در ریویرای پوننته، میان شهرهای توریستی پرزرقوبرق ساحل لیگوریا، دشت آلبنگا قرار دارد. این منطقه که پر از کمپینگها و خانههای تعطیلاتی است، در دوران رونق اقتصادی پس از جنگ ایتالیا رشد کرد و بهعنوان گریزگاهی مقرونبهصرفه برای کارگرانی که میخواستند از دود شهرهای صنعتی نزدیک مانند تورین و میلان دور شوند، عمل میکرد. در حالی که بسیاری از سواحل اطراف از آن زمان به باشگاههای ساحلی مجلل تبدیل شدهاند، این بخش از ریویرا همچنان جایی است که خانوادهها زیر درختان اکالیپتوس جمع میشوند تا ورق بازی کنند، پیکنیک بگیرند و در گرمای بعدازظهر با صدای جیرجیرکها چرت بزنند. اینها پیروان وفادار ویلجاتورا هستند: تعطیلات تابستانی افسانهای یکماهه ایتالیا.
سنت ویلجاتورا به دوره رنسانس بازمیگردد، زمانی که اشراف کاخهای شهری خود را ترک میکردند و هفتهها در ویلاهای بزرگ روستایی در تپهها اقامت میکردند. اما در قرن بیستم، ایتالیاییهای طبقه متوسط و کارگر آن را به خود اختصاص دادند و امتیازی اشرافی را به آیینی فراگیر تبدیل کردند. تا دهه ۱۹۶۰، میلیونها ایتالیایی تعطیلات طولانی تابستانی را حقی اساسی میدانستند و تعطیلات خود را در روستاهای اجدادی، کمپینگهای ساحلی یا حتی استراحتگاههای تعطیلاتی تأمینشده توسط شرکتها میگذراندند. این دورهای بود که در آهنگ موفق جینو پائولی در سال ۱۹۶۳ با نام ساپوره دی ساله (طعم نمک) به تصویر کشیده شد، که «روزهای تنبل در حال گذر» در ساحل را ستایش میکند و رویای «دنیایی متفاوت» فراتر از کارخانه و دفتر را دارد.
چیزی بهطور انکارناپذیر نوستالژیک در این تصویر بینقص وجود دارد، اما سیاستی که آن را ممکن ساخت ارزش تأمل دارد، بهویژه در مقایسه با دوران پرکار ما. فرهنگ فراغت رشکبرانگیز ایتالیا از هیچجا ظاهر نشد. این اتحادیههای کارگری قدرتمند بودند که برای این حق مبارزه کردند و کارگران ایتالیایی را به برخی از طولانیترین تعطیلات محافظتشده در اروپا رساندند. کسبوکارها مجبور به سازگاری شدند. شرکتهایی مانند فیات و اولیوتی نهتنها در بیشتر ماه اوت تعطیل میشدند، بلکه فعالانه کارمندان خود را به گرفتن تعطیلات تابستانی تشویق میکردند و اردوگاههای کوهستانی و ساحلی را برای کارگران و فرزندانشان تأمین مالی میکردند. حتی دولت نیز به حمایت از تعطیلات طولانی کمک کرد و بلیتهای قطار ارزان ارائه داد و برنامههای تعطیلاتی مقرونبهصرفه را پشتیبانی کرد تا خانوادههایی از همه طبقات بتوانند در آن شرکت کنند.
نمونههای مشابهی در جای دیگر اروپا وجود دارد، از هفتههای ویکس در انگلستان تا ویلاژ وکانس در فرانسه. آنچه دوره پس از جنگ ایتالیا را منحصربهفرد کرد، همکاری بین کار سازمانیافته، کسبوکار و دولت بود و این به ایتالیا سنتی گرانبها داد که امروز نیز بخشی از فرهنگ ملی باقی مانده است.
البته، برخی تعطیلات ماه اوت ایتالیا را بهعنوان نمونه نهایی تنبلی اروپای جنوبی مورد انتقاد قرار دادهاند و تعجب کردهاند که چگونه یک کشور میتواند هفتهها بهطور کامل متوقف شود. با این حال، ویلجاتورا همیشه منطق اقتصادی خود را داشته است. در دهه ۱۹۶۰، در اوج این روند، بهرهوری ایتالیا بهطور میانگین سالانه ۴ تا ۶ درصد رشد کرد که بالاتر از آمریکا بود. تولید صنعتی قوی بود، ثبات شغلی بالا بود و با وجود برخی اعتراضات اولیه علیه اتوماسیون فزاینده، بیکاری شهری به پایینترین سطح تاریخی رسید. دههها بعد، دادههای بینالمللی از OECD همچنان نشان میدهد که ساعات کار طولانیتر بازدهی کاهشی به همراه دارد و حقیقتی را تقویت میکند که بسیاری از ایتالیاییها زمانی بدیهی میدانستند: اینکه حق استراحت از اقتصاد حمایت میکند، نه اینکه آن را تخلیه کند.
اما فلسفه واقعی پشت ویلجاتورا کمتر درباره اعداد اقتصادی و بیشتر درباره رفاه انسانی است. در ایتالیای امروز، جایی که مشاغل ناپایدار ناامنی دائمی ایجاد کردهاند، کارگران سال را با ساعات کاری طولانی و غیرقابلپیشبینی سپری میکنند و تنها برای استراحتهای کوتاه و پرهزینه عجله میکنند. این چرخه فرسودگی و مصرف دیوانهوار، قطعاً ناپایدار است. ویلجاتورا راهی متفاوت ارائه میدهد. بهجای ایربیانبی، بر اجارههای بلندمدت و خانههای خانوادگی تکیه دارد. بهجای گشتوگذار، بر آفتابگرفتن و خوابیدن تمرکز دارد. بهجای وعدههای غذایی مجلل و نوشیدنیهای گرانقیمت، بر لذتهای ساده ارزش میگذارد، مانند تقسیم فوکاچیا و هندوانه در ساحل با خانواده و دوستان. ساحلی در توره دل اورسو، ایتالیا، در ماه اوت. عکس: دیگو فیوره/آلامی
روی کاغذ، این ایدهآل به نظر میرسد که تابستانی را اینگونه گذراند. اما متأسفانه، تعداد کمتری از ایتالیاییها واقعاً میتوانند این کار را انجام دهند. کارگران قبلاً میتوانستند هفتهها مرخصی بگیرند، اما تا دهه ۱۹۹۰، میانگین تعطیلات به ۱۳ روز کاهش یافت زیرا مقرراتزدایی بازار کار را تغییر داد. اکنون، بهسختی شش روز است. سال گذشته، ۳۵.۷ درصد از ایتالیاییها گفتند که حتی توانایی یک استراحت کوتاه را ندارند. بدتر از آن، ایده ویلجاتورا توسط برندهای لوکس تصاحب شده است. گروه هتلداری بلموند اخیراً کتابی ۱۲۰ دلاری با جلد سخت به نام ویلجاتورا منتشر کرده است و از زبان تعطیلات طولانی برای بازاریابی مکانهایی مانند اسپلندیدو در پورتو فینو استفاده میکند، جایی که یک اتاق میتواند چند هزار یورو در شب هزینه داشته باشد.
با وجود این فشارها، ایتالیاییها این سنت را رها نکردهاند. مکانهایی مانند آلبنگا همچنان برای استراحتهای طولانی ماه اوت محبوب هستند، همانطور که نقاط ساحلی سنتی ریویرا رومانیولا در ساحل آدریاتیک محبوباند. حتی با ظهور باشگاههای ساحلی انحصاریتر، هنوز گزینههای مقرونبهصرفه وجود دارد. گروههای میراثی در تلاشاند تا مکانهای تعطیلاتی شرکتی قدیمی را بازگردانند، از دهکده انی در بورکا دی کادوره تا استراحتگاه ساحلی اولیوتی در مارینا دی ماسا. برخی حمایتهای دولتی نیز باقی مانده است، مانند کمکهای مالی دولتی که به فرزندان کارگران کمدرآمد بخش دولتی اجازه میدهد به اردوهای تابستانی بروند.
با این حال، در بیشتر موارد، ویلجاتورا امروز به سازش و فشار مالی بیشتری نسبت به گذشته نیاز دارد. بسیاری از کارگران ایتالیایی مکانهای داخلی دور از ساحل را انتخاب میکنند، جایی که قیمتها پایینتر است. دیگران با مزایای شغلی کمتر کنار میآیند و زمان مرخصی محدودی را که کارفرمایانشان میدهند، تکهتکه جمع میکنند. کارگران دیجیتال شاید خلاقترین پیروان این سنت باشند و بسیاری ترجیح میدهند بدون حقوق مرخصی بگیرند یا بخشی از ساعات استراحت را برای پاسخ به ایمیلها از زیر چتر ساحلی فدا کنند.
این واقعیت که بسیاری با وجود همه موانع برای زنده نگهداشتن این آیین میجنگند، نشان میدهد که چه چیزی در خطر است. ویلجاتورا هرگز فقط درباره گرفتن تعطیلات نبود، بلکه درباره بازپسگیری زندگی از منطق همهچیزخوار بازار بود. در عصری که کارگران در سراسر اروپا خسته، منزوی و درگیر با هزینههای بالای زندگی هستند، این ایده ساده همچنان بیسر و صدا الهامبخش است. این سنت بهجای اینکه یادگاری از نوستالژی دهه ۶۰ یا ترفندی برای برندهای لوکس باشد، میراث واقعیاش باوری قوی به نیاز به استراحت است. ویلجاتورا به ما یادآوری میکند که سبک زندگی آهستهتر و سالمتر نباید فقط امتیازی برای نخبگان باشد، بلکه حقی اساسی است – حقی که با کمی اراده سیاسی، میتواند بار دیگر برای همه در دسترس باشد.
جیمی مککی نویسنده و مترجمی مستقر در فلورانس است
سوالات متداول
در اینجا فهرستی از سوالات متداول درباره تعطیلات ماه اوت ایتالیا و ایده اتخاذ مفهومی مشابه در جای دیگر آمده است
سوالات مبتدی
۱ تعطیلات ماه اوت ایتالیا دقیقاً چیست
این یک استراحت سنتی در سطح ملی است که در حدود ۱۵ اوت به اوج خود میرسد برای ۱ تا ۳ هفته، بیشتر مغازهها، ادارات و کارخانهها تعطیل میشوند تا خانوادهها به ساحل یا کوهستان بروند این یک حق قانونی و فرهنگی است، نه فقط یک مزیت خوب
۲ آیا واقعاً همهچیز تعطیل میشود
تقریباً شما همچنان بیمارستانها، خدمات اورژانسی و برخی بارها و رستورانها را در مناطق توریستی باز خواهید یافت اما در شهرها، نانواییها، خشکشوییها و ادارات را بسته خواهید دید با تابلوهایی که نوشتهاند «کلیوزو پر فریه» (تعطیل به دلیل تعطیلات)
۳ این سنت چگونه شروع شد
دو ریشه دارد: روم باستان و کلیسای کاتولیک اما تعطیلات مدرن پیروزی سخت اتحادیههای کارگری در قرن بیستم بود که مرخصی استحقاقی را برای کارگران تضمین کرد
۴ چرا ایتالیاییها واقعاً هفتهها تعطیل میشوند، نه فقط یک روز
زیرا گرمای ماه اوت بیرحمانه است و قانون حداقل مقدار مرخصی سالانه را تضمین میکند از آنجا که هوا برای دریا عالی است، همه همزمان مرخصی میگیرند و این باعث میشود برای کسبوکارها بیفایده باشد که بدون مشتری یا کارمند باز بمانند
۵ مزیت اصلی انجام این کار در کشور من چه خواهد بود
این یک توقف جمعی را تحمیل میکند بهجای تعطیلات پلکانی و منزوی، یک بازنشانی هماهنگ خواهید داشت که در آن همه، از مدیرعامل تا صندوقدار، واقعاً بدون ترس از دست دادن ایمیلها قطع ارتباط میکنند
سوالات پیشرفته
۶ آیا تعطیلات گسترده برای اقتصاد بد نیست
به نظر متناقض میرسد، اما تولید ناخالص داخلی ایتالیا در ماه اوت سقوط نمیکند پول فقط توزیع مجدد میشود – بهجای خرید ناهار نزدیک دفتر، مردم برای هتلها، بلیت کشتی و ژلاتو هزینه میکنند این همچنین جهش عظیمی در گردشگری داخلی ایجاد میکند که از شهرهای ساحلی حمایت میکند
۷ کارگران ایتالیایی چگونه این حق را به دست آوردند
از طریق دههها فشار قوی اتحادیه و قراردادهای چانهزنی جمعی در دوران پس از جنگ آنها این کار را نکردند