بتی هوهلر، تبعه اسلوونی ساکن هلند است. او مانند دهها میلیون اروپایی دیگر از فروشگاه اپلیکیشن اپل استفاده میکند و حساب آمازون دارد. وقتی برای کار یا تفریح سفر میکند، ممکن است جایی را از طریق ایربیانبی یا بوکینگ رزرو کند و از کارت اعتباری ویزا یا مسترکارت، احتمالاً از طریق پیپال، استفاده نماید.
اما زمانی که دولت ترامپ سال گذشته او را به دلیل کارش به عنوان قاضی در دیوان کیفری بینالمللی تحریم کرد، توانایی او در استفاده از هر یک از این خدمات یکشبه از بین رفت. کارتهای اعتباری و حسابهایش در شرکتهای آمریکایی همگی ناپدید شدند. به گفته او، تحریمهای علیه هوهلر و برخی از همکارانش به این معناست که آنها در «عدم قطعیت دائمی» زندگی میکنند.
رنج و عذاب قضات دیوان کیفری بینالمللی نمونهای افراطی از واقعیتی است که اروپا تازه با آن مواجه میشود: رویارویی سیاسی دولت ترامپ با اتحادیه اروپا، وابستگی خطرناک این قاره به فناوری آمریکا را آشکار کرده است.
سلطه بازار فناوری ایالات متحده چیز جدیدی نیست. آنچه به طور فزایندهای خطرناک است این است که این قدرت فناورانه میتواند از نظر سیاسی علیه اروپا به کار گرفته شود. ایلان ماسک قبلاً از مالکیت خود بر ایکس و استارلینک برای دخالت در بحث عمومی اروپا و تأثیرگذاری بر جنگ اوکراین استفاده کرده است. و دولت آمریکا به شرکت هوش مصنوعی آنتروپیک دستور داده است تا به دلایل امنیتی، دسترسی اتباع خارجی به محصولات خود را محدود کند.
چه میشود اگر واشنگتن در جریان یک اختلاف تجاری، دسترسی اروپا به تراشههای پیشرفته آمریکا را قطع کند، یا از کنترل خود بر رسانههای اجتماعی و رایانش ابری برای جاسوسی از دولتهای اروپایی و تأثیرگذاری بر انتخابات استفاده نماید؟ با توجه به اینکه اتحادیه اروپا برای بیش از ۸۰٪ فناوری و ۷۰٪ رایانش ابری خود به کشورهای غیرعضو وابسته است، و با در نظر گرفتن تعهد دولت ترامپ به «پرورش مقاومت» در اروپا، هیچیک از این موارد چندان دور از ذهن به نظر نمیرسد.
اتحادیه اروپا اجازه داده است غولهای فناوری آمریکا بیبندوبار عمل کنند. رقیق کردن قانون دادههای ما فقط قدرت آنها را تقویت خواهد کرد | جانی رایان و گئورگ ریکلس
بیشتر بخوانید
در واکنش به این خطرات، کمیسیون اروپا «بسته حاکمیت دیجیتال» بسیار مورد انتظار خود را برای تقویت فناوریهای بومی اروپا و محافظت از اتحادیه اروپا در برابر دخالت خارجی منتشر کرد. به طور کلی، بسته هفته گذشته، هرچند دیرهنگام، اما خوشایند، به رسمیت شناختن این است که وابستگی به شرکتهای فناوری آمریکا فقط یک مشکل اقتصادی نیست – بلکه تهدیدی مستقیم برای استقلال، تابآوری و امنیت این قاره است.
محور اصلی آن قانون ابر و توسعه هوش مصنوعی است که یک سیستم رتبهبندی برای ارائهدهندگان ابری ایجاد میکند که دادههای بخش دولتی را مدیریت میکنند – مانند سرویسهای وب آمازون، مایکروسافت آژور، یا OVHCloud فرانسه. در تئوری، حساسترین عملیات و دادهها – به ویژه موارد مربوط به امنیت ملی و اجرای قانون – برای ارائهدهندگانی محفوظ میماند که بالاترین استانداردهای حاکمیتی را رعایت میکنند و بدین ترتیب اولویت واضحی برای ارائهدهندگان اروپایی ایجاد میشود.
در حالی که این چارچوب ممکن است به محافظت از اروپاییها در برابر نظارت خارجی کمک کند و رونق کوچکی به جایگزینهای ابری اروپایی بدهد، اما با برخی نقصهای عمده تضعیف میشود. برای یکی، بالاترین سطح اطمینان – تنها سطحی که در آن غولهای فناوری آمریکا از مناقصه برای قراردادها منع میشوند – فقط برای بخش محدودی از تدارکات ابری بخش دولتی اعمال میشود که به نوبه خود تنها کسر کوچکی از کل هزینههای ابری اروپا را تشکیل میدهد.
بدتر از آن، اجرای این قانون به دولتهای منفرد اتحادیه اروپا واگذار میشود، که بسیاری از آنها انگیزههای قوی برای اجرای ضعیف قوانین به منظور جذب سرمایهگذاری فناوری آمریکا یا اجتناب از فشار دولت آمریکا دارند. این امر تجربه ناگوار قانون حفاظت از دادههای اتحادیه اروپا را تکرار میکند، جایی که وابستگی مالی ایرلند به سرمایهگذاریها و پرداختهای مالیاتی غولهای فناوری منجر به اجرای ناقص سیستماتیک شده است.
رویکرد کمیسیون در مورد هوش مصنوعی یک مشکل اساسیتر را برجسته میکند. بروکسل به جای اینکه مشخص کند چگونه اتخاذ هوش مصنوعی محتاطانه، هدفمند و مبتنی بر شواهد میتواند به اتحادیه اروپا در دستیابی به اهداف سیاستی خود و در عین حال به حداقل رساندن آسیبهای اجتماعی کمک کند، عمدتاً به چشمانداز هوش مصنوعی ترویج شده توسط شرکتهای بزرگ فناوری آمریکا و پشتیبانی شده توسط دولت ترامپ واگذار میکند که هوش مصنوعی را به عنوان یک هدف به خودی خود تلقی میکند و هدف آن راهاندازی هرچه سریعتر آن بدون توجه به عواقب آن برای جامعه یا کره زمین است. این را با بخشنامه اخیر پاپ لئو در مورد هوش مصنوعی مقایسه کنید، که میگوید وقتی فناوری بدون پیشرفت اخلاقی و اجتماعی متناظر پیشرفت میکند، در نهایت ابزارهای بیشتری داریم اما رشد واقعی در بشریت نداریم.
پیشنهادهای کمیسیون اروپا در بررسی انتقادی مزایا، خطرات و محدودیتهای فنی بالقوه هوش مصنوعی ناکام میمانند. در عوض، آنها صرفاً فرض میکنند که هوش مصنوعی تأثیر مثبتی خواهد داشت، بدون اینکه شواهد زیادی ارائه دهند. این رویکرد کوتهبینانه همچنین بخش زیادی از استراتژی کلی فناوری اتحادیه اروپا را شکل میدهد، از جمله برنامههای شتابزده برای تضعیف قوانین حریم خصوصی دادهها و ایمنی هوش مصنوعی اتحادیه اروپا در تلاشی نادرست برای «رسیدن به» آمریکا.
این استدلال سست پشت تعهد کمیسیون برای سه برابر کردن ظرفیت مراکز داده اروپا در طی پنج تا هفت سال است، عمدتاً از طریق اقداماتی در قانون هوش مصنوعی که از هر کشور اتحادیه اروپا میخواهد «مناطق تسریع مرکز داده» ایجاد کند. در این مناطق، مقامات محلی باید درخواستهای مرکز داده را ظرف ۱۲ ماه تأیید کنند، حتی اگر این به معنای کاهش بررسیهای زیستمحیطی و برنامهریزی برای تسریع مجوزها باشد.
این مناطق تسریع نگرانیهای جدی در مورد شفافیت، پاسخگویی دموکراتیک و پایداری ایجاد میکنند، به ویژه با توجه به اینکه مخالفت عمومی با مراکز داده به دلیل تأثیر آنها بر محیط زیست و قبضهای برق خانوارها در حال افزایش است. آنها همچنین خطر تضعیف اهداف خود کمیسیون برای حاکمیت را دارند. با عدم گنجاندن معیارهایی در مورد اندازه یا ملیت شرکت، این مناطق میتوانند در نهایت ابرمقیاسکنندههای آمریکایی را که در حال حاضر بر بازار ابر اروپا تسلط دارند، تقویت کنند.
بروکسل نمیبیند که حاکمیت دیجیتال فقط به این نیست که چه کسی فناوری شما را مالک یا کنترل میکند. همچنین به داشتن یک چشمانداز مستقل برای چگونگی طراحی، توسعه و استفاده از آن فناوری مربوط میشود. اگر اروپا واقعاً میخواهد مستقل باشد، باید از ایدئولوژی سیلیکون ولی رها شود، نه فقط از فناوری آن. بدون چشمانداز خاص خود برای چگونگی خدمت هوش مصنوعی به جامعه، اروپا یک پیرو باقی خواهد ماند، نه یک رهبر.
ماکس فون تون مدیر مؤسسه بازارهای باز اروپا، یک اندیشکده ضد انحصار است.
**سوالات متداول**
در اینجا لیستی از سوالات متداول در مورد فاصله گرفتن اروپا از غولهای فناوری آمریکا در عین پیروی از یک الگوی مشابه آورده شده است
**سوالات سطح مبتدی**
۱. فاصله گرفتن اروپا از غولهای فناوری آمریکا به چه معناست؟
به این معناست که قانونگذاران و دولتهای اروپایی قوانین سختگیرانهتری برای محدود کردن قدرت شرکتهایی مانند گوگل، اپل و متا تصویب میکنند. آنها همچنین در حال سرمایهگذاری در سرویسهای ابری و جایگزینهای رسانه اجتماعی خود هستند.
۲. چرا اروپا این کار را میکند؟
عمدتاً به سه دلیل: حاکمیت داده، رقابت اقتصادی و امنیت.
۳. الگوی سیلیکون ولی که اروپا هنوز دنبال میکند چیست؟
این الگو شامل مواردی مانند ساخت پلتفرمهای متمرکز، استفاده از سرمایهگذاری خطرپذیر، اولویت دادن به رشد سریع بر حریم خصوصی و ایجاد باغهای دیواری است.
۴. میتوانید مثالی از انجام این کار توسط اروپا بزنید؟
حتماً. اتحادیه اروپا در حال تأمین مالی گایا-ایکس برای رقابت با AWS و آژور است. اما گایا-ایکس هنوز از بسیاری از فناوریها و مدلهای تجاری مشابه غولهای ابری آمریکا استفاده میکند.
۵. آیا این فقط در مورد حریم خصوصی است؟
خیر. در حالی که حریم خصوصی یک محرک بزرگ است، موضوع پول و قدرت نیز هست. اروپا میخواهد سهمی از بازار تریلیون دلاری فناوری داشته باشد، نه فقط آن را تنظیم کند.
**سوالات سطح متوسط**
۶. اگر اروپا در حال فاصله گرفتن است، چرا هنوز از همان مدل تجاری کپی میکند؟
زیرا مدل پلتفرمی سودآورترین راه برای ساخت فناوری است. استارتاپهای اروپایی اغلب به تقلید از غولهای آمریکایی ختم میشوند زیرا سرمایهگذاران همان رویکرد رشد بالا و برندهی همه چیز را طلب میکنند.
۷. یک مثال واقعی از یک شرکت اروپایی که از الگوی آمریکا پیروی میکند چیست؟
اسپاتیفای مثال خوبی است. این یک پلتفرم متمرکز عظیم است که از دادهها برای توصیه محتوا استفاده میکند و رابطه بین هنرمندان و شنوندگان را کنترل میکند – بسیار شبیه به نحوه عملکرد اپل یا گوگل.
۸. جنبش حاکمیت دیجیتال چیست؟
این یک تلاش به رهبری فرانسه برای حاکمیت دیجیتال است. استفاده از ارائهدهندگان ابری اروپایی و نرمافزارهای متنباز را تشویق میکند. با این حال، بسیاری از این ارائهدهندگان هنوز به تراشههای آمریکایی متکی هستند.