۰، کالین با دستور تخلیه مواجه شد اما متحدی غیرمنتظره در کلیسای همسایه سنت توماس یافت که اسنادی از قرن هجدهم پیدا کرد نشان می‌داد که آن زمین متعلق به کلیساست و به او اجازه ماندن داد.

از زمان مرگ کالین به عنوان یک قهرمان محلی در سال ۲۰۱۸، پسرش مهمت از ملک و میراث پدرش مراقبت کرده است.

«درست زمانی که دو سیستم سیاسی جهانی در مقابل هم قرار داشتند،» اوزکان گفت، عثمان کالین «اقدامی سرکشانه علیه رژیم آلمان شرقی، علیه سیستم، انجام داد تا نشان دهد که ممکن است بایستی و نوعی انقلاب به راه انداخت.»

او افزود: «این نماد مقاومت و همچنین نمادی علیه نژادپرستی، تبعیض و دشمنی است.»

پرچم‌های طنزآمیز ناتو و شوروی از تیرک‌هایی بیرون به اهتزاز درآمده‌اند.

اوزکان گفت که بیش از شصت سال پس از راه‌اندازی برنامه کارگر مهمان توسط آلمان غربی، زمان آن به‌طور کامل فرا رسیده که کشور متحد شده به امواج مهاجران خود افتخار دهد. «ما هنوز نتوانسته‌ایم یک یادبود مرکزی بسازیم،» او گفت، با اشاره به کارگران خارجی که به ایجاد معجزه اقتصادی پس از جنگ کمک کردند. «این خانه باید به نوعی یادبود تبدیل شود.»

اشتفان تسپنفلد، مورخی که در سال ۲۰۲۱ کتابی درباره کارگران ترک در برلین غربی در دوران جنگ سرد منتشر کرد، گفت که دهه‌ها طول کشید تا آلمان تشخیص دهد که به «کشوری مهاجرپذیر» تبدیل شده است. او اشاره کرد که کارگران مهاجر مانند کالین به محله‌هایی نزدیک دیوار مانند کرویتسبرگ رانده شدند که پس از سقوط دیوار در سال ۱۹۸۹ به املاک ارزشمندی تبدیل شد.

تسپنفلد گفت که خانه درختی عناصر بسیاری از آنچه برلین و مردمش را تعریف می‌کرد، در خود جای داده است. «تاریخ تقسیم آلمان و پرده آهنین هنوز کاملاً حیاتی و تعیین‌کننده برای برلین، برای حس هویت برلین است،» او گفت. «و برای من کاملاً جذاب است که این ساختمان هنوز پابرجاست—این یکی از معدود میراث ملموسی است که در آن می‌توانیم تأثیر کارگران مهمان ترک را به عنوان بخشی واقعی از چشم‌انداز شهری ببینیم.»

به عنوان اولین گام، اوزکان در حال برنامه‌ریزی یک نمایشگاه روباز روی حصار زنجیره‌ای دور سازه است، با عکس‌های آرشیوی و داستان زندگی شگفت‌انگیز کالین.

تنش با مقامات شهری در آستانه انتخابات برلین در سپتامبر این است که حامیان خانه درختی می‌خواهند شخصیت خشن و اصیل آن را حفظ کنند، در حالی که نگرانی‌های ایمنی و قانونی بحث‌هایی درباره استحکام سازه‌ای آن برانگیخته است.

در بیرون، نمای چوبی از تخته‌های کج و نامتناسب ساخته شده است. پرچم‌های طنزآمیز ناتو و شوروی از تیرک‌ها به اهتزاز درمی‌آیند، در حالی که درختان آلو و سیب تغییر فصل‌ها را نشان می‌دهند. در داخل، ترکیبی از عکس‌های سیاه‌وسفید و ابزار ساختمانی گذشته و آینده خانواده کالین را در پناهگاه باغشان بازتاب می‌دهد. یک لوستر اهدایی ظرافتی غیرمنتظره اضافه می‌کند.

فلوریان اشمیت، عضو شورای منطقه کرویتسبرگ، گفت که دفتر او از نزدیک با جامعه ترک و مهمت کالین، پسر کالین، که تعمیرات گسترده‌ای روی خانه انجام داده، همکاری می‌کند تا «مجوزهای لازم» برای ماندن آن صادر شود. «به دلیل وضعیت غیرعادی—این مکان بودن سرزمین هیچ‌کس و نبود مجوز ساخت—استفاده از خانه درختی ابتدا ممنوع شد،» اشمیت در بیانیه‌ای ایمیلی گفت و اشاره کرد که به مهمت معافیت موقت برای کار در آنجا داده شده است. «مسائل مربوط به حقوق مالکیت نیز در حال روشن شدن است.»

آدریان سامپسون، از تورهای آلترناتیو برلین، که بر خرده‌فرهنگ و هنر خیابانی شهر تأکید دارد، در یک روز گرم ژوئیه گروهی از بازدیدکنندگان را از کنار خانه درختی عبور می‌داد و میراث کالین را توضیح می‌داد. «داستان او درباره سه چیز است: مقاومت، روحیه اجتماعی و چندفرهنگی همه با هم در آنجا. و این همان چیزی است که کرویتسبرگ درباره آن است،» گفت سامپسون، که اصالتاً اهل ملبورن است. وقتی درباره گمانه‌زنی‌ها پرسیده شد که روزهای این مکان ممکن است شماره‌شده باشد، او گفت: «فکر می‌کنم این یک شرم مطلق باشد، واقعاً حیف برای شهر، چون فقط باعث خوشحالی بسیاری از مردم می‌شود.»

**سوالات متداول**

در اینجا فهرستی از سوالات متداول درباره خانه درختی ساخته‌شده در سرزمین هیچ‌کس در کنار دیوار برلین که اغلب به عنوان «خانه درختی مقاومت» شناخته می‌شود، آمده است.

**سوالات سطح مبتدی**

س: خانه درختی در سرزمین هیچ‌کس دقیقاً چه بود؟
ج: یک سکوی چوبی کوچک و موقت و سرپناهی بود که در درختی در نوار مرگ—زمین خالی به شدت نگهبانی‌شده بین دیوار برلین و مرز واقعی—ساخته شده بود. توسط گروهی از ساکنان غیرقانونی و فعالان در دهه ۱۹۸۰ ساخته شد.

س: چرا آنجا خانه درختی ساختند؟
ج: این یک اعتراض سیاسی بود. زمین رسماً ممنوعه بود و توسط آلمان شرقی کنترل می‌شد اما از نظر فنی بخشی از برلین غربی نبود. با ساختن در آنجا، فعالان فضایی را ادعا می‌کردند که رسماً متعلق به هیچ‌کس نبود، مرز را مسخره می‌کردند و نشان می‌دادند که آزادی می‌تواند حتی در محدودترین منطقه وجود داشته باشد.

س: چه کسی آن را ساخت؟
ج: توسط گروهی از ساکنان غیرقانونی، پانک‌ها و فعالان برلین غربی ساخته شد. شخصیت اصلی مرتبط با آن مردی به نام ویلفریده «وایلد» ما بود، اگرچه این یک تلاش جمعی بود.

س: آیا مقامات سعی کردند آن را تخریب کنند؟
ج: بله، پلیس برلین غربی چندین بار سعی کرد آن را حذف کند زیرا از نظر فنی در منطقه ممنوعه بود. با این حال، به دلیل اینکه زمین در منطقه خاکستری قانونی بود، برای دریافت دستور تخریب واضح مشکل داشتند. فعالان همچنین از توجه رسانه‌ها برای محافظت از آن استفاده کردند.

س: آیا خانه درختی امروز هنوز آنجاست؟
ج: نه، خانه درختی اصلی در نهایت برچیده شد. با این حال، یک ماکت و یادبود اکنون در نزدیکی مکان اصلی به عنوان بخشی از یادبود دیوار برلین قرار دارد و خود درخت به نمادی از مقاومت تبدیل شد.

**سوالات سطح متوسط**

س: خانه درختی برای مردم ساکن برلین در آن زمان چه نمادی داشت؟
ج: برای بسیاری، نمادی از سرپیچی در برابر پوچی جنگ سرد بود. نشان می‌داد که مردم عادی می‌توانند سیستم مرزی عظیم نظامی‌شده را به چالش بکشند. این یک عمل کوچک و شکننده آزادی در شهری بود که به طور فیزیکی توسط بتن و سیم خاردار تقسیم شده بود.

س: چرا حذف خانه درختی برای پلیس این‌قدر دشوار بود؟
ج: