سایه «هراس سرخ» جوزف مککارتی بر جشنواره فیلم کن امسال سنگینی کرد. در اقدامی که یادآور فهرست سیاه اواسط قرن بیستم بود که حدود ۳۰۰ مظنون به کمونیسم را از هالیوود حذف کرد، گروه رسانهای فرانسوی Canal+ عملاً دو برابر آن تعداد از حرفهایهای سینمای فرانسه—از جمله بازیگرانی مانند ژولیت بینوش و کارگردانانی مانند ژان-پاسکال زادی و آرتور هاراری—را کنار گذاشت. جرمشان؟ امضای نامهای سرگشاده که نفوذ رو به رشد میلیاردر محافظهکار ونسان بولوره، سهامدار اصلی Canal+، بر رسانه و سینمای فرانسه را نقد میکرد.
ماکسیم سادا، مدیرعامل Canal+، این تنبیه را دفاع کرد و گفت ادعاهای امضاکنندگان «بیعدالتی» علیه کارکنان Canal+ است که به گفته او به استقلال سازمان متعهد هستند.
در طول دهه گذشته، بولوره کنترل خود را بر بخش بزرگی از رسانههای خبری و سرگرمی فرانسه—از CNews شبیه به فاکس نیوز گرفته تا Journal du Dimanche، رادیو Europe 1 و ناشر Fayard—تشدید کرده است. او اغلب متهم میشود که جهتگیری تحریریه داراییهای خود را به سمت یک دستور کار راستگرا تغییر میدهد، بسیار شبیه روپرت مرداک. اخیراً، تصمیم او برای اخراج مدیرعامل ناشر ادبی Grasset منجر به اعتصاب بیش از ۱۰۰ نویسنده شد که طیف سیاسی گستردهای از جمله فیلسوف جامعهعالی برنار-آنری لوی و رماننویس فمینیست ویرژینی دسپانت را در بر میگرفت.
در دادخواست خود—که از آن زمان حمایت ستارگان بینالمللی مانند خاویر باردم و مارک روفالو را جلب کرده است—حرفهایهای سینما نوشتند: «با واگذاری سینمای فرانسه به دست یک مالک راست افراطی، ما نه تنها خطر یکسانسازی فیلمها، بلکه تصرف فاشیستی تخیل جمعی را نیز تهدید میکنیم.»
عواقب قطع روابط Canal+ با بازیگران، نویسندگان، کارگردانان و تکنسینها همچنین میتواند به صنعت ضربه سختی بزند. Canal+ بیش از ۴۰٪ از کل بودجه خصوصی برای پخش، استریم و سینمای فرانسه را تشکیل میدهد. و از آنجایی که تولیدات فرانسوی اغلب به ترکیبی از بودجه عمومی و خصوصی متکی هستند، این عدد احتمالاً نقش حیاتی Canal+ را کمتر از واقع نشان میدهد. از Mulholland Drive تا Paddington in Peru، تعداد کمی از تولیدکنندگان و توزیعکنندگان اروپایی دیگر دارای چنین دامنه جهانی هستند.
آیا باید یک نفر—یا یک مشت نفر—بتوانند بر اساس تمایل خود برای کنترل گفتار سیاسی هنرمندان، خروجی فرهنگی یک ملت را به طور قابل توجهی شکل دهند؟ و آیا دولت باید وارد عمل شود؟
در مورد Canal+، مداخله ممکن است وسوسهانگیز باشد. به هر حال، مقررات عمومی نقش بزرگتری در ایجاد آن نسبت به برچسب «شرکت خصوصی» داشته است. Canal+ که در سال ۱۹۸۴ به عنوان اولین کانال اشتراکی فرانسه راهاندازی شد، از نظر قانونی ملزم به صرف درصد مشخصی از بودجه خود برای سینمای فرانسه و اروپا بوده است.
اما تلاش برای قانونگذاری علیه این فهرست سیاه ظاهری نیز خطرناک است. راست افراطی فرانسه بیش از هر زمان دیگری به قدرت نزدیک است. در کشورهایی که توسط احزاب غیرلیبرال و راست افراطی رهبری میشوند، دولت میتواند به اندازه یک مالک میلیاردر منبع خطرناکی برای سانسور رسانهای باشد.
بودجه عمومی برای روزنامهنگاری و هنر قطعاً بخشی از راهحل است. دموکراسی معمولاً در جایی که بودجه رسانههای عمومی قوی است، سالمتر است. در سال ۲۰۲۵، گزارشگران بدون مرز (RSF)—که بر اهمیت «قابل پیشبینی بودن و پایداری» در تأمین مالی رسانههای عمومی تأکید میکند—سطح بالایی از اعتماد به رسانههای خدمات عمومی را در سراسر اروپا یافت. در فرانسه، ۶۹٪ از مردم فکر میکنند رسانههای عمومی خوب کار میکنند، حتی اگر ۶۱٪ احساس کنند خدمات عمومی به طور کلی خوب کار نمیکنند. اما نحوه مدیریت بودجه عمومی نیز مهم است. RSF اشاره میکند که اعتماد در جاهایی که راست افراطی در قدرت است یا اخیراً بوده است، و جایی که اغلب از بودجه رسانهای به عنوان یک ابزار استفاده کرده است، کاهش مییابد. اتکای رسانههای عمومی به بودجه اختیاری به نفوذ خارجی اجازه میدهد جهتگیری تحریریه آن را شکل دهد.
[توضیح تصویر: نسخه ۱۲ مه روزنامه Libération، با نامهای که توسط بیش از ۶۰۰ نفر امضا شده و بیان میکند که موقعیت مسلط ونسان بولوره استقلال صنعت را تهدید میکند. عکس: Liberation]
بولوره مدتهاست که دخالت برای دلایل سیاسی یا ایدئولوژیک را رد کرده و اصرار دارد که منافع او صرفاً مالی و متمرکز بر ترویج قدرت نرم فرانسه است. با این حال، نفوذ او یادآوری است که هیچ بخشی از اروپا از همان نیروهای تمرکز رسانهای مبتنی بر ایدئولوژی که در ایالات متحده دیدهایم، یا تبدیل کامل رسانههای خدمات عمومی به رسانههای دولتی راست افراطی در مجارستان، مصون نیست. نشانههای هشداردهنده به طور فوری چشمک میزنند و خواستار حمایت مالی قویتر و استقلال برای سازمانهای رسانهای عمومی موجود هستند.
گمانهزنی میشود که امانوئل مکرون در تلاش است نهادهای مختلف فرانسوی را در برابر دولتی به رهبری اتحاد ملی «آیندهنگر» کند. به طور مشابه، اتحادیه اروپا—با سابقه طولانی خود در تأمین مالی رسانههای خدمات عمومی و هنر—میتواند آن بودجه را به یک موازنهکننده مستقل در برابر میلیاردرهای دارای دستور کار و دولتهای سرکوبگر تبدیل کند. این کار میتواند با حرکت از بودجههای سالانه و اختیاری یا مالیاتهای earmarked (مانند مجوز تلویزیون) به صندوقهای وقف رسانههای عمومی که فقط به هیئتهای حاکمه خود پاسخ میدهند، با انتصاباتی که چندین چرخه انتخاباتی را در بر میگیرد، انجام شود.
ایجاد چنین «وقف فرعی» در سطح اتحادیه اروپا، که وظیفه تأمین بودجه تکمیلی برای رسانههای خدمات عمومی ملی، منطقهای و محلی، روزنامهنگاری، نشر و سینما در سراسر اروپا—از Arte فرامرزی گرفته تا مجلات مستقل، France Médias Monde و یک پخشکننده عمومی بازسازیشده مجارستان—را بر عهده داشته باشد، لایهای اضافی از استقلال و تابآوری برای روزنامهنگاران، هنرمندان و نویسندگانی که با فشارهای سیاسی و خصوصی روبرو هستند، فراهم میکند.
البته، من از هماکنون میتوانم منتقدانی را بشنوم که به برچسب قیمت سنگین چنین ابتکاری اشاره میکنند—برخی مطمئناً آن را «چشمگیر» خواهند نامید. اما این صندوق وقف لزوماً به معنای هزینه اضافی نیست؛ بلکه به سادگی بخشی از میلیاردها یورویی را که کشورهای عضو اتحادیه اروپا در حال حاضر سالانه برای رسانههای خدمات عمومی خرج میکنند—۳۵ میلیارد یورو در تمام کشورهای عضو در سال ۲۰۲۳—پیشبارگذاری میکند. با پیروی از قانون هزینه ۴٪ که توسط صندوقهای بازنشستگی و وقف دانشگاهها استفاده میشود، چنین صندوقی میتواند کمکهای مالی تعدیلشده با تورم را به طور نامحدود به رسانههای اروپایی ارائه دهد، صرفنظر از تغییر اراده سیاسی یا اولویتها.
در هر صورت، حتی اعداد «چشمگیر» نیز در مقایسه با بودجههای دفاعی که از سال ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ به میزان ۴۹۵ میلیارد یورو در اروپا و کانادا افزایش یافت و دهها میلیارد دیگر در سال ۲۰۲۶، به ویژه در آلمان، کمرنگ میشوند. دموکراسی به اطلاعات وابسته است؛ چه فایدهای دارد که برای دفاع از تمامیت ارضی یک دموکراسی پول خرج کنیم اگر از تمامیت فرهنگی و فکری آن نیز محافظت نکنیم؟
الکساندر هرست از پاریس برای گاردین اروپا مینویسد. خاطرات او با عنوان Generation Desperation اکنون منتشر شده است.
آیا نظری در مورد مسائل مطرحشده در این مقاله دارید؟ اگر مایلید پاسخی تا ۳۰۰ کلمه از طریق ایمیل برای انتشار احتمالی در بخش نامههای ما ارسال کنید، لطفاً اینجا کلیک کنید.
سوالات متداول
در اینجا لیستی از سوالات متداول درباره نگرانیهای سلبریتیهای فرانسوی در مورد ونسان بولوره به زبان طبیعی با پاسخهای واضح و مختصر آورده شده است
سوالات سطح مبتدی
1 ونسان بولوره کیست و چرا سلبریتیهای فرانسوی به او اهمیت میدهند
او یک تاجر میلیاردر است که یک امپراتوری رسانهای عظیم در فرانسه را کنترل میکند سلبریتیها اهمیت میدهند زیرا رسانههای او دارای گرایش سیاسی محافظهکارانه قوی هستند و آنها نگرانند که او از قدرت خود برای شکلدهی به افکار عمومی و ساکت کردن منتقدان استفاده کند
2 سلبریتیهای فرانسوی دقیقاً از چه چیزی میترسند
آنها میترسند که اگر از او یا متحدان سیاسیاش انتقاد کنند در فهرست سیاه قرار گیرند یا شغل خود را از دست بدهند آنها همچنین میترسند که رسانههای او اطلاعات نادرست منتشر کنند یا یک دستور کار محدود را پیش ببرند که میتواند به شهرت یا حرفه آنها آسیب برساند
3 آیا ونسان بولوره غیرقانونی عمل میکند یا کار اشتباهی انجام میدهد
الزاماً غیرقانونی نیست اما بسیاری از مردم معتقدند تمرکز قدرت رسانهای او برای دموکراسی ناسالم است او در گذشته به دلیل فساد تحت تحقیق بوده است اما در فرانسه کنترل رسانهای او قانونی است—فقط جنجالی است
4 آیا یک سلبریتی واقعاً میتواند به خاطر صحبت علیه او به دردسر بیفتد
بله این اتفاق افتاده است چندین روزنامهنگار و مجری تلویزیون پس از درگیری با خط تحریریه او اخراج شدهاند یا برنامههایشان لغو شده است به عنوان مثال، مجری محبوب یان بارتس به طور عمومی از او انتقاد کرده است و دیگران جایگاه خود را در کانالهای او از دست دادهاند
5 قدرت بولوره چگونه بر افراد عادی تأثیر میگذارد، نه فقط سلبریتیها
افراد عادی اخبار و سرگرمی را از کانالهای او دریافت میکنند که اغلب دیدگاه راست افراطی، طرفدار تجارت و ضد مهاجرت را ترویج میکنند منتقدان میگویند این امر بحث عمومی را منحرف میکند و ایدههای افراطی را عادی میسازد
سوالات سطح پیشرفته
6 سلبریتیهای فرانسوی از چه استراتژیهای خاصی برای مقابله با بولوره استفاده کردهاند
آنها از تحریمهای عمومی، یادداشتهای داخلی لو رفته و کمپینهای رسانههای اجتماعی برای افشای سانسور استفاده کردهاند برخی اتحادیهها یا گروههای حقوقی برای به چالش کشیدن اخراجهای ناعادلانه تشکیل دادهاند تعداد کمی به شبکههای رقیب مانند France Télévisions یا Netflix نقل مکان کردهاند
7 آیا در فرانسه قوانینی وجود دارد که میزان مالکیت یک نفر در رسانه را محدود کند
بله اما ضعیف هستند فرانسه قوانینی علیه داشتن مجوزهای تلویزیونی یا رادیویی بیش از حد دارد اما بولوره با استفاده از شرکتهای هلدینگ و تراستهای خانوادگی از آنها دور میزند تلاشهای اصلاحی اخیر مانند