تابستان سال ۱۹۸۴ بود و اوضاع برای پل سایمون خوب پیش نمیرفت. سال قبل، تور پرسروصدای سایمون و گارفانکل با مشاجره به پایان رسیده بود. حتی با وجود اینکه تکآهنگ «Late in the Evening» او در سال ۱۹۸۰ به ده آهنگ برتر آمریکا رسیده بود، دو آلبوم آخرش فروش خوبی نداشتند و ازدواجش با کری فیشر هم داشت از هم میپاشید. در میان همه اینها، این نماد ۴۳ ساله موسیقی فولک بهطور پیوسته روی ساخت یک خانه ساحلی در انتهای لانگ آیلند کار میکرد.
بسیاری از سفرهای سایمون از منهتن به مونتاک با یک نوار کاست قاچاق از موسیقی امباکانگا همراه بود—سبکی از موسیقی آفریقای جنوبی با ریتمهای جاز و آکوردهای گیتار درخشان—که یکی از دوستانش به او داده بود. در همین رانندگیها بود که بذرهای Gریسلند، گوهر تاج آلبومهای سایمون، کاشته شد. اشلی کان، که کتاب جدیدش، روزهای شگفتی و شگفتیسازی، روند ساخت گریسلند را دنبال میکند، گفت: «بسیاری از ما در آن دوران، لحظهای از تأمل در خود—توانایی فرو رفتن در اعماق وجودمان—را هنگام رانندگی در این سفرهای جادهای پیدا میکردیم. اگر رادیو نبود، نوارهای کاست بودند.»
چهل سال بعد، گریسلند همچنان چابکترین و شادترین آلبومی است که سایمون ساخته است. این آلبوم حول مشارکت نوازندگان آفریقای جنوبی ساخته شده که «جیو شهری» آنها سایمون را به یاد صفحات اولیه راک و دو-واپ میانداخت که در کودکی در کویینز شنیده بود. انحرافهای موسیقایی متنوعی وجود دارد—سفری به لوئیزیانا الهامبخش سایمون شد تا با گروه زایدکو راکین داپسی و زایدکو توئیسترز ضبط کند، در حالی که آهنگ «All Around the World or the Myth of Fingerprints» ترکیب نورتنیو و راک گروه لوس لوبوس را به نمایش میگذارد. سایمون در بهترین حالت خود وقتی است که با ریتمهای پرطنین ژوهانسبورگ کار میکند.
با الهام از آن نوار قاچاق، سایمون جلسات بداههنوازی در ژوهانسبورگ با گروههای مختلف—جنرال امدی شیریندا و گازا سیسترز، تائو اِ ماتسخا، بویویو بویز—ترتیب داد، جایی که ملودیها را توسعه میداد و اشعار را سرسری یادداشت میکرد در حالی که مهندس صدا، روی هالی، گرووههای گروهها را ضبط میکرد. برخی از آهنگهایی که در نهایت در گریسلند قرار گرفتند، بر روی ترکهای از پیش تمامشده این گروهها ساخته شدند، مانند «گامبوتز»، یک شیرینی پاپ هیجانانگیز که سایمون ابتدا آن را بهصورت قطعهای بیکلام در آن نوار شنیده بود. برای سایمون، که فرآیندش معمولاً با گیتار آکوستیک شروع میشد، این یک تغییر بزرگ در رویکرد او به هنرش بود. کان، که رویکرد جدید سایمون را با هیپهاپ مقایسه کرد، گفت: «او راهی برای ساختن از ریتم به بالا پیدا میکند؛ این برای او عمیقاً تازه بود: با ضرب شروع کن و کلمات را با ضرب هماهنگ کن.»
در آن جلسات فوریه ۱۹۸۵، سایمون موجی از الهام را یافت، اما واقعیتهای تلخ آپارتاید آفریقای جنوبی بیرون درهای استودیو در کمین بود. پس از تاریکی هوا، نوازندگان سیاهپوست اجازه حضور در خیابانهای ژوهانسبورگ را نداشتند و همچنین اجازه استفاده از حملونقل عمومی را نداشتند. در نتیجه، یک روز ضبط به «زمان ناخوشایندی» میرسید که «نوازندگان نمیتوانستند تمرکز کنند تا وقتی مطمئن نشوند ماشینی برای بردن آنها به خانه وجود دارد»، سایمون در سال ۱۹۸۶ به رولینگ استون گفت. به نشانه واکنش منفی که گریسلند بعدها با آن مواجه شد، مدیر گروه سول برادرز به سایمون گفت که معتقد است ضبط در آفریقای جنوبی تحریم سال ۱۹۸۰ سازمان ملل را نقض میکند، تحریمی که برای جلوگیری از استفاده دولت آفریقای جنوبی از فرهنگ بهعنوان تبلیغات برای آپارتاید تصویب شده بود.
کان معتقد است که سایمون حقوق کارگری نوازندگان را در نظر داشت. کان با تأکید گفت: «او میخواست آنها مشارکت کنند، میخواست از آنها قدردانی شود و میخواست جبران شوند» و با قاطعیت اشاره کرد که سایمون سه برابر نرخ روزانه نوازندگان در اتحادیههای آمریکا به نوازندگان آفریقای جنوبی پرداخت. «آیا او آن را بینقص انجام داد؟ نه. اما فرمول از پیش تعیینشدهای برای برخورد با این موضوع وجود نداشت.» سایمون در طول سالها همچنان به خاطر گریسلند با واکنش منفی مواجه شده است. اعتبار ترانهسرایی سایمون در این آلبوم همچنین شامل چندین نوازندهای بود که در آن اجرا کردند، مانند لوس لوبوس، راکین داپسی و زایدکو توئیسترز، و حتی گیتاریست ری فیری، که به شکلگیری آهنگ اصلی کمک کرد. در پاسخ به اتهامات تصاحب فرهنگی، حامیان گریسلند استدلال کردهاند که کار سایمون در آفریقای جنوبی به شناختهشدن گروههایی مانند لِیدیزمیت بلک مامبازو—که حضوری برجسته در آهنگ رویایی «Diamonds on the Soles of Her Shoes» دارند—در سطح گستردهتری کمک کرد.
پیش از اولین جلسات ضبط در استودیو اوویشن در ژوهانسبورگ، سایمون با اسطوره کالیپسو، هری بلفونته، صحبت کرد که به او پیشنهاد داد با کنگره ملی آفریقا تماس بگیرد. سایمون که معتقد بود قدرت هنر بر محدودیتهای سیاسی برتری دارد، تصمیم گرفت توصیه بلفونته را دنبال نکند. ماهها پس از انتشار گریسلند، کمیته ویژه سازمان ملل علیه آپارتاید از سایمون انتقاد کرد و قصد داشت او را به فهرست هنرمندانی که تحریم را شکستهاند اضافه کند. کان افزود: «آنها به دنبال پیام هماهنگ و فشار هماهنگ بودند، به همین دلیل تحریم چنین مسئله مهمی بود.» سازمان ملل بعداً تصمیم خود را پس گرفت، پس از آنکه سایمون به کمیته نامه نوشت و توضیح داد که او این ممنوعیت را فقط برای اجرا درک کرده بود، نه ضبط، و برنامهای برای اجرا در آفریقای جنوبی نداشت.
تنش مادامالعمر بین جنبههای روشنفکرانه و گفتگومحور سایمون در سراسر گریسلند جریان دارد. او از نوشتن آهنگهای اعتراضی صریح ضدآپارتاید اجتناب کرد، اما ناآرامی دوران حضورش در آفریقای جنوبی به ترکهایی مانند «Homeless» و «The Boy in the Bubble» نفوذ میکند، که با تصویری از «سربازان کنار جاده» آغاز میشود در حالی که ترکیب آکاردئون سبک فامو و بیس به چیزی شوم در پیش رو اشاره دارد. با این حال، این مبارزات شخصی سایمون است—ازدواج ناموفقش، ترسهایش از اینکه دیگر در اوج نباشد، و نگرانیهایش درباره عصر اطلاعات—که او در گریسلند عمیقتر از همه به آنها میپردازد، اغلب از طریق تصاویر زنده و سوررئال (مانند «لیزرها در جنگل») یا شخصیتهای بزرگتر از زندگی (مانند «فَت چارلی فرشتهنگهبان»).
کان گفت: «تصویری که همیشه به ذهنم میآید، پل در اتاقی با یک توپ لاستیکی است—آن را میزند، میزند، میزند—تا به حالتی شبیه ذن برسد که اشعار شروع به جاری شدن کنند. او از قبل به ترانهسرایی فکر میکند. اشعار آنجا هستند. او فقط باید همه سر و صدای دیگر ذهنش را خاموش کند.»
جریان زیرین ثابت اشتیاق در گریسلند، که گاهی در خطوط سادهای مانند «تو حس نمیکنی میتوانی مرا دوست بداری اما من حس میکنم میتوانی» بیان میشود، ضربههای احساسی غیرمنتظرهای وارد میکرد. در بهترین ترکهای آلبوم، جریانی امپرسیونیستی از احساس در اشعار سایمون وجود دارد. این بیشتر در آهنگ اصلی مشهود است، جایی که کلمه «گریسلند» در ابتدا فقط یک جاینگهدار بود. بهتدریج به مقصدی نمادین برای سایمون تبدیل شد، در حالی که سعی داشت قلب شکستهاش را پس از پایان ازدواجش با فیشر التیام دهد. سایمون در سال ۱۹۸۶ گفت: «اگر بیش از حد به سمت ذهن متمایل شوم، خطر مبهم یا پرادعا بودن را دارم. اگر بیش از حد به سمت قلب متمایل شوم، خطر احساساتی بودن را دارم. از هر دو وحشت دارم. من در منطقه خاکستری میرقصم. این هیجان است. وقتی درست باشد، آن را حس میکنم.»
بسیاری از بازبینیها و اضافات در ایالات متحده انجام شد، از جمله بافتهای گیتار-سینت از آدریان بیلو و درامهای پر از ریورب استیو گاد در «All Around the World». برای مجموعه دیگری از جلسات، از جمله جلسهای که در آن «You Can Call Me Al» را دوباره ضبط کردند، سایمون فیری، باکیثی کومالو—که بیس فرتلس بیقرارش اکنون بهشدت با آلبوم گریسلند مرتبط است—و درامر آیزاک متشالی را به نیویورک پرواز داد، جایی که سایمون پیشرفت خود را نیز با آنها در میان گذاشت. او با دیوید برن، سیندی لاپر و فیلیپ گلس کار کرد. او نوار یک قطعه بیکلام را پخش میکرد، نزدیک گوشهایشان خم میشد و ملودیها یا اشعاری را که نوشته بود میخواند. کان میگوید: «این واقعیت که پل آماده بود فرآیند را با افراد زیادی به اشتراک بگذارد، قدرت واقعی و تمایل به اعتراف را نشان میدهد: "ممکن است اشتباه کرده باشم" یا "میتوانم بهتر عمل کنم."»
تأثیر گریسلند بهعنوان آلبومی که ژانرها و فرهنگها را در هم میآمیزد، به دور و دراز رسیده است و هنرمندانی مانند ومپایر ویکند و لرد و حتی یک تقلید طنز ویروسی از سبک سایمون را الهام بخشیده است. اما انتقاد تقریباً از همان ابتدا آلبوم را دنبال کرده است: دو دهه قبل از اینکه او برای بیانسه و امینم تهیهکنندگی کند، مارک باتسون جوان در یک پرسش و پاسخ در دانشگاه هاوارد سایمون را به چالش کشید و پرسید چگونه میتواند «تصاحب این موسیقی» را توجیه کند و اشاره کرد که هنر سیاهپوستان بارها و بارها توسط هنرمندان سفیدپوست «دزدیده شده» است. این اعتبار ملودیهای نشاطآور و ریتمهای شاد گریسلند است که بهعنوان یادگاری شرمآور کنار گذاشته نشده و این بحثها همچنان مهم هستند. کان میگوید: «همه این پرسشها درباره تصاحب، نژادپرستی سیستمیک و حقدار در برابر بیحق—هرگز از بین نمیروند. کاری که گریسلند کرد این بود که راهی برای صحبت درباره آن به ما داد.»
باورش سخت است که گریسلند وقتی در اواخر اوت ۱۹۸۶ به فروشگاهها رسید، یک موفقیت فوری نبود. مخاطبانش را به لطف نقدهای درخشان، اجراهای در برنامه شنبه شب زنده و در نهایت بردهای گرمی پیدا کرد. (در سپتامبر ۱۹۸۶ در رتبه ۹۴ بیلبورد ۲۰۰ شروع کرد، سپس در آوریل بعد، کمی بیش از یک ماه پس از گرمیها، به رتبه ۳ صعود کرد.) آخرین قطعه از سوی برنامهریزان رادیو پاپ آمد که از تغییرات سبکی آلبوم متحیر بودند. در بهار پس از انتشار، ایستگاههای رادیویی به تکآهنگ اصلی، «You Can Call Me Al»، با جستجویش برای رستگاری در «فرشتگان در معماریها» چسبیدند. این یک مورد کلاسیک از دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن بود: کان میگوید: «این یک تکشاخ لعنتی بود. در باغوحش موسیقی، آنها هیچ ایدهای نداشتند که آن را در کدام قفس بگذارند.»
کتاب روزهای شگفتی و شگفتیسازی: پل سایمون و آزمایشها و پیروزیهای گریسلند نوشته اشلی کان اکنون منتشر شده است.
سوالات متداول
در اینجا فهرستی از سوالات متداول درباره تأثیر پیشگامانه و جنجالی آلبوم گریسلند پل سایمون آورده شده است که اغلب به دلیل موفقیت غیرمحتمل و میراث بحثبرانگیزش بهعنوان یک تکشاخ لعنتی در صنعت موسیقی شناخته میشود
سوالات مبتدی
۱ نقل قول «تکشاخ لعنتی» درباره گریسلند دقیقاً چیست؟
این به این ایده اشاره دارد که آلبوم یک رویداد یکبار در طول زندگی و غیرممکن بود. تکشاخ چیزی افسانهای و نادر است. در موسیقی، گریسلند بهعنوان یک تکشاخ دیده میشود زیرا یک موفقیت عظیم تجاری و انتقادی بود که همچنین همه قوانین را شکست—آلبومی تلفیقی از موسیقی جهانی بود که مرزهای ژانری را نادیده گرفت، نوازندگان ناشناس آفریقای جنوبی را معرفی کرد و برخلاف توصیههای سیاسی ضبط شد. هیچکس فکر نمیکرد کار کند، اما بهشکلی تماشایی کار کرد.
۲ چرا گریسلند اینقدر جنجالی بود؟
جنجال اصلی تحریم فرهنگی آفریقای جنوبی بود. در دهه ۱۹۸۰، جهان برای مبارزه با آپارتاید تحریمهایی علیه آفریقای جنوبی اعمال کرد. پل سایمون این تحریم را با ضبط در ژوهانسبورگ و همکاری با نوازندگان سیاهپوست آفریقای جنوبی نادیده گرفت. منتقدان او را به شکستن تحریم و امپریالیسم فرهنگی—گرفتن موسیقی آفریقایی و سود بردن از آن در حالی که هنرمندان همچنان ستمدیده بودند—متهم کردند.
۳ پیشگامانه در این زمینه به چه معناست؟
به این معنی است که آلبوم کاملاً چشمانداز موسیقی را تغییر داد. صداهای امباکانگا، آکاردئون و خطوط بیس را به مخاطبان عظیم غربی معرفی کرد. ثابت کرد که موسیقی خارج از آمریکا و بریتانیا میتواند یک موفقیت جهانی باشد و راه را برای تلفیقهای بعدی پاپ جهانی هموار کرد.
۴ لِیدیزمیت بلک مامبازو که مدام دربارهاش میشنوم کیست؟
آنها یک گروه کرال مردانه از آفریقای جنوبی به رهبری جوزف شابالالا هستند. هارمونیهای آوازی آنها مشهورترین صدای گریسلند است. سایمون آنها را بهطور برجسته در آلبوم معرفی کرد و همکاری آنها آنها را به ستارههای بینالمللی تبدیل کرد و اندکی بعد برای آلبوم خودشان برنده گرمی شدند.
۵ معروفترین آهنگ آلبوم چیست؟
آهنگ اصلی، گریسلند، نمادینترین است. این یک آهنگ ریتمیک و محرک درباره یک سفر جادهای به عمارت الویس پریسلی است. موفقیتهای دیگر شامل You Can Call Me Al و Diamonds on the Soles of Her Shoes هستند.
پیشرفته