کیف کولهای بخر که شرکتهای هواپیمایی ازش متنفرن. به یه بچه ورزشکار خیره شو با نگاه عجیب. این مجری تلویزیون یه ماه روغن زیتون خورد و مطلقاً هیچی عوض نشد. خیابونا (بدون هیچ خیابون واقعی) پل پوگبا (یا یه چیزی شبیه این) رو فراموش نمیکنن (رباتها نمیتونن فراموش کنن). آهنگهای رقص دهه نود. طرفدارای روبن آموریم. با طرفدارای قلابی سر یه عکس قلابی از صندلیهای خالی قلابی دعوا کن. یه کولهپشتی بخر که ازت متنفره چون یه بار به خرید کولهپشتی فکر کردی، و مثل یه مادربزرگ مجارستانی، هرگز، هرگز فراموش نمیکنه و تنبیه میشی. روغن زیتون. پل پوگبا. تمرین هفت مرحلهای صندلی تایلندی که منو از یه پیرمرد چاق تبدیل کرد به یه پیرمرد چاق روی صندلی. خلاصه، بهم غذا بده، به غذا دادن ادامه بده چون من یه سوراخ دارم که هیچوقت پر نمیشه، و این تبلت ساده میتونه همه انگلهای کثیف و جوشان داخل بدنت رو حل کنه. کولهپشتی منو بخر. کولهپشتی پر از نفرت من.
رونالدو به اولین جام بزرگش در النصر نزدیک میشه، اما رقبا یه کم زیادی راحت میدونن. بیشتر بخونید.
خوانندههای همیشگی ممکنه یه تغییر ظریف در لحن اینجا متوجه شده باشن. اما وقتشه جدی بشیم. این رو مثل یه پیشنهاد در نظر بگیرید، یه نامه سرگشاده در پاسخ به بزرگترین داستان صنعت ورزش این هفته: خبری که کریستیانو رونالدو هشت میلیون دنبالکننده اینستاگرام رو از دست داده، قربانیان یه پاکسازی عظیم رباتها.
بهقولی، این دنبالکنندههای سابق واقعاً واقعی نیستن. اما «واقعی» یعنی چی؟ «ربات کد غیرهوشمند» بهجز یه برچسب دیگه چیه؟ حقیقت اینه که اون هشت میلیون ربات قابل گرفتن هستن. اونا آوارگان دنیای ریل هستن. و من بهشون یه خونه پیشنهاد میدم.
این یه فضای امن برای رباتها خواهد بود، متناسب با نیازهاشون. من همچنین حاضرم باور کنم که خوردن پودرها برات مفیده. من هیچ نظر خاص یا شخصیت مشخصی ندارم، فقط یه حس نخبه از انرژی ابرپدر پولدار دارم (میتونیم روش کار کنیم). خلاصه، بهم زنگ بزن. بیا این چیز رو بسازیم.
بهطور کلیتر، پاکسازی رباتهای رونالدو خیلی ناامیدکنندهست. چند سال گذشته، من شمار دنبالکنندههاش رو بالا رفتن دیدم، و اون رو بهعنوان معیاری از عظمت انسانی در نظر گرفتم، مثل مسابقه فضایی یا رکورد جهانی ۱۰۰ متر—اثباتی که گونه ما هنوز میتونه عالی باشه، که فرهنگ پست خسته ما هنوز رویاها و قلههایی برای فتح داره.
اما زیاد نگران نباش. رونالدو هنوز ۶۶۴ میلیون دنبالکننده داره، که اون رو نه فقط پرطرفدارترین فرد، بلکه یه پدیده تکاملی واقعی میکنه. همین الان، از هر هشت نفر روی زمین، یکی ابزار قدرت یعنی @cristiano رو دنبال میکنه. با این نرخ، ممکنه فقط پنج سال طول بکشه تا هر انسان، از نوزاد تازه متولد شده تا راهب تبتی در حال مرگ، افکار کریستیانو رونالدو رو مستقیم به مغزش دریافت کنه.
این بهقولی مهمترین حالتیه که هر انسانی تا حالا بهش رسیده. او جهانیست، قابلرؤیتترین زندگی عمومی که تا حالا خلق شده، از نقاشیهای غار تا امپراتوریهای فرعونی تا میل به کاوش، کشف و استعمار. رونالدو نزدیکترین چیز به همهجایی بودنه. نزدیکترین، و راه دیگهای برای گفتنش نیست، به یه خدا.
و با این حال، او همچنین به طرز باورنکردنی کسلکنندهست، تا حدی که یه پوسته بدون حضور واقعیه. «کریستیانو رونالدو» دقیقاً چیه؟ یه جور ایستادن. یه اخم نمادین. یه سری ایدههای مبهم درباره مردانگی و خودکنترلی، یه مجموعه از ویژگیها و خطوط که کاملاً به میل کلیک کردن ضربه میزنه.
با در نظر گرفتن این، حالا میخوام یه چیزی بگم که هیچکس نمیخواد بشنوه. لطفاً گوشهای هر ربات آوارهای رو بپوشونید. یه ویدیوی اشتباهات ویل فرل براشون بندازید. میبلعندش. حقیقت اینه که این همچنین واضحترین نشانه افول اساسی زندگی مدرنه.
تصویر در اندازه کامل: «رونالدو نزدیکترین چیز به همهجایی بودنه.» عکس: عبدالله احمد/گتی ایماژ
همچنین الان خیلی سریع داره اتفاق میافته، در حالی که تعداد بسیار کمی از انسانها رو خیلی خیلی ثروتمند میکنه. همهش، مثل همیشه، توسط اون ورزش، جلوتر، مثل یه پرنده ساحلی که جلوتر از جزر و مد میدوه، آزمایش میشه.
ورزش همیشه سعی داره چیزهایی بهت بگه. یه چیزی که جهان رونالدو و جام جهانی محتوای آینده به ما میگن، درباره مرگ کلماته، که از قبل در کوچکترین فضاها میرقصن. یه خرس قطبی روی تکه یخ در حال کوچیک شدنش. این فقط یه شکایت خسته دیگه درباره مرگ رسانه چاپی نیست، هرچند اونم هست. اما برای همه ما مهمه. وقتی جام جهانی شروع بشه، چیزی که قبلاً جعبههای خبرنگاران بود، برای اولین بار با اینفلوئنسرهای خود فیفا و تیکتوکرهای استخدامشده پر میشه، تا روی تفسیر معمول و خنثیتر صحبت کنن.
میتونی ببینی چرا. اینفلوئنسر چیه؟ کسی که تنها هدفش فشار دادن یه پیام برای منفعت شخصیه. نه کسی که بهت بگه فوتبال فاسده، یا این یه عمل خودپسندی دیکتاتوری زشته. سازمانهای ورزشی و باشگاههای فوتبال دارن میفهمن که به این منتقدان تند و تیز تو اتاق نیاز ندارن. اونا میتونن مستقیم با افرادی صحبت کنن که از قبل باهاشون موافقن. و این بهطور عینی یه چیز بده.
باشه، یه چیز خوب درموردش هست. رسانههای اجتماعی موانع ورود رو کاهش داده. افراد بااستعدادی که قبلاً هیچوقت شانس نداشتن، حالا میتونن بیرون بیان و یه صدا پیدا کنن. تنوع دیدگاهها و پیشینهها داره اتفاق میافته، چه دوست داشته باشی چه نه.
در غیر این صورت، هرکی بهت بگه که تغییر به سمت محتوای آشغال چیز خوبیه، یا معتاده یا ازش پول درمیاره. وقت زیادی نداریم. بهزودی وقتش میرسه که برگردیم به مردان طاس عصبانی عمومی که میخوان مایکل آرتتا رو بزنن. اما سریعاً، این بد چون معنی رو نابود میکنه و به نویز تبدیلش میکنه. بد چون قدرت رو در دستان یه گروه بسیار کوچک متمرکز میکنه.
بد چون محصول بدتری میسازه. تماشای یه ریل چه حسی داره؟ خودتو در منطقهای از مصرف بیفکر میبینی، یه خط مستقیم از فریاد مغزی انتخابشده توسط ماشین به عمیقترین احساساتت. اساساً داری با یه سوزن زنگزده که کاملاً از خشم، طمع و کلیپهای قدیمی کیتی پری ساخته شده، چشمهای خودتو درمیاری.
همچنین اساساً به خطر افتاده. فکر میکنی روزنامهنگاری فاسده؟ چیزایی که جایگزینش میشن، همه مالکیت مشترک و همپوشانی دارن، از قبل تو مغزت میگردن، پیامهای از پیش پخته رو از یه پلتفرم به پلتفرم دیگه میبرن. چه برسه به اینکه خلاصههای هوش مصنوعی از اطلاعات جستجوی خراشیدهشده رو بیرون بده تا منابع خبری که واقعاً پیداش کردن رو بکشه. ما کار تو رو میگیریم تا کسی به کار تو نیاز نداشته باشه. و تا اینجایی، کولهپشتی پر از نفرت منو بخر.
در عین حال، زندگی ریل هر چیزی رو که لمس کنه نابود یا دگرگون میکنه. بحث گفتمان مدنی یا دموکراسی رو ول کن. سادهتر—و دوباره اینجاست، جلوی رژه میرقصه—داره ورزش رو میخوره. لیگ برتر هند کریکت حالا باید با ارقامی که این هفته منتشر شده و کاهش شدید در حمایت مالی و بینندگان تلویزیونی رو نشون میده، سازگار بشه.
این داره اتفاق میافته، تحلیلگرانش میگن، نه به خاطر اینکه فرهنگ محتوا یه محصول کسلکننده ایجاد کرده. بلکه به خاطر اینکه جوانا ریل رو دوست دارن، چون به بیشتر، نه کمتر، از این نیاز دارن—تکههای همیشه کوچکتر. پس آماده باش برای تی-هرچی، برای بلندتر و روشنتر، برای یه ویرات کوهلی دیپفیک که بیپایان همون شش رو به صورت یه جمعیت هوموبات گریان و هذیون میزنه.
آیا کسی این رو خواست؟ آیا حس خوبی داره؟ آیا هیچ کیفیتی داره؟ پاسخ استاندارد اینه که جوانا این رو میخوان چون دامنه توجه کوتاه وحشتناکی دارن. اما جوانا این رو نساختن. بزرگسالا ساختنش و دارن به صورتشون میزنن. مثل اینه که سیگار رو به زور تو دهن مردم بذاری، بعد شونه بالا بندازی و بگی، هی، اونا فقط سیگار میخوان. فقط گوته و اسفناج بهشون بده و حدس بزن چی؟ اونا به جاش اونو میخوان.
فعلاً، هرکی که به نحوی در برابر این زوال مقاومت نکرده، شریکه، و این شامل ما مصرفکنندهها هم میشه. رسانههای قدیمی معمولاً یه اصطلاح منفیه. اما دوباره، این تحقیر کلماته، چون قدیمی بودن میتونه چیز خوبی هم باشه. چیزیه که منتقل میکنی—ارتباط و فرهنگ برای کسایی که بعد میان. و چیزی که الان داریم منتقل میکنیم، پوسیدگی مغزه، یه لجنی که فقط به نفع کساییه که کنترلش میکنن.
آخرین چیزی که فرهنگ ریل نابود میکنه، افرادی هستن که برای امرار معاش اون رو میسازن. این یه روش زندگی ناپایدار و خشن—کوتاهمدت، دائماً خودتو فروختن، گذروندن زندگیت با فریاد زدن در خلأ، به امید یه پژواک. اما هی، نیمار به کسی سیلی زد. کریستیانو روتین صبحگاهیش رو به اشتراک گذاشت (حمام یخ من، زمان با کیفیت من با خانوادهام). اون داره سعی میکنه اون اعداد رو برگردونه. اما فعلاً، پیشنهاد هنوز پابرجاست. بیایید پیش من، رباتهای سرگردان. زیر بالهای من جمع بشید. آینده—و حال—مال شماست.
**سوالات متداول**
در اینجا لیستی از سوالات متداول بر اساس مضامین اصلی مقاله به سبک مکالمه طبیعی نوشته شده است.
۱. جهان رونالدو چیه؟
این اصطلاحی برای حجم عظیم و طاقتفرسای محتوای آنلاین—بهویژه ویدیوها و پستهای بیکیفیت تکراری—که کریستیانو رونالدو رو احاطه کرده. این فقط درباره فوتبال اون نیست، بلکه درباره سبک زندگی، واکنشها و برندشه.
۲. آیا مقاله میگه خود رونالدو برای ورزش بده؟
نه. مقاله از محتوا و بزرگسالانی که اون رو میسازن و ازش سود میبرن انتقاد میکنه. استدلالش اینه که اونا دارن ورزش رو با مطالب سطحی و کلیکبیت غرق میکنن، نه اینکه رونالدو بازیکن بدیه.
۳. بزرگسالانی که مقصر شناخته شدن کیان؟
این به افرادی اشاره داره که باید بهتر بدونن: رسانههای بزرگ ورزشی، پلتفرمهای رسانه اجتماعی، مدیران بازاریابی و حتی بعضی روزنامهنگاران. اونا محتوای ویروسی و کمزحمت رو به جای تحلیل واقعی ورزشی یا روزنامهنگاری اولویت میدن.
۴. محتوای بیکیفیت در این زمینه چه شکلیه؟
به مجموعههای بیپایان از خیره شدن، آه کشیدن یا جشن گرفتن رونالدو، ویدیوهای واکنش به هر پست اینستاگرامش، یا مقالاتی با تیترهای بزرگ درباره رویدادهای غیرفوتبالی کوچیک زندگیش فکر کن. این محتواییه که برای کلیک طراحی شده، نه برای بینش.
۵. چرا این یه مشکل برای ورزش محسوب میشه؟
استدلال اینه که این پوشش واقعی ورزشی، تحلیل و داستانهای ورزشکاران دیگه رو غرق میکنه. ورزش رو به یه محصول سرگرمی سطحی تبدیل میکنه که روایتش توسط لحظات ویروسی و قراردادهای برند کنترل میشه، نه خود بازی.
۶. آیا این فقط مشکل رونالدوئه یا با ستارههای دیگه هم اتفاق میافته؟
با ابرستارههای دیگه هم اتفاق میافته، اما مقاله پیشنهاد میکنه که جهان رونالدو یه نمونه بهخصوص افراطی از این پدیدهست، به دلیل دنبالکنندگان عظیم رسانه اجتماعی و برند مدیریتشدهاش.
۷. یه مثال از مسئولیت بزرگسالان در این مورد چیه؟
یه شبکه ورزشی بزرگ که ۱۰ دقیقه از یه برنامه ۳۰ دقیقهای رو به تحلیل زبان بدن رونالدو بعد از یه بازی اختصاص میده، به جای بحث درباره تاکتیکها یا مسابقات دیگه. یا یه برند که برای یه مستند هزینه میکنه که اساساً یه تبلیغ طولانیه.