Do people actually hate Arsenal? Yes, they do. The real question is: why? | Barney Ronay

Do people actually hate Arsenal? Yes, they do. The real question is: why? | Barney Ronay

چند سال پیش، جنجال کوچکی به پا شد وقتی برخی دانشمندان آمریکایی نژادی از همسترهای «ویرایش‌شده ژنتیکی» پرورش دادند که ماده شیمیایی ایجادکننده خشم از آن حذف شده بود. هدف این بود که یکی از اهداف تاریخی بشر محقق شود: رویای یک همستر رام‌تر.

متأسفانه، برعکس این اتفاق افتاد. چیزی که دانشمندان خلق کردند، نژادی از همسترهای فوق‌العاده خشمگین بود. رسانه‌ها تا حدودی سطحی آن‌ها را «هیولاهای خشم جهش‌یافته» نامیدند. اما علم همیشه از این ظریف‌تر است. ما نباید همسترهای عصبانی را در یک جعبه قرار دهیم، حتی وقتی به معنای واقعی کلمه همسترهای عصبانی را در یک جعبه می‌گذاریم. مطالعات طولانی‌تر نتایج متنوع‌تری نشان داد. همسترهای طعنه‌آمیز. همسترهایی که کینه به دل می‌گیرند. همسترهایی که در سفرهای طولانی با ماشین سکوت می‌کنند. حتی زیرمجموعه‌ای از همسترهای منفعل-پرخاشگر که، جداً، با این وضع کاملاً کنار آمده‌اند. این تقریباً همان چیزی است که از شما هم انتظار داشتند.

در نهایت، دانشمندان نتیجه گرفتند که خشم یک پاسخ بسیار پیچیده است، درک آن نیاز به مطالعه گسترده‌تری دارد، و شاید بهتر باشد دست از سر همسترهای خشمگین بردارند و آن شغل نقاشی روی خال‌ها را قبول کنند. اما آن‌ها به وضوح در مورد خشم درست می‌گویند. این چیز عجیب و چندسر است، با منابعی که به سختی قابل شناسایی هستند. و در این نقطه، آرسنال وارد اتاق شده است، آنجا در لبه دید شما، قابل‌اعتمادترین منبع خشم در فوتبال انگلیس در حال حاضر.

چرا مردم اینقدر از آرسنال متنفرند؟ این سوالی است که ارزش پرسیدن دارد. قهرمانی لیگ ممکن است سه‌شنبه تعیین شود. چرا مسیر رسیدن به این نقطه باید با ناامیدی و رنجش تعریف شود؟ چرا، وقتی صحبت از آرسنال می‌شود، همه ما به همسترهای خشمگینی تبدیل می‌شویم که به میله‌ها چنگ می‌زنند؟

نقطه شروع واضح این است: آیا مردم واقعاً از آرسنال متنفرند؟ پاسخ بله است، متنفرند. یک مطالعه اخیر در شبکه‌های اجتماعی نتیجه گرفت که طرفداران آرسنال منفورترین هواداران در لیگ برتر هستند. حتی میکل آرتتا مردم را به حالت خشم می‌کشاند، از تاکتیک‌های کنترل‌محور بی‌نظیرش گرفته تا اظهارات عمومی همیشه ملایمش، تا حضور پرهیاهویش در کنار زمین با یک کت زیپ‌دار مشکی و شلوار خاکستری ساده، مثل یک آدم‌کش دوره‌گرد در سفر ماهیگیری.

هفته گذشته، یک پنل پس از بازی از شبکه ESPN در شبکه‌های اجتماعی وایرال شد، بعد از اینکه مجری پیشنهاد کرد که سایر مربیان لیگ قهرمانان ممکن است بخواهند به معنای واقعی کلمه به صورت آرتتا مشت بزنند، در حالی که اعضای پنل سر تکان می‌دادند، انگار که این یک نتیجه‌گیری کاملاً منطقی است که شایسته بررسی عمیق دور میز تاکتیک‌های نورانی است.

در میان هواداران رقیب، این ایده مدت‌هاست که تثبیت شده که آرسنال شخصیت‌های بد ماجرا هستند. بی‌طرف‌ها باید بخواهند منچسترسیتی قهرمان لیگ شود و پاری‌سن‌ژرمن قهرمان لیگ قهرمانان اروپا، چون این خالص‌تر، دوست‌داشتنی‌تر و برای فوتبال بهتر است. قطعاً این دیدگاه جالبی است، دیدگاهی که کاملاً جنبه‌های نمایشی ورزش را در بر می‌گیرد، روشی که زیبایی، زیبایی‌شناسی و اثر هاله‌ای بر همه چیز غلبه می‌کند. PSG ممکن است یک پروژه تبلیغاتی باشد، نابودکننده لیگ‌ها، وابسته به ۲ میلیارد دلار پول خرد و اراده قدرت یک کشور دیکتاتوری. اما بله، دزیره دوئه خیلی باحال است. خیلی خوب.

آرسنال به سادگی بهتر از دیگران با سهل‌گیری فعلی در مورد انواع خاصی از تماس در ضربات ایستگاهی سازگار شده است.

در واقعیت، آرسنال یک نهاد فوتبال نخبه به طور عینی خوب است. اگر باید باشگاه‌های فوق‌ثروتمند داشته باشیم، این مدل انجام آن است. درآمد خودت را تولید کن. قوانین مالی را خم نکن. بدهی‌های تأمین‌شده توسط منافع پنهان را اجرا نکن. و بله، ورزشگاه به معنای واقعی کلمه امارات نام دارد. همچنین، نه متشکرم، من نمی‌خواهم به رواندا بروم. اما در محدوده یک جهان کثیف و به خطر افتاده، این شاید نزدیک‌ترین چیزی است که به یک باشگاه بزرگ کارآمد خواهیم داشت.

آرسنال همچنین نقطه مقابل تهدید بزرگ دیگر برای فوتبال است: مدل سرگرمی-فوتبال چلسی، با نابودی فرهنگ ورزشی و روش‌های عمیقاً احمقانه پالایش استعداد. حداقل، این یک پروژه فوتبال خالص است: بازیکنان خودت را پرورش بده، پنج انگلیسی را در نیمه‌نهایی لیگ قهرمانان به میدان بفرست، و به یک مربی جوان پنج سال فرصت بده تا تیمی بسازد. با این حال، آرسنال بیشتر به عنوان نماد همه چیزهای اشتباه در بازی معرفی می‌شود. ارزش دارد که سعی کنیم بفهمیم چرا. ساده‌ترین توضیح این است که این واکنش منطقی به نحوه بازی آن‌هاست—تماشای کسل‌کننده و وسواسی، ساخته شده حول دفاع تیمی و حاشیه‌های ضربات ایستگاهی.

یک احساس مشروع وجود دارد که فوتبال، و زندگی به طور کلی، در حال برنامه‌ریزی بیش از حد است، به مراحل داده‌محور تقسیم می‌شود، مانند یک دیدگاه ورتیسیستی از طبیعت که در آن اشکال ارگانیک به واحدهای کنترل انسانی تبدیل می‌شوند. آرسنال نمونه نهایی این است. اما همچنین چیزی به طور عجیبی سنتی در مورد به دست آوردن بردهای سخت وجود دارد، در مورد گفتن «این سطح دفاعی است که برای شکست دادن نیاز داری». باید سخت باشد. اگر PSG در نهایت بهترین دفاع اروپا را با سرعت و دریبل‌های هدفمند خود از هم بپاشد، این پیروزی سخت‌به‌دست‌آمده و با قدرت حریفانشان معنادارتر خواهد شد.

به علاوه، آرسنال با این سبک بازی تقلب نمی‌کند. آن‌ها به سادگی بهتر از دیگران با سهل‌گیری فعلی در مورد انواع خاصی از تماس در طول ضربات ایستگاهی سازگار شده‌اند، درست مانند تیم آرسنال هربرت چپمن که به تغییر قانون آفساید در سال ۱۹۲۵ واکنش نشان داد. قوانین دوباره تغییر خواهند کرد، و همه باید سازگار شوند. در حال حاضر، این فقط مربیگری خوب است—پیدا کردن راهی برای صدرنشینی در لیگ با یک مهاجم مرکزی بسیار معمولی و یک دفاع بسیار خوب.

اما بعد، آرتتا هم یک مشکل است. چرا مردم اینقدر از او عصبانی می‌شوند؟ واضح‌ترین دلیل، به خاطر نحوه پریدنش در تصویر تلویزیونی است، خیلی نزدیک به زمین، سر راه پرتاب‌های اوت، وادار کردن خود به نمایش. اما باز هم، او بیشتر سر بازیکنان خودش داد می‌زند. او به مقامات توهین نمی‌کند یا کار دیه‌گو سیمئونه را انجام نمی‌دهد که نمایش را کنترل کند. او فقط یک مرد پرشور است که ناامیدانه به دنبال یافتن یک برتری برای تیمش است. و فراموش نکنیم، او با افرادی رقابت می‌کند که متهم به شکستن قوانین برای کسب امتیازات حیاتی هستند. آیا این واقعاً رفتار یک ابرشرور است؟

چیز دیگر در مورد آرتتا: او باحال نیست. یک ناهنجاری عمیق در تلاش‌های او برای مدیریت فضا، کنترل و بازاریابی ایده یک گروه آرام و سرگرم‌کننده که واقعاً آماده است، وجود دارد. آرتتا در مورد «آتش گرفتن» و «سوار قایق تفریحی شدن» صحبت کرده است، که هنوز یک کروز مشروب‌خوری وحشتناک با一群 نقشه‌برداران شرکتی را به ذهن می‌آورد. او یک سگ را مجبور کرد از آرسنال حمایت کند. او به نحوی موفق شده است پپ گواردیولا را آرام و بی‌طرف نشان دهد، در حالی که با شلوار سبز روستایی‌اش مثل یک پدر در روز ورزش پرسه می‌زند. اما آیا این دلیلی برای خشم است؟

کمی با ناامیدی، به دنبال دلایل عمیق‌تر می‌گردی. آیا نفرت از آرسنال ربطی به لندن دارد، چون مردم از لندن هم متنفرند؟ آیا این یک موضوع برگزیت است؟ آرسنال شهری‌ترین، اتحادیه‌اروپایی‌ترین و لندن-محورترین باشگاه است. آیا مردم از آن‌ها به خاطر استحقاق اقتصادی متنفرند، چون نزدیک به طبقه متوسط و کمی خودپسند هستند، چون هم عذاب‌دیده و هم پیروز به نظر می‌رسند؟ اما اگر چنین است، چرا سایر هواداران لندنی هم از آن‌ها متنفرند، با اینکه همه از سایر باشگاه‌های بزرگ لندن به دلایل مشابه بزرگ‌نمایی‌شده، شلوغ و پول‌ریز متنفرند؟

یا شاید اصلاً خشم نیست، بلکه کسالت از نمایش، عصبانیت از آن مرد جست‌وخیزکننده و بخش‌های حساس‌تر هواداری آنلاین است. به هر حال، چند روز آینده نوید یک نتیجه را می‌دهد. اگر آرسنال نتواند یک برنلی سقوط‌کرده و یک تیم کریستال پالاس را که با عینک آفتابی و شلوار رنگ‌رنگ بازی می‌کند، شکست دهد، به هر حال واقعاً لیاقت قهرمانی در لیگ را ندارد. اما هنوز این شانس وجود دارد که فصل به سمت آن شکست بزرگ وعده‌داده‌شده پیش می‌رود، پشتک همستر، شادی همستر، یک بوفه تمام‌خوردنی از شادن‌فرود.

در نهایت، اجتناب از ساده‌ترین نتیجه‌گیری سخت است: مردم الان فقط دوست دارند از چیزها متنفر باشند. فضای محتوا باید پر شود. شبکه‌های دیجیتال و صداهایی که از طریق آن‌ها می‌شنویم، برای یافتن، پاداش دادن و تقویت خشم طراحی شده‌اند. یک مطالعه اخیر از حیات اقیانوس نشان داد که حتی نهنگ‌ها هم اکنون مجبورند زیر آب فریاد بزنند چون فعالیت انسانی اقیانوس را اینقدر پر سر و صدا کرده است. این ما هستیم. ما مثل همستر روی چرخ هستیم. ما مثل نهنگ‌هایی هستیم که از خشم فریاد می‌زنند. تنها چیزی که نیاز داریم یک نقطه تجمع است، یک هدف، جایی برای هدایت آن انرژی.

**سوالات متداول**
در اینجا لیستی از سوالات متداول بر اساس مقاله «آیا مردم واقعاً از آرسنال متنفرند؟ بله، متنفرند. سوال واقعی این است که چرا» نوشته بارنی رونی آورده شده است.

۱. بارنی رونی کیست؟
او یک روزنامه‌نگار ورزشی برای گاردین است که به خاطر نوشته‌های تیز، شوخ و اغلب تحریک‌آمیز خود در مورد فوتبال شناخته می‌شود.

۲. آیا مقاله می‌گوید که همه از آرسنال متنفرند؟
خیر. استدلال می‌کند که تعداد قابل توجهی از هواداران فوتبال از آرسنال بدشان می‌آید، اما این جهانی نیست. مقاله بر توضیح دلیل وجود این بدشانسی تمرکز دارد.

۳. به گفته مقاله، دلیل اصلی نفرت مردم از آرسنال چیست؟
دلیل اصلی یک حس استحقاق و خودبزرگ‌بینی درک‌شده است. مقاله پیشنهاد می‌کند که هواداران آرسنال اغلب معتقدند باشگاهشان خالص‌تر، شیک‌تر یا از نظر تاریخی مهم‌تر از دیگران است، که هواداران رقیب را عصبانی می‌کند.

۴. آیا فقط به خاطر متکبر بودن هواداران آرسنال است؟
تا حدی، اما مقاله عمیق‌تر می‌کاود. آن را به هویت باشگاه تحت آرسن ونگر، دوران شکست‌ناپذیران، فوتبال زیبا و نقل مکان باشگاه به ورزشگاه امارات مرتبط می‌کند که برخی آن را گسست از ریشه‌های طبقه کارگر می‌دیدند.

۵. آیا مقاله به حوادث خاصی اشاره می‌کند که نفرت را تغذیه می‌کند؟
بله. به نبرد معروف الدترافورد در سال ۲۰۰۳ و مقایسه‌های مداوم بین فوتبال خالص آرسنال و سبک‌های عمل‌گرایانه‌تر رقبایی مانند چلسی یا منچستریونایتد اشاره می‌کند.

۶. آیا نفرت واقعاً در مورد فوتبال است یا چیز دیگری؟
مقاله استدلال می‌کند که ترکیبی است. در ظاهر، در مورد سبک بازی است. اما در زیر سطح، در مورد طبقه، هویت و تصویر خود باشگاه به عنوان یک جایگزین فلسفی برای سایر باشگاه‌های بزرگ است.

۷. آیا مقاله توصیه عملی برای هواداران آرسنال ارائه می‌دهد؟
نه مستقیم. بیشتر یک تحلیل فرهنگی است. اما نکته ضمنی این است که درک کنید نفرت اغلب ریشه در واکنش به روایت خود آرسنال دارد، نه فقط نتایج تیم.

۸. آیا این پدیده جدیدی است یا آرسنال همیشه منفور بوده است؟
مقاله پیشنهاد می‌کند که شکل مدرن نفرت به دوران ونگر و هویت «فوتبال خالص» گره خورده است.