Following the trail of the dotcom queen: Julie Meyer left behind unpaid bills, missing funds, and broken dreams.

Following the trail of the dotcom queen: Julie Meyer left behind unpaid bills, missing funds, and broken dreams.

جولی مایر در اتاق زیرشیروانی‌ای با نور تند نشسته و اطرافش را انبوهی از اسکناس‌های ۵۰ پوندی احاطه کرده است. او زنی بلوند اهل کالیفرنیاست با پیراهن سفید اتوکشیده، پاهای بلند جوراب‌دارش را روی هم انداخته و با دقت به مرد جوان روبه‌رویش گوش می‌دهد. در حالی که او حرف می‌زند، مایر او را زیر نظر دارد. سرانجام می‌گوید: «می‌خواهم بهت پیشنهاد بدم.» این می‌توانست صحنه‌ای از یک فیلم سرقت باشد، اما مایر در استودیوی بی‌بی‌سی مشغول ضبط قسمتی از برنامه لانه اژدها در سال ۲۰۰۹ است. او کارآفرین شناخته‌شده‌ای با یک صندوق سرمایه‌گذاری خطرپذیر است و آماده سرمایه‌گذاری روی شرکت‌کنندگانی است که نظر او را جلب کنند. مایر به بینندگان این توصیه را می‌کند: «موفقیت چیست؟ بخش زیادی از آن باور به خود است. ادامه دادن وقتی بیشتر آدم‌های منطقی دست می‌کشند.»

این یک اسپین‌آف آنلاین از برنامه اصلی لانه اژدها است، بنابراین ریسک‌ها کمی پایین‌تر است. اما برای لکس دیک، جوان ۲۳ ساله با ایده‌ای بزرگ برای یک وب‌سایت شبکه اجتماعی، آنچه امروز در این اتاق اتفاق می‌افتد می‌تواند سرنوشت‌اش را رقم بزند. او به شدت می‌خواهد با مایر کار کند.

در جریان رونق دات‌کام که مانند تب لاله در اواخر دهه ۱۹۹۰ لندن را فراگرفته بود، مایر نام بزرگی بود. آی‌مک‌های رنگی اپل از قفسه‌ها به فروش می‌رفتند، مردم برای آنلاین شدن هجوم می‌آوردند و وب واقعاً جهانی می‌شد. برای یک لحظه کوتاه و هیجان‌انگیز، به نظر می‌رسید هر کسی می‌تواند یک کسب‌وکار فناوری راه بیندازد و از این راه ثروتمند شود.

در مرکز همه این‌ها باشگاه شبکه‌سازی ماهانه مایر به نام «سه‌شنبه اول» بود. در آنجا، کارآفرینان جوان جسوری که چیزی بیشتر از یک ایده و یک نام تجاری مد روز نداشتند، می‌توانستند با یک دست دادن میلیون‌ها دلار جذب کنند، در حالی که سرمایه‌گذاران برای سهمی از انقلاب دیجیتال سر و دست می‌شکستند. مایر در کنار مارتا لین فاکس و برنت هابرمن، بنیان‌گذاران آژانس مسافرتی آنلاین Lastminute.com، به چهره یک جنبش تبدیل شد – ستاره نسلی طلایی که دنیای مردانه، سفیدپوست و کت‌وشلواری صنعت بریتانیا را به هم می‌ریخت.

جوایز به دنبال آمد: مجمع داووس مایر را به عنوان «رهبر جهانی فردا» معرفی کرد و وال استریت ژورنال او را یکی از تأثیرگذارترین زنان تاجر اروپا رتبه‌بندی کرد. او ستون روزنامه داشت، به عنوان مشاور دولت بریتانیا استخدام شد و در سال ۲۰۱۲ نشان MBE دریافت کرد.

برای دیک که برنامه لانه اژدها را مذهبی تماشا می‌کرد و جلوی تلویزیون یادداشت برمی‌داشت، مایر به نظر مربی ایده‌آلی می‌رسید. وقتی او ۲۰,۰۰۰ پوند برای سهمی در سرمایه‌گذاری او به نام «یخچال خانواده» (مثل فیسبوک، اما برای خانواده‌ها) پیشنهاد داد، دیک در گفتن بله تردید نکرد. او حالا می‌گوید: «من خیلی مشتاق بودم که او را درگیر کنم، اما خیلی ساده‌لوح بودم.» مایر به او در دفترش فضا داد و او را به افراد معرفی کرد. اما پول؟ او هرگز یک پنی هم ندید.

دیک می‌گوید: «من آماده بودم که کارآفرین جوان و مطرح فناوری باشم. از سوی مؤسسه مدیران به عنوان ستاره در حال ظهور معرفی شده بودم. در آن زمان، احساس می‌کردم او فرصتی را از من دزدیده است... مسیر مرا عوض کرد. او قطعاً به من بد کرد.»

دیک می‌گوید مایر هرگز مستقیماً به او نه نگفت؛ فقط از او می‌خواست طرح کسب‌وکار را بازبینی کند. البته، همه معاملاتی که روی آنتن انجام می‌شود به نتیجه نمی‌رسد – بسیاری از آنها پس از برنامه در فرآیند بررسی دقیق از بین می‌روند. اما با گذشت زمان، دیک خود را در حال حمایت از تعداد فزاینده‌ای از افرادی یافت که می‌گویند از معاملات خود با مایر آسیب دیده‌اند.

در طول سال‌ها، ملکه یک‌باره صحنه دات‌کام، ردپایی از مشکلات از خود به جا گذاشته است، با مجموعه‌ای از سرمایه‌گذاری‌های ناموفق که همه را از رئیس سابق مارکس اند اسپنسر تا نخست‌وزیر مالت درگیر کرده است. گاردین شواهدی از شرکت‌های ورشکسته، دستمزدهای پرداخت‌نشده، بدهی به تأمین‌کنندگان و میلیون‌ها سرمایه‌گذاری از دست رفته دیده است. کسانی که او را تحسین و به او اعتماد داشتند، می‌گویند با پشیمانی عمیقی روبرو شده‌اند و چرخه‌ای به ظاهر بی‌پایان از فریب و خیانت را توصیف می‌کنند.

یکی از همکاران سابق مایر را «کلاهبردار حرفه‌ای اعتماد» می‌نامد. برای دوست‌پسر و شریک تجاری سابقش، میلیونر سوئیسی رنه آیشنبرگر، او «استاد دستکاری و روایت‌های دروغین است... وقتی در یک کشور لو می‌رود، حامیان جدیدی پیدا می‌کند که باور کنند» و به او کمک کنند به حوزه قضایی بعدی برود.

در ماه‌های اخیر، گاردین اتهامات جدی‌تری علیه مایر شنیده است. سرمایه‌گذاران و بنیان‌گذاران می‌گویند در سه حادثه جداگانه صدها هزار دلار از دست داده‌اند که آنها را کلاهبرداری توصیف می‌کنند.

مایر به درخواست‌ها برای اظهار نظر پاسخ نداد. او پیشتر هرگونه اشاره به غیرقانونی بودن فعالیت‌هایش را رد کرده است. در بازاریابی خود، او خود را «یکی از حامیان برتر اروپا برای کارآفرینان» می‌نامد و می‌گوید دهه‌ها را صرف شناسایی شرکت‌های پیشگام کرده است.

با وجود سال‌ها جنجال، او به راه خود ادامه داده است – تیم‌های جدید استخدام می‌کند، سرمایه‌گذاری‌های جدید راه می‌اندازد و مدام در شبکه‌های اجتماعی پست می‌گذارد تا وجهه خود را حفظ کند و ارتباطات جدید پیدا کند. آیشنبرگر می‌گوید: «این تا زمانی ادامه خواهد یافت که مردم ببینند جولی مایر واقعاً کیست.»

در یک تحقیق یک‌ساله، گاردین ردپای او را تا لندن، مالت، سوئیس و یونان دنبال کرده و روایت‌هایی از ده‌ها کارمند سابق، همکار تجاری و کارآفرین جمع‌آوری کرده است. آنها با صحبت کردن امیدوارند داستان‌هایشان بتواند به عنوان یک هشدار عمل کند.

لندن

اگر جایی برای یک کارآفرین جوان و جاه‌طلب در اواخر دهه ۱۹۹۰ وجود داشت، آن لندن بود. حال و هوای سیلیکون ولی به شهر هجوم آورده بود و این شهر در قلب اولین رونق اینترنتی اروپا قرار داشت. تونی بلر به تازگی به عنوان رئیس اولین دولت کارگر در ۱۸ سال وارد خیابان داونینگ شده بود و پایتخت از انرژی احیای فرهنگ پاپ «بریتانیای باحال» می‌جوشید.

روری سلان-جونز، نویسنده و روزنامه‌نگار سابق فناوری بی‌بی‌سی، به یاد می‌آورد: «فوقالعاده هیجان‌انگیز بود. یعنی کاملاً برعکس رفتن به مجمع عمومی سالانه بی‌پی. مهمانی‌های زیادی بود. مردم یک‌شبه ثروتمند می‌شدند، به شکلی که ما در این کشور مطلقاً به آن عادت نداشتیم.»

درست در این فضای برقی بود که جولی ماری مایر برای اولین بار با لهجه آمریکایی و مدرک کارشناسی ارشد از دانشکده بازرگانی معتبر اینسید فرانسه به بریتانیا آمد.

او در سال ۱۹۶۶ در میشیگان به دنیا آمد و در حومه شهر کوچکی در ساکرامنتو، کالیفرنیا بزرگ شد. پدرش که پزشک بود، بر تربیت مذهبی اصرار داشت. طبق داستان خود مایر، پس از فارغ‌التحصیلی با تنها ۱۰۰۰ دلار در جیب راهی پاریس شد. او اغلب آخرین کلماتش به پدرش را به یاد می‌آورد که در فرودگاه بدرقه‌اش کرد. «او رو به نامادری‌ام کرد و گفت: "نگران نباش، زود برمی‌گردد. آنقدرها هم پول ندارد." و من چرخیدم و گفتم: "تو تماشا کن، من بقیه عمرم را آنجا زندگی خواهم کرد. به پول تو نیاز ندارم."»

مایر یک دهه را در فرانسه گذراند و از یک شغل به شغل دیگر رفت تا اینکه مدرک کارشناسی ارشد خود را گرفت. در یک پست وبلاگی درباره آن سال‌ها، می‌گوید «به پول درآوردن وسواس پیدا کرده بود.» یک روز، با دوست‌پسرش که ۱۵ سال از او بزرگ‌تر بود رانندگی می‌کرد که او کنار کشید و به او گفت: «دست از حرف زدن درباره پول بردار. اگر در کاری خوب باشی و روی آن متمرکز باشی، پول خودش پیدایت می‌کند.»

مایر منتظر پیدا شدن نماند. او در سال ۱۹۹۸ از کانال مانش گذشت و به یک شرکت سرمایه‌گذاری خطرپذیر پیوست که رئیس‌اش، توماس تایچمن، ظاهراً با یک اسکوتر کوچک در دفتر رفت و آمد می‌کرد. داغ‌ترین سرمایه‌گذاری جدید آنها یک وب‌سایت مسافرتی بود که معاملات تعطیلات تخفیف‌دار ارائه می‌داد. در مارس ۲۰۰۰، پس از تنها چند ماه معامله، Lastminute.com با ارزش ۵۷۱ میلیون پوند در بازار سهام لندن تاریخ‌ساز شد.

هابرمن، هم‌بنیان‌گذار Lastminute، برای کمک به اداره یک کسب‌وکار شبکه‌سازی که بنیان‌گذاران شرکت‌های فناوری را با سرمایه‌گذاران بالقوه مرتبط می‌کرد، فراخوانده شده بود. او که بیش از حد مشغول بود، این ایده را به مایر ارائه داد. او می‌گوید: «او بسیار برون‌گرا بود، در جمع کردن مردم خیلی خوب بود. فکر می‌کردم او یک مجری است، به این معنا که یک شبکه‌ساز واقعی بود.»

بنابراین مایر دفترچه آدرسش را باز کرد و شروع به تماس گرفتن کرد. در اولین سه‌شنبه اکتبر... در سپتامبر ۱۹۹۸، حدود ۸۰ نفر در بار فوق‌العاده شیک الفابت در خیابان بیک، سوهوی لندن جمع شدند. سلان-جونز در کتاب dot.bomb، گزارش دست اول خود از آن زمان خارق‌العاده، نوشت: «از آن اولین جلسه، سازمانی رشد کرد که قرار بود بسیاری از سرمایه‌گذاری‌های دات‌کام را در ۱۸ ماه آینده جرقه بزند و در نهایت به یک کسب‌وکار جهانی تبدیل شود.»

هابرمن و لین فاکس در رویداد دوم در نوامبر سخنرانی کردند، جایی که کارآفرینان با نشان‌های سبز با سرمایه‌گذاران با نشان‌های قرمز مخلوط شدند و همه به دنبال انجام معامله بودند. به زودی، مهمانی‌ها آنقدر محبوب شدند که شروع به اجاره باشگاه کریکت لوردز کردند. آنها یک مدیرعامل به نام رید فاس آمریکایی استخدام کردند. او گفت این شغل را می‌خواهد چون سه‌شنبه اول نماینده چیزی واقعی بود – «تجارت با یک هدف». او مایر را نیروی محرکه توصیف کرد: «اگر مجبور بودی یک نفر را برای اعتبار سه‌شنبه اول انتخاب کنی، آن جولی بود... من اعتبار کامل را به او می‌دهم. او چشم‌انداز را داشت.»

ظرف دو سال، مایر و هم‌بنیان‌گذارانش سه‌شنبه اول را از یک مهمانی کوکتل به یک شرکت تبدیل کرده و آن را در سراسر جهان فرانشیز کردند. آنها ادعا کردند به جمع‌آوری بیش از ۱۴۷ میلیون دلار (۹۸ میلیون پوند) برای استارت‌آپ‌ها، از جمله خرده‌فروش مد Boo.com و سایت زیبایی Clickmango کمک کرده‌اند.

مایر که خود را معتاد به کار با دیدگاه‌های سیاسی قاطعانه راست‌گرا توصیف می‌کرد، دوست داشت سه‌شنبه اول را «انتقام من از سوسیالیسم» بنامد. اما موفقیت او کوتاه‌مدت بود. در مارس ۲۰۰۰، بازارهای سهام در سراسر جهان قرمز شدند. حباب دات‌کام ترکیده بود. تا ژوئن، سرمایه‌گذاران مایر برای بازیابی پول خود بر فروش فشار می‌آوردند. یک شرکت اسرائیلی ۵۰ میلیون دلار نقد و سهام پیشنهاد داد. مایر می‌خواست مقاومت کند و ادامه دهد، اما هم‌مالکان مردش فکر می‌کردند معامله خوبی است و او در رأی‌گیری شکست خورد.

در سال‌های بعد، او اغلب از کنار گذاشته شدن و دست کم گرفته شدن توسط مردان صحبت می‌کرد. در سال ۲۰۱۵، او به هارپرز بازار گفت: «فکر می‌کنم همیشه به طور طبیعی به افرادی که به من می‌گویند نمی‌توانم کارهایی را انجام دهم بی‌اعتماد بوده‌ام.» اثبات اشتباه منتقدانش به یک نیروی محرکه تبدیل شد.

اگر سه‌شنبه اول انتقام او از سوسیالیسم بود، سرمایه‌گذاری بعدی او، آریادنه کپیتال، درباره نشان دادن توانایی موفقیت به تنهایی به جهان بود. در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۰۲ با گاردین با عنوان «ملکه زنبور نت هنوز وزوز می‌کند»، او برنامه خود را شرح داد. آریادنه میزبان رویدادهای شبکه‌سازی می‌شد و با مشاوره به استارت‌آپ‌ها در مورد چگونگی یافتن حامیان مالی، هزینه دریافت می‌کرد. همچنین سرمایه‌گذاری‌های خود را انجام می‌داد.

هم‌چنان که آریادنه رشد می‌کرد، رئیس‌اش سخاوتمندانه خرج می‌کرد. تیم مایر به دفاتری با اجاره ۱۰,۰۰۰ پوند در ماه در نزدیکی میدان ترافالگار نقل مکان کرد. برای مایر، یک ماشین با راننده، یک مربی شخصی و دو دستیار شخصی وجود داشت – یکی در دفتر و دیگری برای مدیریت خانه‌اش. او به هارپرز بازار گفت زنان تاجر موفق باید ظاهر مناسب داشته باشند. «در طول هفته، من... رالف لورن، مالبری، مایکل کورس... و رولان موره می‌پوشم.» او هر شنبه «بدون استثنا» به متخصص زیبایی صورتش – متخصص طب جایگزین هندی – مراجعه می‌کرد.

در سال ۲۰۰۹، مایر بازوی سرمایه‌گذاری خطرپذیر خود، آریادنه کپیتال کارآفرینان، یا به اختصار صندوق ACE را راه‌اندازی کرد. ادوارد ری، بنیان‌گذار گروه قمار بت‌فیر، از جمله حامیان برجسته بود.

ریچل لو در سال ۲۰۱۲ برای کمک به مشاوره استارت‌آپ‌ها استخدام شد. وقتی به دفاتر آریادنه رسید، می‌گوید احساس می‌کرد وارد «معبدی برای جولی» شده است: عکس‌های قاب‌شده از مایر دیوارها را پوشانده بود. در حالی که رئیس ظاهر مناسب داشت، لو می‌گوید سازمان به هم ریخته بود. او به یاد می‌آورد: «همه چیز یک آشفتگی مطلق بود. فقط تعداد زیادی جوان بودند که هیچ ایده‌ای نداشتند چه کار می‌کنند.»

به گفته لو، مایر تمایل داشت با عصبانیت بر سر کارکنان منفجر شود: «می‌توانستم بفهمم جولی در دفتر است یا نه فقط با احساس چیزی در هوا... او با ترس حکومت می‌کرد.» اما نسبت به خود لو، مایر شیرین و خوشایند بود – حداقل در ابتدا.

«سرمایه‌گذاری آریادنه که من بررسی کردم روغن مار بود. او جمع‌آوری سرمایه و شبکه‌سازی را می‌فهمید، اما اصلاً فضای استارت‌آپ فناوری را نمی‌فهمید.»

مایر در سال ۲۰۱۰. عکس: ام... پس از چند ماه بدون مشکل، لو می‌گوید مایر شروع به بهانه‌تراشی برای پرداخت نکردن فاکتورهایش کرد و در نهایت لو را به عملکرد ضعیف متهم کرد. لو علیه او اقدام قانونی کرد. قاضی به نفع لو رأی داد و حدود ۲۶,۰۰۰ پوند به اضافه بهره و هزینه‌ها به او تعلق گرفت. در آن مرحله، چندین کارمند و تأمین‌کننده نیز ادعا می‌کردند که حقوقشان را دریافت نکرده‌اند. یک آژانس روابط عمومی بابت حدود ۷۶,۰۰۰ پوند شکایت کرد و خارج از دادگاه توافق کرد.

یک کارمند سابق با نوشتن ناشناس در سایت استخدام گلسدور ادعا کرد مایر گاهی از افرادی که به او بدهکار بود پنهان می‌شد. «یک بار، وقتی یک تأمین‌کننده برای مطالبه پول به دفتر آمد، او از پله‌های فرار بیرون خزید.» (مایر قبلاً درباره نظرات گلسدور گفته است: «افراد بسیار مهم‌تری از من هستند که در وب‌سایت‌های ناشناس درباره‌شان نوشته می‌شود. جزو قواعد بازی است.»)

تا تابستان ۲۰۱۷، آریادنه دیگر توان پرداخت اجاره دفاترش را نداشت. کارکنان به خانه فرستاده شدند تا کار کنند.

پس کجا همه چیز اشتباه شد؟ به نظر می‌رسد چشم‌انداز هرگز با واقعیت مطابقت نداشت. در ابتدا، مایر از جمع‌آوری ۶۰ میلیون پوند برای صندوق ACE خود صحبت کرده بود، اما گزارشی از سرمایه‌گذاران که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، مجموع نهایی سرمایه‌گذاری شده را تنها ۷.۶ میلیون پوند نشان می‌داد. به طور جنجالی، این گزارش بیان می‌کند که بیش از نیمی از پول جمع‌آوری شده – ۴.۴ میلیون پوند – صرف خرید ۱۰۰٪ سهم یکی از سرمایه‌گذاری‌های خود مایر شده است.

هیچ‌یک از سرمایه‌گذاری‌های آریادنه بازده بزرگی نداشت و بسیاری منجر به ضرر شد. یک کارمند سابق که از او خواسته شد برای یک شرکت نرم‌افزاری که آریادنه در آن سرمایه‌گذاری کرده بود ارزش‌گذاری کند، می‌گوید: «وقتی به آن نگاه کردم، روغن مار بود. او جمع‌آوری سرمایه و شبکه‌سازی را می‌فهمید، اما اصلاً دنیای استارت‌آپ فناوری را نمی‌فهمید.»

تحت فشار طلبکاران، آریادنه در دسامبر ۲۰۱۷ به مدیریت قضایی سپرده شد. کسانی که سهام صندوق ACE را داشتند دریافتند که سهامشان بی‌ارزش شده است. مایر در آن زمان گفت: «من عمیقاً متأسفم که مجبور شدم شرکت را به مدیریت قضایی بسپارم، به ویژه با توجه به عواقب آن برای کارمندان و طلبکاران بدون وثیقه.»

یک گروه جداگانه از سرمایه‌گذاران – که شامل استوارت رز، رئیس سابق مارکس اند اسپنسر بود – نیز می‌گویند پول از دست داده‌اند. وکلای این گروه بعداً ادعا کردند که وجوه در نظر گرفته شده برای سرمایه‌گذاری در یک استارت‌آپ بازاریابی دیجیتال به حساب بانکی تحت کنترل مایر واریز شده و سپس برای تأمین مالی آریادنه کپیتال سوءاستفاده شده است.

مدیران قضایی آریادنه در گزارش خود هیچ دارایی، به جز چند سرمایه‌گذاری که آنها را فقط ۲,۵۲۸ پوند ارزش‌گذاری کردند، نیافتند. صدها هزار پوند به کارمندان بدهکار بود، مبلغ مشابهی به اداره مالیات – و ۷,۵۰۰ پوند سنگین به شرکت تاکسی آدیسون لی. اما برای مایر، این زمان تسلیم شدن نبود.

مالت

در حالی که حسابداران آشفتگی لندن را مرتب می‌کردند، مایر از قبل به سرمایه‌گذاری بعدی خود می‌رفت. تا تابستان ۲۰۱۷، او خود را در یک سوئیت در هتل پنج ستاره وستین دراگونارا مالت مستقر کرده بود. در طبقه بالا، کارکنانش مرکز تجاری را به عنوان دفتر موقت تصرف کردند.

او یک شرکت مالتی با مجوز مدیریت سرمایه‌گذاری خرید. به زودی به مطبوعات گفت که آریادنه کپیتال مالت قصد دارد یک صندوق اروپایی به ارزش ۱ میلیارد یورو راه‌اندازی کند.

برای جذب پول، او نیاز به سر و صدا داشت. بنابراین مایر یک اجلاس ترتیب داد و استارت‌آپ‌ها و سرمایه‌گذاران بزرگ را از سراسر اروپا گرد هم آورد. نخست‌وزیر مالت در مراسم راه‌اندازی درخشان تابستانی در تالار رقص هتل دراگونارا سخنرانی کرد. بعداً در تراس، مایر مجلس‌داری کرد و در حالی که سرمایه‌گذاران برای نوشتن چک آماده معاشرت می‌کردند، لبخند می‌زد.

این رویداد موفقیت بزرگی بود، اما در پشت صحنه، اتهامات جدیدی مبنی بر پرداخت نکردن صورت‌حساب‌ها توسط مایر مطرح شد. مارک لایت‌فوت، که آژانس طراحی‌اش برای این رویداد استخدام شده بود، می‌گوید ۶۰,۰۰۰ یورو بابت فاکتورهای پرداخت‌نشده به او بدهکار بودند. او می‌گوید مایر در ابتدا آن را با سرزنش مشکلات فنی توجیه کرد و او باور داشت که مایر در نهایت حق او را ادا خواهد کرد. «در ذهن من، اینطور بود که اینجا فرصتی است برای اثبات خودم. او یک سرمایه‌گذار بزرگ و شیک آمریکایی است که اینجا در مالت کوچک و قدیمی است.»

بازسازی، به گفته او، بود... او گفت: «کاملاً قانونی... هیچی در لندن. همه چیز در مالت. جولی ۱، جهان ۰.»

او می‌گوید وقتی مایر پیشنهاد تسویه به نصف مبلغ بدهی را داد، متوجه اشتباه خود شد و اقدام قانونی را آغاز کرد و از قاضی خواست حساب‌های بانکی او را مسدود کند. ایمیل‌ها نشان می‌دهد او به شدت مقابله کرد و به وکیل لایت‌فوت گفت که دارایی‌های خانواده در خطر است: «اگر... کل قبیله لایت‌فوت نمی‌خواهند نابودی چندنسلی ثروت را تجربه کنند، به شدت توصیه می‌کنم انتشار سریع عذرخواهی پیشنهادی من... من کاملاً شوخی نمی‌کنم.» لایت‌فوت ادعای خود را پس گرفت، زیرا فکر می‌کرد حتی یک رأی مطلوب دادگاه نیز پرداخت را تضمین نمی‌کند.

مایر قبلاً اتهامات عدم پرداخت را رد کرده و در سال ۲۰۲۲ به روزنامه سیتی ای‌ام گفته است: «مارک لایت‌فوت را به خاطر نمی‌آورم. من ۳۰ سال است که در تجارت هستم و همیشه نام‌ها را به خاطر نمی‌آورم... ما همیشه حقوق مردم را پرداخت می‌کنیم.»

تا نوامبر، منابع می‌گویند صورت‌حساب بزرگی از هتل برای تسویه وجود داشت. در ساعات اولیه صبح درِ سوئیت ۵۱۴ به صدا درآمد. مدیر شب بود و یک افسر پلیس همراه داشت. دو دستیار شخصی مایر از خواب پریدند. پذیرش روز قبل به آنها اجازه ورود داده بود و آنها عصر را صرف بسته‌بندی کرده بودند.

مایر که آنجا نبود، یک نقشه اتاق برای دستیارانش ایمیل کرده بود با دستورالعمل: «همه چیز را از کشوهای زیر تلویزیون بردارید. همه کفش‌ها در هر دو کمد... لباس‌های مهم‌تر – گران‌هایی که الان نیاز دارم... تاج شاهزاده‌ای را در گاوصندوق که باز است بیاورید.»

طبق ایمیل، آنها باید چند چمدان را بسته و بقیه را رها می‌کردند. آنها باید از انجام هر کاری که «شک ایجاد کند که ما در حال فرار هستیم و من از کشور فرار می‌کنم» خودداری می‌کردند. «با کارکنان در راهرو خیلی دوستانه رفتار کنید و نگذارید فکر کنند چیزی در کار است.»

بنابراین وقتی دستیاران در را به روی مدیر شب باز کردند، به نقشه پایبند ماندند و افسر پلیس را متقاعد کردند که همه چیز خوب است. به گفته یکی از دستیاران که خواست نامش فاش نشود، سفر به خانه سخت بود: «احساس می‌کردم همه در آن لحظه ما را تماشا می‌کنند. حتی در فرودگاه مردم به ما خیره می‌شدند،» او می‌گوید. «من با خودم گفتم، "بیا هر چه زودتر از این کشور برویم بیرون."»

مایر هنوز آماده نبود از مالت دست بکشد. در فوریه ۲۰۱۸، او پیامی به گروه واتس‌اپ کارکنانش به نام «حلقه درونی» فرستاد. در آن، او یک «معامله محوری بزرگ» را توصیف کرد که دارایی‌های آریادنه را از بریتانیا خارج می‌کرد. او اعلام کرد: «من بلوند نیستم.» بازسازی، به گفته او، «کاملاً قانونی... هیچی در لندن. همه چیز در مالت. جولی ۱، جهان ۰.»

جشن‌ها زیاد طول نکشید. در مالت، پرداخت نکردن دستمزد یک جرم کیفری است و دولت چندین پرونده عدم پرداخت ادعایی را به دادگاه برد. پس از اینکه مایر در آوریل ۲۰۱۸ در یک جلسه دادگاه حاضر نشد، یک قاضی به کمیسر پلیس دستور داد ظرف ۴۸ ساعت با استفاده از تمام منابع موجود او را پیدا کند.

تا ماه مه، ناظر مالی مالت مجوز مدیریت صندوق آریادنه را تعلیق کرد. کمتر از یک سال پس از شروع پرزرق‌وبرق، ماجراجویی مدیترانه‌ای به پایان رسید. مایر موفق شده بود یک تاج را از هتل بیرون بکشد، اما تاجش قطعاً در حال لغزیدن بود.

سوئیس

سایمون دیویس، کارآفرین ۵۱ ساله اهل ژوهانسبورگ، هرگز روزی را که مجبور شد به سرمایه‌گذارانش زنگ بزند و خبر بد را بگوید فراموش نخواهد کرد. به درخواست او، آنها بیش از ۲۰۰,۰۰۰ دلار را به یک شرکت حقوقی سوئیسی که توسط مایر استخدام شده بود منتقل کرده بودند و همه چیز از دست رفته بود. دیویس می‌گوید: «او فقط با پول رفت.»

شرکت آفریقای جنوبی او، ScarabTech، دستگاه‌های فشرده‌ای می‌سازد که جوامع می‌توانند از آنها برای تبدیل زباله‌های پلاستیکی به سوخت استفاده کنند. آنها به دنبال بودجه برای استخدام کارکنان بیشتر بودند. شخصی از مایر نام برد و دیویس بلافاصله نام او را شناخت. نزدیک به ۳۰ سال قبل، به عنوان مردی جوان که در لندن کار می‌کرد، در یک رویداد سه‌شنبه اول در موزه علوم شرکت کرده بود. او تماس گرفت و مایر او را به آخرین رویداد سرمایه‌گذاری خود دعوت کرد تا ایده‌اش را ارائه دهد.

تصویر در اندازه کامل: مایر در یک جلسه تجارت الکترونیک سه‌شنبه اول در بلومبرگ. عکس: تام جنکینز/گاردین

در این مرحله، مایر به زوریخ نقل مکان کرده بود. این آیشنبرگر، علاقه‌مند سوئیسی جودو که در هوانوردی ثروتی به هم زده بود، بود که پیشنهاد نقل مکان را داد. آنها دهه‌ها قبل ملاقات کرده بودند و وقتی مایر در سال ۲۰۱۸ دوباره با او تماس گرفت، آیشنبرگر می‌گوید آنها زوج شدند.

او شرکت جدید دیگری به نام وایوا اینوستمنت پارتنرز راه‌اندازی کرد، یک شرکت ثبت‌شده سوئیسی که به مدل آریادنه بود. آیشنبرگر سهمی گرفت و حتی به برخی از سهامداران قدیمی لندن سهام داده شد. طبق اسنادی که گاردین دیده است، مایر حقوق شش رقمی، یک آپارتمان شرکتی در بهترین بخش شهر و یک کارت اعتباری شرکتی برای غذا، لباس و آرایشگاه داشت.

مایر از دفترش با نمای دریاچه زوریخ به کاری که در آن بهترین بود بازگشت – میزبانی رویدادهایی برای استارت‌آپ‌هایی که به دنبال بودجه بودند. گردهمایی که دیویس در ژانویه ۲۰۲۵ در آن شرکت کرد کوچک بود. اما او تحت تأثیر قرار گرفت: تعداد انگشت‌شماری سرمایه‌گذار جدی برای شنیدن ارائه‌ها آمده بودند. به نظر می‌رسد مایر هنوز ارتباطات ارزشمندی دارد.

او می‌گوید بعداً مایر با یک پیشنهاد به او نزدیک شد: وایوا قصد داشت صندوق جدیدی برای حمایت از گروه منتخبی از استارت‌آپ‌ها راه‌اندازی کند و ScarabTech انتخاب شده بود. اسناد نشان می‌دهد او به سرمایه‌گذاری ۹۰۰,۰۰۰ دلاری در شرکت او اشاره کرده بود.

او در آپارتمان کناری آپارتمان مایر ماند و می‌گوید هفته‌های بعد را صرف اصلاح طرح کسب‌وکار کردند. آنها تا پاسی از شب کار می‌کردند و تا ساعت ۲ بامداد تلفنی صحبت می‌کردند. «او قطعاً ذهنش را به کار می‌گرفت. به تو احساس می‌داد که داری با هم انجامش می‌دهید. که همینطور هم بود.» حامیان مالی موجود ScarabTech و یک سرمایه‌گذار جدید موافقت کردند در جمع‌آوری سرمایه شرکت کنند و ۲۰۰,۰۰