«هر آنچه پیشتر نوشته شده، هر آنچه پیشتر گفته شده» – این کلمات که بلیکسا بورگلد برای آغاز رامپن، آخرین آلبوم اینشتورتسنده نویباوتن که در سال ۲۰۲۴ با تبلیغات نسبتاً کمی منتشر شد، بر زبان آورد، شوم به نظر میرسید. آیا این پایان گروهی بود که تقریباً پنج دهه موسیقی آلمان را، دستکم از نگاه جهان بیرون، تعریف کرده است؟
«نه!» بورگلد پاسخ میدهد، صدایش در اتاق کوچک پشت صحنهٔ تئاتر ملی هلند در لاهه طنینانداز میشود. «بدیهی فرض کنید – ما آلبوم دیگری خواهیم ساخت.» بعداً در همان شب، اینشتورتسنده نویباوتن («ساختمانهای جدید در حال فروپاشی») در سالن کنسرت آماره اجرا میکنند و پانزدهمین دورهٔ جشنوارهٔ ریوایر را به پایان میبرند، جشنوارهای که سالگرد موسیقی تجربی و هنر در این شهر است. این سومین توقف در یک تور کوتاه جشنوارهای است که گروه در این بهار و تابستان انجام میدهد، و مثل همیشه، یک چرخدستی خرید را تمام راه از برلین، همراه با لولهها، دریلها و ورقهای فلزی، با خود آوردهاند.
نویباوتن که به خاطر صدای شدید نویز خود، ساخته شده با مصالح ساختمانی و ضایعات فلزی، شناخته میشوند، به عنوان پیشگامان سبک صنعتی (اینداستریال) در نظر گرفته میشوند و بر گروههای بعدی مانند ناین اینچ نیلز و سوانز تأثیر گذاشتهاند، حتی اگر آن لبهٔ زبر در اوایل دههٔ ۲۰۰۰ به چیزی ملودیکتر نرم شده باشد.
این بار، یک افزودهٔ جدید روی صحنه وجود دارد – یک عضو جدید: نوازندهٔ گیتار بیس، یوزفین لوکشی، که اکنون روی مبل کنار بورگلد نشسته است، در اولین مصاحبهای که او در سالهای اخیر در کنار یکی دیگر از اعضای گروه انجام داده است. فصلهای جدید، روالهای جدیدی به همراه دارند.
لوکشی، متولد ۱۹۸۹، اولین عضو جدید از زمان پیوستن یوخن آربایت و رودولف موزر در سال ۱۹۹۷ است. «وقتی یوزفین به دنیا آمد، ما تازه هاوس در لوگه را منتشر کرده بودیم،» بورگلد میگوید و به پنجمین آلبوم استودیویی گروه اشاره میکند. کاتالیزور این فصل جدید، جدایی الکساندر هکه – که اندکی پس از تأسیس اینشتورتسنده نویباوتن در سال ۱۹۸۰ به آنها پیوست و از آن زمان با آنها بود – بود که در آوریل گذشته اعلام شد. دلایل دقیق همچنان نامشخص است. هکه در بیانیهای به واگرایی «استانداردهای اساسی، شخصی و حرفهای، در همه سطوح» اشاره کرد و گفت که برای حفظ «ارزش اصلی خود یعنی یکپارچگی» کنار میرود.
بورگلد از سوی خود، به تمرکز فزایندهٔ هکه روی پروژههای شخصیاش – از جمله هکدپیچوتو، یک دونوازی با همسرش، هنرمند و یکی از بنیانگذاران لاو پرید، دانیل د پیچوتو – و کاهش متعاقب تعهد او به نویباوتن اشاره میکند. «الکساندر مدام میگفت وقت ندارد وقتی میخواستیم آلبوم جدیدی بسازیم،» بورگلد میگوید و توضیح میدهد که چرا گروه به بخشهای بداهه از اجراهای زندهٔ سال ۲۰۲۲ خود به عنوان پایهٔ رامپن روی آورد. در روایت بورگلد، پایان همکاری به طور طبیعی رخ داد.
پس از جستجوی محتاطانه برای یک جایگزین – هکه در طول اجراهای زنده به عنوان مدیر موسیقی گروه خدمت میکرد – نویباوتن از چهار نوازنده برای آزمون دعوت کرد. «ما با همهٔ آنها تمرین کردیم و تصمیممان یکپارچه بود،» بورگلد میگوید. «با یوزفین، احساس میشد که انگار همیشه با ما بودهاند. دیوانهکننده است.»
اینشتورتسنده نویباوتن عضو جدید خود را در اواخر مارس ۲۰۲۶، تقریباً یک سال پس از جدایی، به طور عمومی اعلام کرد. لوکشی، که از ضمیر they/them استفاده میکند، حتی برای طرفداران وفادار گروه هم بعید بود نامی آشنا باشد: به عنوان یک موسیقیدان مستقل، آنها در چندین پروژهٔ زیرزمینی در برلین شرکت داشتهاند، از جمله گروه اسلاج-راک کراشپد، جایی که گیتار بیس مینوازند و در خوانندگی هم مشارکت دارند. مسیر آنها به سوی یکی از تأثیرگذارترین صادرات فرهنگی آلمان، به گفتهٔ خودشان، تقریباً تصادفی بود. یک روز، تماسی از یک آشنا دریافت کردند که اشاره کرد نویباوتن به دنبال یک نوازندهٔ بیس جدید هستند؛ چند روز بعد، مشغول تمرین آهنگهایی بودند که گروه فرستاده بود. «واقعاً منتظر بودم تا بالاخره با آنها بنوازم،» لوکشی میگوید، «بعد از تمرین کردن به تنهایی.»
و حالا آنها اینجا هستند، کنار بورگلد نشستهاند: شخصیتی با جایگاهی تقریباً اسطورهای در فرهنگ آلمان. او در نوجوانی در محلهٔ طبقه کارگر تمپلهوف در برلین غربی مدرسه را رها کرد، اینشتورتسنده نویباوتن و بد سیدز نیک کیو (جایی تا سال ۲۰۰۳ ماند) را بنیان نهاد. نشانهای از اینکه چقدر همه چیز تغییر کرده: سال گذشته، بورگلد نشان شایستگی جمهوری فدرال آلمان، بالاترین افتخار کشور، را دریافت کرد و او را به عنوان یک الگو برای افراد خلاق در سراسر کشور به رسمیت شناخت. این جایزهای است که خود جوانتر او – که در ساختمانهای متروکه در زمین بازی پر از آوار برلین غربی پس از جنگ زندگی میکرد – هرگز نمیتوانست تصور کند.
یک موسیقیدان که بسیار جوانتر از همگروهیهایش است چگونه جایگاه خود را در گروهی که بیشتر از عمرش وجود داشته پیدا میکند؟ و به عنوان اولین عضو غیرمرد از زمان خروج بنیانگذاران بئات بارتل و گودرون گوت اندکی پس از شروع گروه، چگونه فضایی را به عنوان یک همتراز واقعی برای خود ایجاد میکنند؟ «این سؤال برای یوزفین است،» بورگلد میگوید – و سپس خودش پاسخ میدهد. «آنها به وضوح کار ما را میشناسند.» «به وضوح،» لوکشی اضافه میکند. «من بالاخره اهل برلین هستم. این گروه یک نهاد در این شهر است.» با ادامهٔ گفتگو، لوکشی در این نقش جدید راحتتر به نظر میرسد، کنار بورگلد نشسته و نمایندهٔ نسل جوانتری از صحنهٔ موسیقی برلین است – نسلی که هنوز عمیقاً با تاریخی که اینشتورتسنده نویباوتن به ایجاد آن کمک کرد، پیوند دارد.
این گروه یادگاری زنده از یک دوران تقریباً افسانهای در برلین است: دورانی که با زندگی دیوید بویی و ایگی پاپ در شهر تقسیمشده در دههٔ ۱۹۷۰ آغاز شد و به سینماییترین شکل ممکن، با خواندن آهنگ «من به دنبال آزادی بودهام» از دیوید هسلهاف روی دیوار فرو ریخته در سال ۱۹۸۹ به پایان رسید. آن دوران هنوز نسلهایی از موسیقیدانان را الهام میبخشد و تصویر جهانی شهر را به عنوان پناهگاهی برای ضد فرهنگ، جایی که تاریخ، هنر خودساخته و خوشگذرانی در کنار هم جمع میشوند، شکل میدهد.
اما گفته میشود که آن برلین در حال مرگ است. موجی از مقالهها و یادداشتهای تحلیلی در روزنامهها و مجلات آلمانی در ماههای اخیر، به سوگ افول درکشدهٔ شهر نشسته است – نتیجهٔ کاهشهای بودجهای شدید در فرهنگ، خدمات اجتماعی و بهداشت، و ناامیدی گستردهتر از اینکه رویای برلین برای تبدیل شدن به یک شهر جهانی مانند لندن یا نیویورک هرگز به طور کامل محقق نشد. اما شاید شهر فقط در حال تغییر است، درست مانند نمادینترین گروهش که در حال تغییر است.
کشیدن نقشهٔ سفر اینشتورتسنده نویباوتن بر روی برلین چندان دور از ذهن نیست: از بچههای ورشکستهای که پس از فروش سازهایشان برای زنده ماندن، روی ضایعات فلزی از کارگاههای ساختمانی میکوبیدند، تا نمادهای هنری، تا اعضای ناراضی تأسیسات فرهنگی. بورگلد از آن بخش آخر به خود میپیچد. «ما ضد ضد فرهنگ بودیم، نفی مضاعف همه چیز،» او میگوید. «با آن، هرگز نمیتوانی واقعاً بخشی از تأسیسات شوی.» مانند شهری که آنها را شکل داد، آنها جنبشهایی را الهام بخشیدهاند که نسبت به آنها احساسات بسیار متفاوتی دارند: «ما در برابر ظهور چیزی به وحشتناکی رامشتاین بیگناه نیستیم،» بورگلد میگوید، نیمی شوخی. و با وجود شهرت بینالمللی قویشان، تا حد زیادی موفقیت تجاری را از دست دادهاند، همانطور که بورگلد هنگام صحبت در مورد یافتن راههای جدید برای تأمین مالی آلبوم بعدیشان اشاره میکند.
اما تا زمانی که صحنههایی برای اجرا وجود داشته باشد، اینشتورتسنده نویباوتن به حمل چرخدستیهای خرید خود در سراسر جهان ادامه خواهد داد. پس از مصاحبه، بورگلد و لوکشی به سمت هتل خود در آن سوی خیابان برمیگردند و رهگذران برای نگاه کردن برمیگردند چون بورگلد را میشناسند. لولهها، دریلها و ورقهای فلزی از قبل در آن سوی خیابان منتظرند. بالاخره، هنوز نمایشی برای اجرا باقی مانده است.
اینشتورتسنده نویباوتن در تاریخ ۲۲ تا ۲۵ مه در جشنوارهٔ ویو گوتیک ترِفن در لایپزیگ و در ۵ ژوئن در جشنوارهٔ پریماورا ساوند در بارسلونا اجرا خواهد کرد. سپس به تور خواهند رفت. این مقاله در ۱۸ مه ۲۰۲۶ بهروزرسانی شد تا مشخص کند که اجرای اینشتورتسنده نویباوتن در جشنوارهٔ ریوایر در سالن کنسرت آماره برگزار شده است.
**سؤالات متداول**
در اینجا فهرستی از سؤالات متداول دربارهٔ اینشتورتسنده نویباوتن بر اساس مقاله آورده شده است:
**سؤالات سطح مبتدی**
۱. اینشتورتسنده نویباوتن چه کسانی هستند؟
آنها یک گروه تجربی آلمانی از برلین هستند که در سال ۱۹۸۰ تشکیل شد. آنها به خاطر استفاده از ابزارهای صنعتی، ضایعات فلزی و تجهیزات ساختمانی به عنوان آلات موسیقی معروف هستند.
۲. معنای اینشتورتسنده نویباوتن چیست؟
این عبارت به «ساختمانهای جدید در حال فروپاشی» ترجمه میشود. این نام نشاندهندهٔ صدای صنعتی آشوبناک و مضامین زوال و تخریب شهری آنهاست.
۳. چه نوع موسیقیای میسازند؟
اغلب از آن به عنوان موسیقی صنعتی یاد میشود، اما فراتر از آن است. آنها نویز، ضربه زدن بر اشیاء فلزی، ابزارهای برقی و آوازهای دکلمهوار را ترکیب میکنند. صدایشان میتواند خشن، ریتمیک یا به طرز عجیبی زیبا باشد.
۴. چرا بعد از ۴۰ سال هنوز مهم هستند؟
آنها استفاده از اشیاء غیرموسیقی را به عنوان ساز پیشگامی کردند و بر گروههای بیشماری تأثیر گذاشتند. آنها از نظر هنری بیقرار ماندهاند، هرگز خود را تکرار نکردهاند و یک گروه زندهٔ افسانهای باقی ماندهاند.
۵. آیا هنوز با چکشهای بادی و دریل اجرا میکنند؟
بله، این امضای آنهاست. آنها روی صحنه از دریل، چکش، ورق فلزی و حتی میکسر بتن استفاده میکنند. این بخشی از هویت آنهاست، اما کارهای بعدی آنها شامل عناصر آکوستیک ظریفتری نیز میشود.
**سؤالات سطح پیشرفته**
۶. مقاله میگوید «آنها هنوز در حال فروپاشی هستند». این به چه معناست؟
این یک معنای دوگانه دارد. اول، موسیقی آنها بر روی صدای شکستن و فرو ریختن چیزها ساخته شده است. دوم، پس از ۴۰ سال، خود اعضای گروه در حال پیر شدن هستند و با فرسودگی فیزیکی ناشی از دههها اجرای خشن دست و پنجه نرم میکنند.
۷. صدای آنها در طول پنج دهه چگونه تغییر کرده است؟
آلبومهای اولیه آشوب و نویز محض هستند. در دههٔ ۱۹۹۰، آنها ملودی و بخشهای آرامتری را معرفی کردند. در دههٔ ۲۰۰۰، آنها مدلی با حمایت مالی طرفداران ایجاد کردند که به آنها اجازه داد آزادانه آزمایش کنند. اکنون موسیقی آنها نویز خام را با تنظیمات ظریف و تقریباً کلاسیک ترکیب میکند.
۸. مفهوم «استراتژیهای تخریب» چیست؟
این ایدهای است که آنها در اوایل کار خود استفاده میکردند.