Here's the rewritten version: Revealed: the story of Spain’s fearless 1970s trans-rights political group.

Here's the rewritten version: Revealed: the story of Spain’s fearless 1970s trans-rights political group.

تحقیقات جدید داستان اولین سازمان سیاسی تراجنسیتی اسپانیا را فاش کرده است؛ گروهی پیشگام که در سال ۱۹۷۸ تشکیل شد، در حالی که اعضای آن با آزار و اذیت مداومی دست‌وپنجه نرم می‌کردند که در طول چهار دهه دیکتاتوری این کشور ادامه داشت.

این گروه که در بارسلونا تأسیس شد، «کلکتیو د تراوستیس ای تران‌سکسوالس» (جمعیت تراوستی‌ها و تراجنسیتی‌ها) نام داشت و هدف آن پیوستن به بحث‌های داغی بود که در سراسر اسپانیا در جریان بود، زیرا این کشور پس از مرگ دیکتاتور فرانسیسکو فرانکو در سال ۱۹۷۵ به سوی دموکراسی حرکت می‌کرد.

به گفته یاگو مورا، محقق دکترا در کینگز کالج لندن، این گروه جلسات هفتگی با حدود ۲۰ عضو برگزار می‌کرد و برای حقوقی مانند به رسمیت شناخته شدن جنسیت قانونی در ثبت احوال تلاش می‌نمود. کار او داستان این جمعیت را ده‌ها سال پس از محو شدن از خاطره‌ها آشکار کرد.

او گفت: «مردم شوکه می‌شدند که ببینند چنین چیزی در سال ۱۹۷۸ وجود داشته است. آنها فقط در خلوت ملاقات نمی‌کردند؛ در خیابان‌ها راهپیمایی می‌کردند، خود را تراجنسیتی و تراوستی می‌نامیدند و بنرهایی حمل می‌کردند که مثلاً علیه ابزارانگاری شدن صحبت می‌کرد و از نگرش کلیسای کاتولیک انتقاد می‌نمود.»

مورا بیش از دو سال را صرف بازسازی تاریخ این گروه با صحبت با اعضای سابق و جستجو در آرشیوها و مجموعه‌های شخصی کرد.

آنچه او یافت، نگاهی به این بود که چگونه افراد تراجنسیتی مدت‌ها در برابر کسانی که سعی می‌کنند از هویتشان علیه آنها استفاده کنند، ایستادگی کرده‌اند و دیدگاه گسترده‌تری از بحثی ارائه می‌دهد که با مواجهه افراد تراجنسیتی با فضای سیاسی سخت‌تر، دوباره فوری شده است.

مورا گفت: «بسیاری از گفتمان امروز افراد تراجنسیتی را به عنوان یک اختراع بسیار جدید معرفی می‌کند. اما داستان‌هایی مانند این نشان می‌دهد که افراد تراجنسیتی مدت‌هاست که وجود داشته‌اند، با چالش‌های جدی روبرو شده‌اند و در برابر استدلال‌هایی که مشابه آنچه امروز می‌بینیم، مقاومت کرده‌اند.»

همانطور که مورا تاریخ گروه را کاوش می‌کرد، مسائلی را که آنها را به حرکت وا می‌داشت، کشف کرد. «آنها ایده‌های روشنی درباره نقشی که می‌خواستند در گذار اسپانیا به دموکراسی و بافت اجتماعی گسترده‌تر آن ایفا کنند، داشتند. آنها همچنین خواسته‌های مشخصی درباره اصلاحات قانونی، طرد شدن از بازار کار، نگرش‌های عمومی و بازنمایی فرهنگی داشتند—زمینه‌هایی که آنها را عمیقاً به هم پیوسته می‌دیدند.»

سایه دیکتاتوری فرانکو بر اقدامات گروه سنگینی می‌کرد. در آن زمان، هزاران نفر از جامعه LGBTQ+ زندانی، به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده یا در مؤسسات حبس شدند.

خوان مارتینز-خیل، مدرس وابسته در دانشگاه کمبریج که به مطالعه بازنمایی تراجنسیتی در طول گذار اسپانیا به دموکراسی می‌پردازد، گفت که برای بخش زیادی از عمر این جمعیت، قوانین دوران فرانکو هنوز پابرجا بود، به این معنی که اعضا با صحبت کردن، ریسک‌های بزرگی می‌کردند.

مارتینز-خیل که در تحقیق درباره این جمعیت مشارکت نداشت، گفت: «قوانین آن زمان هنوز به پلیس اجازه مداخله می‌داد، بنابراین آنها در خطر دستگیری و حبس بودند.»

در آن زمان، افراد تراجنسیتی با تبعیض عمیقی روبرو بودند و اغلب از بازار کار طرد می‌شدند. به گفته مارتینز-خیل، زنان تراجنسیتی آشکار عمدتاً به کار در تجارت نمایشی یا روسپی‌گری محدود بودند. «از این نظر، کاری که یاگو [مورا] انجام می‌دهد بسیار جدید است، زیرا او لایه جدیدی به این موضوع اضافه می‌کند: کنشگری سیاسی.»

بسیاری از دستاوردهای این جمعیت مربوط به دیده شدن حضورشان و شنیده شدن خواسته‌هایشان بود. مورا به عکس‌هایی اشاره کرد که اعضا را در اعتراضات بزرگ غیرمجاز در دهه ۱۹۷۰ نشان می‌دهد. او گفت: «آنها چهره‌های کلیدی در مبارزه علیه قوانین ضد همجنس‌گرایی و یورش‌های پلیس بودند و برای اولین بار در کشور، آگاهی سیاسی را به طور خاص حول مسائل تراجنسیتی برانگیختند. بنابراین می‌گویم این خود یک تأثیر است، حتی اگر در تغییر قوانینی مانند قوانین مربوط به شناسنامه موفق نشدند.»

تقریباً ۳۰ سال طول کشید، پس از تلاش‌های مجدد از سوی جنبش، تا اسپانیا اولین قانون خود را در سال ۲۰۰۷ برای اجازه به رسمیت شناخته شدن جنسیت در مدارک رسمی تصویب کند، هرچند با شرایط سخت.

مورا گفت که در کنار گروه کوتاه‌مدت GLF تراوستی، تراجنسیتی و درگ کوئین بریتانیا که در سال ۱۹۷۲ راه‌اندازی شد، این جمعیت اسپانیایی به عنوان یک سازمان سیاسی عمومی «جدید و پیشگام» در اروپا بود. او افزود که ظهور آن با توجه به دهه‌ها سرکوبی که جامعه متحمل شده بود، حتی قابل توجه‌تر بود.

معترضان در مقابل درب کلیسای جامع بارسلونا در ژوئن ۱۹۷۸. روی یک تابلو نوشته شده: «کلیسا ما را نمی‌پذیرد، اما خدا ما را دوست دارد. دلیلی دارد که ما را آفریده است!» عکس: اسکار لاسر/مجموعه شخصی نازاریو لوکه

این جمعیت به عنوان یک گروه مستقل در یک پلتفرم بزرگ‌تر با هدف لغو قوانین ضد همجنس‌گرایی تشکیل شد و به نظر می‌رسد حدود دو سال فعال بوده است.

در حالی که توضیح کمی برای پایان آن وجود دارد، زوال آن همزمان با افول گسترده‌تر جنبش‌های اجتماعی در حالی بود که اسپانیا گذار خود به دموکراسی را تثبیت می‌کرد. مورا گفت که این تغییر، همراه با تغییر قانونی که همجنس‌گرایی را جرم‌زدایی کرد، باعث شد بسیاری در جامعه گسترده‌تر احساس کنند که هدف اصلی آنها محقق شده است.

مورا گفت: «این لزوماً برای افراد تراجنسیتی درگیر در اینجا صدق نمی‌کرد، اما باید به یاد داشته باشیم که آنها در مقایسه با جنبش همجنس‌گرایان به طور کلی گروه نسبتاً کوچکی بودند. و آنها به حمایت و بسیج متحدان خود که بسیار بیشتر بودند، وابسته بودند.»

مورا گفت که مسائل پیش روی اعضای جمعیت به هیچ وجه تمام نشده بود و به جرم دوران فرانکو یعنی «رسوایی عمومی» اشاره کرد که تا سال ۱۹۸۸ در قانون اسپانیا باقی ماند. مورا گفت: «افراد تراجنسیتی در طول دهه ۱۹۸۰ با سرکوب شدید ادامه‌داری روبرو بودند، از آزار و اذیت غیررسمی پلیس گرفته تا آزار قضایی برای این جرائم، و همچنین طرد اجتماعی و اقتصادی مداوم.»

مورا فعالیت این جمعیت را بخشی از داستان گسترده‌تر چگونگی مبارزه بسیاری در اسپانیا برای حقوق خود در طول تاریخ توصیف کرد—داستانی که گاهی فرضیات درباره کشوری را که اکنون به عنوان یکی از رهبران اروپا در برابری LGBTQ+ دیده می‌شود، به چالش می‌کشد.

مورا گفت: «مردم اغلب می‌گویند، به ویژه از خارج از اسپانیا: "تقریباً باورنکردنی است که این کشور چگونه از یک رژیم اقتدارگرا و یک ملت عمیقاً همجنس‌گراهراس و کاتولیک به یک رهبر بین‌المللی در حقوق دگرباشان تبدیل شد." اما نگاه به تجربیاتی مانند این به ما نشان می‌دهد که همیشه یک مسیر مستقیم از صفر تا همه چیز وجود نداشته است. یک صحنه پرجنب‌وجوش و پیشگام از فعالان برای بسیاری از این تغییرات حتی در حالی که قوانین ضد همجنس‌گرایی رژیم هنوز پابرجا بود، مبارزه کرد.»

**سوالات متداول**

در اینجا لیستی از سوالات متداول درباره مقاله «داستان گروه سیاسی بی‌باک حقوق تراجنسیتی‌های اسپانیا در دهه ۱۹۷۰ فاش شد» آورده شده است.

**سوالات سطح مبتدی**

۱. این مقاله درباره چیست؟
این مقاله داستان ناگفته یک گروه فعال حقوق تراجنسیتی را فاش می‌کند که در اسپانیا در دهه ۱۹۷۰ وجود داشت، زمانی که آشکارا تراجنسیتی بودن فوق‌العاده خطرناک بود.

۲. چرا این گروه بی‌باک در نظر گرفته می‌شود؟
زیرا آنها برای حقوق خود در زیر دیکتاتوری وحشیانه فرانسیسکو فرانکو مبارزه کردند، جایی که LGBTQ بودن غیرقانونی بود و مجازات آن زندان یا بدتر بود.

۳. این گروه چه زمانی وجود داشت؟
آنها در دهه ۱۹۷۰، به طور خاص در طول سال‌های پایانی رژیم فرانکو و اوایل گذار به دموکراسی، فعال بودند.

۴. گروه چه می‌خواست؟
آنها حقوق اولیه انسانی می‌خواستند: حق وجود، لباس پوشیدن به دلخواه، کار کردن و دستگیر نشدن صرفاً به دلیل تراجنسیتی بودن.

۵. آیا این بخش شناخته شده‌ای از تاریخ است؟
خیر، به همین دلیل است که مقاله «فاش شد» نام دارد. داستان آنها تا حد زیادی پنهان یا فراموش شده است، حتی در تاریخ LGBTQ.

**سوالات سطح متوسط**

۶. آنها چگونه زیر چنین دولت سرکوبگری سازماندهی کردند؟
آنها مخفیانه عمل می‌کردند، اغلب در خانه‌های شخصی یا بارهای پنهان ملاقات می‌کردند. آنها از زبان رمزی استفاده می‌کردند و یک جامعه نزدیک برای محافظت از یکدیگر ساختند.

۷. چه اقدامات خاصی انجام دادند؟
آنها اعتراضات کوچکی سازماندهی کردند، نامه‌هایی به مقامات نوشتند و برای اعضایی که دستگیر یا از خانه‌هایشان اخراج می‌شدند، کمک متقابل ارائه کردند.

۸. افراد اصلی این گروه چه کسانی بودند؟
این مقاله احتمالاً چهره‌های کلیدی را برجسته می‌کند، اغلب زنان تراجنسیتی از طبقات کارگر که با وجود ریسک شخصی شدید، به عنوان رهبر و سازمان‌دهنده عمل می‌کردند.

۹. کار گروه چگونه به حقوق بعدی LGBTQ در اسپانیا مرتبط شد؟
آنها پیشگام بودند. فعالیت اولیه آنها زمینه را برای جنبش‌های عظیم حقوق LGBTQ که پس از مرگ فرانکو در سال ۱۹۷۵ در اسپانیا ظهور کرد، فراهم کرد.

۱۰. واکنش جامعه به آنها در آن زمان چه بود؟
جامعه به شدت خصمانه بود. آنها با آزار مداوم پلیس، طرد اجتماعی، خشونت روبرو بودند و اغلب برای زنده ماندن مجبور به تن فروشی می‌شدند.

**سوالات سطح پیشرفته/عمیق**

۱۱. چرا داستان این گروه خاص برای مدت طولانی پنهان ماند؟
زیرا روایت غالب از