"I almost quit to become a fencing teacher": Iron Maiden reflects on 50 years of heavy metal, hard living – and terrible communication skills.

"I almost quit to become a fencing teacher": Iron Maiden reflects on 50 years of heavy metal, hard living – and terrible communication skills.

وقتی از استیو هریس، بیسیست و بنیانگذار گروه آیرون میدن، درباره این واقعیت می‌پرسم که گروهش بیش از نیم قرن دوام آورده، به نظر گیج می‌رسد، انگار چیزی را زمین گذاشته و فراموش کرده کجا گذاشته است. «خیلی سریع گذشت. چند ماه به تور می‌روی و انگار برق‌آسا می‌گذرد، اما اتفاقات زیادی می‌افتد. کل حرفه ما ادامه همان است – برای ۵۰ سال.»

او در حال تأمل در مورد چگونگی هدایت یکی از تأثیرگذارترین – و عمیقاً منحصربه‌فردترین – گروه‌های بریتانیایی در تاریخ است. آیرون میدن که با آلبوم‌های سریع، تئاتری و چندبار پلاتینیومی مانند The Number of the Beast، Powerslave و Seventh Son of a Seventh Son به رده بالای متال دهه ۸۰ راه یافت، نه تنها از رکود اواسط دهه ۹۰ که بسیاری از گروه‌های متال را گرفت، جان سالم به در برد، بلکه سنگین‌تر و جاه‌طلبانه‌تر شد.

سال گذشته، آنها پنجاهمین سالگرد خود را با تور Run for Your Lives جشن گرفتند که تا نوامبر امسال ادامه دارد و شامل بزرگ‌ترین کنسرت‌های اصلی آنها در بریتانیا تا به امروز در فستیوال دو روزه خودشان به نام EddFest در نبرورث در ماه جولای است. ماه آینده همچنین اکران سینمایی Burning Ambition، مستندی که دهه‌ها را در بر می‌گیرد و شامل تصاویر آرشیوی نایاب همراه با مصاحبه با افرادی مانند تام مورلو، چاک دی، لارس اولریش و – به طور غیرمنتظره‌ای – خاویر باردم است.

«طرفداران متعصب میدن خواهند گفت: چرا ۱۰ ساعت نیست؟» بروس دیکینسون، خواننده پرانرژی، وقتی در هتلی در سوهوی لندن به تنهایی با او ملاقات می‌کنم، می‌خندد. «اما امیدوارم یک سفر سرگرم‌کننده باشد.»

آیرون میدن که در سال ۱۹۷۵ در لندن توسط هریس تشکیل شد، تغییرات زیادی در اعضا داشت تا اینکه در سال ۱۹۷۸ پل دی‌آنا را به عنوان خواننده انتخاب کرد و از طریق اجراهای مداوم به خط مقدم موج جدید هوی متال بریتانیا (NWOBHM) راه یافت. این جنبش خام و آماده که به خاطر نمایش‌های عجیب و غریب و نگرش خودانجام‌ده معروف بود، در میخانه‌های کوچه‌های فرعی برای جمعیت‌هایی با جین و چرم سفارشی اجرا می‌کرد، همه اینها در اوج پانک بود. به دلیل سرعت گروه و ریشه‌های ایست اند، منتقدان گاهی پانک و میدن را مقایسه می‌کردند، اما «ترجیح می‌دادم جارو بکشم تا آن آشغال را بنوازم،» هریس در Burning Ambition می‌گوید.

دیکینسون عمیقاً با گروهش سامسون در NWOBHM درگیر بود، که در استودیوی کنار میدن ضبط می‌کردند وقتی آنها آلبوم ۱۹۸۱ خود Killers را می‌ساختند. «NWOBHM! مثل این بود: خوب، اگر می‌توانی آن را هجی کنی، ممکن است بگویی،» دیکینسون می‌گوید. «اما در نقطه صفر، همه ما بودیم: در مورد چه چیزی صحبت می‌کنی؟ این سال‌هاست که وجود داشته.» او از باشگاه مارکی در سوهو و میوزیک ماشین (اکنون کوکو) در کمدن، شمال لندن، به عنوان «اوج جایی که می‌خواستی باشی» یاد می‌کند. «قبل از آن، در گوشه یک میخانه کمی فرش کار می‌کردی.»

«تنها چیزی که متال [از پانک] اقتباس کرد، ایده "بیایید خودمان انجامش دهیم" بود. مردم تک‌آهنگ‌های خود را منتشر می‌کردند، با لیبل‌های مستقل قرارداد می‌بستند. سپس پانک به نوعی به موج نو و رمانتیک جدید تبدیل شد، اما ما به هیچ چیز تبدیل نشدیم – فقط ادامه دادیم.»

اولین آلبوم خودنام میدن در سال ۱۹۸۰ در رتبه ۴ جدول بریتانیا وارد شد. با این حال، تا زمانی که Killers را منتشر کردند، دی‌آنا فرسوده شده بود. او شخصیتی وحشی بود که الکل و مواد مخدر را دوست داشت و در سال ۱۹۸۱ پس از یک تور طولانی و پر فشار گروه را ترک کرد. دیکینسون پس از یک «گفتگوی مخفی» به طرز خنده‌داری آشکار با راد اسمالوود، مدیر میدن، که زیر یک نورافکن بزرگ در وسط منطقه پذیرایی فستیوال ریدینگ برگزار شد، به گروه پیوست. دیکینسون که شخصیتی بسیار متفاوت از دی‌آنا داشت، به زودی یکی از فوراً قابل تشخیص‌ترین نشانه‌های تجاری در متال را داشت: صدایی با ویبراتوی سنگین که اکتاو را می‌شکست و برای تأثیرگذاری ساخته شده بود. او همچنین منظم بود و استقامت لازم برای ماه‌ها در جاده را داشت.

«مثل این بود که یک مهاجم برای لیگ کنفرانس باشی و بگویند: برو برای منچستر سیتی در خط حمله و مرکز بازی کن،» او می‌گوید. «اما من به شدت بیش از حد اعتماد به نفس داشتم چون ۲۱ ساله بودم.» «البته که قرار است این کار را بگیرم، چون می‌توانم دقیقاً همان کاری را که می‌خواهی انجام دهم و خیلی بیشتر.» می‌دانستم استیو چقدر جاه‌طلب است و می‌فهمیدم می‌خواهد موسیقی را به کجا ببرد. واضح بود که گروه می‌توانست کاملاً عظیم باشد. عاشق این بودم که چقدر از نظر فنی به عنوان نوازنده ماهر بودند – هیچ محدودیتی از نظر موسیقی وجود نداشت.

داستان‌سرایی vivid دیکینسون – چیزی که او «تئاتر ذهن» می‌نامد – به امضای کلیدی آیرون میدن تبدیل شد. او ارجاعات ادبی بی‌پایانی را جا داد، از Rime of the Ancient Mariner ساموئل تیلور کولریج گرفته تا Brave New World آلدوس هاکسلی، و حتی رئالیسم اجتماعی دهه ۱۹۵۰ آلن سیلیتو با The Loneliness of the Long Distance Runner. به همان اندازه نبردهای تاریخی، مبارزات سیاسی حماسی و صحنه‌های خشونت‌آمیز در آهنگ‌هایی مانند Paschendale، Alexander the Great و The Trooper شنیده می‌شود.

آیرون میدن برای ضبط The Number of the Beast (۱۹۸۲) مستقر شد. با سه کلاسیک فوری در همان ابتدا – آهنگ عنوان، Run to the Hills و Hallowed Be Thy Name – به علاوه قطعات عمیق‌تر مانند The Prisoner و Children of the Damned، این آلبوم چیزی را ارائه داد که میدن قبلاً فقط به آن اشاره کرده بود اما هرگز کاملاً به آن نرسیده بود: هوی متال تئاتری و حماسی که هم از نظر ملودیک اوج‌گیرنده و هم خام، تهاجمی و فوری بود.

«وقتی با یک دسته آهنگ وارد می‌شوی، لزوماً فکر نمی‌کنی یک آلبوم کلاسیک ساخته‌ای،» هریس به روش معمول کم‌حرف خود می‌گوید. «فقط فکر می‌کنم: خوب، ما یک آلبوم خیلی خوب ساخته‌ایم، و مردم یا آن را دوست خواهند داشت یا نه.»

با وجود تمام نقل‌قول‌های کولریج و آهنگ‌نویسی الهام‌گرفته از Charge of the Light Brigade، هریس رفتاری ثابت و متین دارد، مانند یک مدیر فوتبال رواقی – بسیار متفاوت از دیکینسون ماجراجو، که دیدگاهش نسبت به The Number of the Beast تقریباً کاملاً مخالف است. «آیا می‌دانستیم خاص است؟ بله، می‌دانستیم! بعد از ضبط در استودیو می‌ماندیم و گوش می‌دادیم. می‌نشستیم و واتنیز پارتی سونز می‌نوشیدیم» – بشکه‌های کوچک هفت پینتی ارزان و فوراً قابل تشخیص آن دوران. «دیواری از آن چیزها می‌ساختیم و تا ساعت چهار صبح به خانه نمی‌رسیدیم بعد از اینکه ضبط را ساعت هشت یا نه شب متوقف می‌کردیم. بقیه وقت فقط می‌نشستیم و خودمان را نیشگون می‌گرفتیم و می‌گفتیم: لعنتی، این عالی نیست؟»

در طول اوایل دهه ۸۰، یک روال تعیین شد: هر سال یک آلبوم بنویس و ضبط کن، تور برو، و سپس – اگر خوش شانس بودند – چند هفته برای کریسمس تعطیلات بگیرند. برای آلبوم بعدی Piece of Mind (۱۹۸۳)، آنها همه تلاش خود را کردند. اسمالوود با رزرو سالن‌های بزرگ به جای تئاتر در سراسر آمریکا – از جمله مدیسون اسکوئر گاردن – ریسک کرد. نتیجه داد. میدن اکنون یک گروه پلاتینیومی سالن‌های بزرگ بود، اگرچه هنوز خارج از هنجارهای صنعت موسیقی عمل می‌کرد: بدون ویدیوهای براق، پخش رادیویی کم، و حتی پوشش رسانه‌ای جریان اصلی کمتر.

«وقتی در دهه ۲۰ زندگی‌ات هستی، شگفت‌انگیز است که بدنت چقدر تنبیه می‌تواند تحمل کند،» آدریان اسمیت، گیتاریست، از طریق تماس ویدیویی می‌گوید. «اما گروهی مثل میدن مجبور بود آن برنامه را حفظ کند چون ما هرگز یک تک‌آهنگ پرفروش عظیم نداشتیم و منتظر نبودیم تا چک‌های حق امتیاز روی پادری بیفتد. ما بیرون می‌رفتیم و موسیقی را به مردم می‌رساندیم. اما بعداً نتیجه می‌دهد، چون مردم آن را به یاد می‌آورند. اما به نقطه‌ای رسیدیم که باید استراحت می‌کردیم... دیر یا زود خودش را نشان می‌دهد.»

تور طاقت‌فرسا و به طرز غم‌انگیزی نام‌گذاری‌شده World Slavery در حمایت از Powerslave ۱۹۸۴ یک مثال عالی بود. در پایان آن، گروه خسته بود، به ویژه دیکینسون.

«آن قطعاً یک دوره سخت برای من بود،» او می‌گوید. «هیچ زندگی نداشتم. شروع کرد به احساس یک قفس طلایی. و این نمی‌توانست درست باشد. شروع کردم به تعجب: آیا ارزشش را دارد؟ چون به اندازه کافی جوانم که کار دیگری انجام دهم. به ترک کردن فکر می‌کردم تا معلم شمشیربازی شوم. می‌خواستم...» بروم، چون این بهتر از از دست دادن روحت و هر چیزی است که با آن می‌آید.» او نگران بود که ارتباط خود را با «دلیلی که در وهله اول وارد موسیقی شدم از دست بدهد: چون شکلی از داستان‌سرایی دراماتیک بود.»

در حالی که طرفداران متعهد آیرون میدن ممکن است با آنچه به یک لیست مطالعه نسبتاً سنگین تبدیل می‌شود آشنا باشند، آیا هرگز آنها را آزار می‌دهد که شنوندگان معمولی هیچ ایده‌ای ندارند که چقدر عمیق می‌رود؟ «نمی‌گویم آزاردهنده، این خیلی قوی است،» دیکینسون می‌گوید. «اما آزاردهنده است وقتی مردم می‌گویند، "شما فقط یک مشت احمق سطحی هستید، و به همین دلیل است که این نوع موسیقی را می‌سازید، چون نمی‌توانید کار دیگری انجام دهید."»

تصویر در اندازه کامل
دیکینسون در حال اجرا در Ozzfest 2005 در Hyundai Pavilion در سن برناردینو، کالیفرنیا. عکس: کارل والتر/گتی ایماژ

تا سال ۱۹۹۰، موسیقی سنگین در حال تغییر بود. گروه‌های هارد راک مانند گانز ان رزز و گروه‌های ترش متال مانند متالیکا عظیم بودند و داستان‌سرایی اغراق‌آمیز میدن در خطر احساس قدیمی بودن بود. پس از آلبوم مفهومی ۱۹۸۸ Seventh Son of a Seventh Son، آلبوم ۱۹۹۰ No Prayer for the Dying قرار بود بازگشتی به صدای اصلی میدن باشد. یک استودیوی سیار لرزان، که زمانی توسط رولینگ استونز استفاده می‌شد، در محوطه خانه روستایی هریس در اسکس راه‌اندازی شد. این آلبوم شامل «Bring Your Daughter... to the Slaughter» بود که به یکی از تنها آهنگ‌های هوی متال تبدیل شد که تا به حال در صدر جدول تک‌آهنگ‌های بریتانیا قرار گرفت. اما همه چیز خوب پیش نمی‌رفت و اسمیت – یکی از سریع‌ترین و از نظر ملودیک شهودی‌ترین گیتاریست‌های آن دوران – تصمیم به ترک گرفت.

«این چیزها هرگز واضح نیستند،» او توضیح می‌دهد. «اما من در نوعی آشفتگی بودم. به نظر نمی‌رسید بتوانم چیزی بیاورم... Seventh Son، از آن راضی بودم، و داشت بزرگ‌تر می‌شد. اما علاقه‌ای به بازگشت به صدای گاراژی‌تر نداشتم. آنها گفتند، "از زبان بدنت می‌توانیم بفهمیم خوشحال نیستی." جلسه‌ای داشتیم. تمام شد.»

در آن زمان، دیکینسون طرفدار بزرگ آلیس این چینز و ساوندگاردن بود که آنها را «لبه‌دار، موزیکال و احساسی» نامید. «یک استخر عظیم از استعداد وجود دارد، و من به آن نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم: آیا ما هنوز مرتبط هستیم، یا ظاهر آیرون میدن شروع به احساس کمی فرسوده کرده است؟ و به نظر نمی‌رسید کسی اهمیت دهد.» بنابراین او نیز در سال ۱۹۹۳ ترک کرد. «زمانی برای تأمل و تردید به خود بود. فهمیدن اینکه از اوایل دهه ۲۰ سالگی بخشی از یک نهاد بوده‌ام و نمی‌دانستم چگونه خارج از آن کار دیگری انجام دهم – این را کاملاً ترسناک یافتم.»

هریس به یاد می‌آورد که عدم ارتباط در گروه در آن زمان یک مشکل جدی بود. «تقریباً مثل این بود: "باشه، من می‌روم." "اوه، باشه – خوب، پس تمام شد." واقعاً در موردش صحبت نکردیم. می‌شد از آن جلوگیری کرد، اما می‌توان استدلال کرد که مردم نیاز داشتند بروند و فضای خود را پیدا کنند.»

پس از ظهور گرانج و سپس نو-متال، دهه ۹۰ برای بسیاری از گروه‌های متال دهه ۸۰، از جمله میدن، حتی سخت‌تر شد. آنها بدون دیکینسون و اسمیت – که هر دو روی پروژه‌های تکنوازی و گروهی مختلف، گاهی با هم، کار می‌کردند – ادامه دادند و جانیک گرز (اکنون یکی از سه گیتاریست در ترکیب ۲۰۲۶، در کنار اسمیت و عضو قدیمی دیو موری) و خواننده بلِیز بِیلی، سابقاً از وولفسبین، را آوردند. آلبوم‌هایی که در این مدت ضبط کردند – The X Factor و Virtual XI – قوی بودند، اما محبوبیت میدن در حال کاهش بود، به ویژه در آمریکا، جایی که برای اولین بار در دهه‌ها برای فروش بلیط تئاترها، چه رسد به سالن‌های بزرگ، تقلا می‌کردند.

«در آمریکا سخت بود،» هریس می‌گوید. «اما متال در همه جا تقلا می‌کرد. با یک حرفه طولانی، یاد می‌گیری فراز و نشیب‌ها را تحمل کنی، اما مهم نیست چه اتفاقی می‌افتد، ادامه می‌دهی.»

دیکینسون و اسمیت در سال ۱۹۹۹ به گروه بازگشتند و Brave New World چشمگیر را ضبط کردند. دیکینسون یک جلسه مخفی بین خود و هریس را به یاد می‌آورد که توسط مدیریت ترتیب داده شده بود. «فقط کل این ماجرا را...» «مسخره یافتم،» او می‌خندد. «سطح پارانویا در مورد من و استیو که در ملاء عام دیده می‌شویم – منظورم این است که مثل چیزی از رمان لن دیتون بود. گفتم، چرا فقط ملاقات نمی‌کنیم و صحبت نمی‌کنیم؟ و راد اسمالوود گفت، نه، نه، نه! بنابراین در نهایت این کار را در یک باشگاه قایق‌رانی در مارینا برایتون انجام دادیم، جایی که راد همه را بیرون کرد.»

تصویر در اندازه کامل
آیرون میدن روی صحنه در ورزشگاه PGE در ورشو، لهستان. عکس: جان مک‌موری

این منجر به یک آیرون میدن فشرده و پرانرژی شد که در فستیوال راک این ریو ۲۰۰۱ در مقابل ۲۵۰,۰۰۰ نفر به عنوان گروه اصلی اجرا کرد. از آن زمان، آلبوم‌ها با سرعت کمتری نسبت به دهه ۸۰ منتشر شده‌اند، اما کیفیت بالا باقی مانده است، با یک عنصر پیشرو و آهسته‌ساز که به طور قابل توجهی به جلو آمده است. هم هریس و هم دیکینسون طرفداران دیرینه پراگراک هستند و از گروه‌هایی مانند جترو تال، ون در گراف جنریتور، کریزی ورلد آف آرتور براون و جنسیس نام می‌برند. اما در حالی که آهنگ‌ها ممکن است طولانی‌تر و پیچیده‌تر باشند، اغلب سنگین‌تر هم هستند. آلبوم‌های پس از هزاره مانند The Book of Souls ۲۰۱۵ و Senjutsu ۲۰۲۱ ثابت کردند که ترکیب سبک شدید و پرانرژی آنها با نمایش‌های بی‌پروا پراگراک می‌تواند آنها را به همان اندازه حیاتی – و مورد تقاضا – نگه دارد.

«باید خام و خطرناک می‌بود» – دف لپارد، ساکسون و ونوم در مورد متال بریتانیایی دهه ۸۰
بیشتر بخوانید

هریس همیشه خوش‌بین به نظر می‌رسد تقریباً از فکر پایان تور فعلی غمگین است. «به نظر می‌رسد سال آینده را تعطیل می‌کنیم،» او می‌گوید. «شخصاً، نمی‌خواستم، اما این فقط من هستم. من فقط یکی از شش نفر هستم، مهم نیست کسی چه فکری می‌کند. آنها همه فقط کاری را که بهشان گفته می‌شود انجام نمی‌دهند،» او با خنده می‌گوید. «در غیر این صورت، ما سال آینده هم کار می‌کردیم.»

در مورد موسیقی جدید، «هر کسی می‌تواند در مورد کارهای اولیه صحبت کند، اما فایده انجام Run to the Hills Part Two یا The Trooper Part Two چیست؟» اما او جزئیاتی در مورد آلبوم احتمالی بعدی نمی‌دهد. «ما معمولاً در تمرینات دور هم جمع می‌شویم، صحبت می‌کنیم، می‌بینیم هر کسی چه می‌خواهد انجام دهد و از آنجا ادامه می‌دهیم.»

دیکینسون، در همین حال، همان اعتماد به نفسی را که در ۲۱ سالگی داشت، حتی در حالی که در یک هتل مجلل قهوه می‌نوشد، از خود ساطع می‌کند. «هر آهنگی روی کره زمین، اگر به آیرون میدن بدهی، همیشه شبیه آیرون میدن خواهد بود،» او می‌گوید. «این باورنکردنی است. چیزی به رولینگ استونز بدهی و "خدای من، این رولینگ استونز است!" – خوب، میدن هم همینطور است. از من نپرس چطور، از من نپرس چرا، از من نپرس جادو از کجا می‌آید – در آن نقطه، مهارت‌های تحلیلم از پنجره بیرون می‌رود. فقط هست.»
آیرون میدن: برنینگ امبیشن از ۷ مه در سینماها. ادفست در نبرورث، هرتفوردشر، ۱۰ و ۱۱ جولای.



سوالات متداول
در اینجا لیستی از سوالات متداول بر اساس مقاله درباره حرفه ۵۰ ساله آیرون میدن به سبک مکالمه طبیعی آورده شده است



سوالات سطح مبتدی



1 این مقاله درباره چیست

این یک مصاحبه مروری با آیرون میدن در جشن پنجاهمین سالگرد آنهاست آنها درباره تاریخچه گروه، هزینه فیزیکی تورها، اختلافات معروفشان و اینکه چگونه تقریباً از هم پاشیدند صحبت می‌کنند



2 صبر کن یکی تقریباً ترک کرد تا معلم شمشیربازی شود

بله این راد اسمالوود مدیر گروه بود قبل از مدیریت میدن او معلم شمشیربازی بود او می‌گوید تقریباً در روزهای اول مدیریت گروه را رها کرد تا به تدریس برگردد



3 چرا مقاله به مهارت‌های ارتباطی وحشتناک اشاره می‌کند

اعضای گروه به طرز بی‌رحمانه‌ای صادق هستند که به ندرت درباره احساسات یا مشکلاتشان صحبت می‌کنند آنها اغلب فقط ادامه می‌دهند یا از طریق سازهایشان بحث می‌کنند اینگونه زنده مانده‌اند – با فکر نکردن بیش از حد به چیزها



4 بخش زندگی سخت درباره چیست

آنها درباره برنامه تور دیوانه‌وار، شب‌های بی‌پایان نوشیدن، خستگی و آسیب فیزیکی ناشی از سال‌ها موسیقی بلند و سفر صحبت می‌کنند آنها اعتراف می‌کنند که همیشه سالم نبوده است



5 آیا آیرون میدن هنوز موسیقی می‌سازد

بله آنها هنوز تور می‌روند و موسیقی می‌نویسند مقاله بر طول عمر آنها و چگونگی ادامه دادن پس از پنج دهه تمرکز دارد



سوالات سطح متوسط



6 گروه چگونه با بزرگ‌ترین تغییرات اعضای خود مانند زمانی که بروس دیکینسون در سال ۱۹۹۳ ترک کرد، کنار آمد

مقاله نشان می‌دهد که آنها فقط ادامه دادند آنها جلسات طولانی و دراماتیک نداشتند بروس ترک کرد آنها بلِیز بِیلی را استخدام کردند و به کار ادامه دادند بعداً بدون سر و صدای زیاد دوباره متحد شدند – آنها فقط دوباره شروع به نواختن کردند



7 راز بقای آنها به گفته گروه چیست

آنها می‌گویند ترکیبی از لجبازی، عشق مشترک به موسیقی و یک اعتماد عجیب و ناگفته است آنها بهترین دوستانی نیستند که با هم وقت بگذرانند اما به شدت به گروه به عنوان یک پروژه وفادار هستند



8 مقاله به زندگی سخت اشاره می‌کند آیا هیچ‌کدام از آنها مشکلات جدی سلامتی داشتند

بله بروس دیکینسون در سال ۲۰۱۵ یک تومور سرطانی روی زبانش داشت او آن را شکست داد استیو هریس درباره فشار فیزیکی نواختن بیس برای سه ساعت در شب در سنشان صحبت کرده است مقاله اشاره می‌کند که همه آنها تجربیات نزدیکی داشته‌اند