"I'm freeing myself from shame": Laverne Cox opens up about her difficult childhood and what it's like to be a trans woman in Trump's America.

"I'm freeing myself from shame": Laverne Cox opens up about her difficult childhood and what it's like to be a trans woman in Trump's America.

دو روز قبل از اینکه با من صحبت کند، لاورن کاکس در مراسم اولین نمایش نسخه‌ای انیمیشنی جدید از **مزرعه حیوانات** حضور داشت، جایی که او صدای اسنوبال را اجرا می‌کند. این فیلم به دلیل لحن کودکانه و پایان خوشش که کاملاً غیرارولی احساس می‌شود، بسیار جنجالی است. اما کاکس نگرانی‌های بزرگ‌تری از نقد فیلم داشت.

«اگر بیدار نشویم و نفهمیم چه خبر است، افراد ترنس نابود خواهند شد،» او در آن روز از آوریل گفت. «حقوق مردم در حال گرفته شدن است. مردم شغل و مراقبت‌های بهداشتی خود را از دست می‌دهند. مردم در زندان مجبور به بازگشت به جنسیت قبلی می‌شوند. مراقبت‌های تأییدکننده جنسیت، نه فقط برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان نیز مورد حمله قرار گرفته است. این هرگز درباره محافظت از زنان نبوده است. همیشه درباره ایجاد راهی برای قربانی کردن افراد ترنس، غیرانسانی کردن ما، گرفتن حقوقمان و بیرون راندن ما از زندگی عمومی بوده است.»

این نوع زبانی نیست که انتظار داشته باشید روی فرش قرمز از یک بازیگر، مجری تاک شو و ستاره تلویزیون واقع‌نما بشنوید که موفقیت بزرگش در سریال خشن اما امیدوارکننده **نارنجی مد جدید است** بود.

اما کاکس وقت برای خوش‌وبش ندارد. او که در موبایل، آلاباما در دهه ۱۹۷۰ (او ۵۴ ساله است) بزرگ شده، از کودکی با تعصب خشونت‌آمیز و خاموش روبرو بوده است. او در کودکی به خاطر زن‌نمایی‌اش مورد آزار قرار می‌گرفت، از سوی مادرش verbally abused می‌شد، از بلوغ وحشت داشت، در نوجوانی مورد آزار جنسی قرار گرفت و با طردهای خاموش فقر مواجه شد وقتی با بورسیه در مدرسه هنرهای زیبای آلاباما تحصیل می‌کرد. در دهه ۱۹۹۰، او تغییر جنسیت داد و به عنوان یک زن ترنس سیاه‌پوست زندگی کرد و با آزارهای مداوم خیابانی دست‌وپنجه نرم کرد. او از بدترین دوران‌های کم‌تحمل‌تر جان سالم به در برده است و حالا قصد ندارد ساکت بماند.

«بعضی چیزها هستند که هرگز نباید به مردم بگویی،» مادرم می‌گفت. و من بر اساس آن زندگی کردم. اما این کار نمی‌کند.

**فراتر** اولین کتاب اوست، یک خاطره‌نامه. او به همراه برادر دوقلویش ام لامار—آهنگساز، کنترتنور و هنرمند—توسط یک مادر مجرد بزرگ شد. گلوریا کاکس عضو کلیسای محافظه‌کار اسقفی متدیست آفریقایی بود و شیاطین خودش را برای مبارزه داشت، از جمله پدری خشن. اما نمی‌توان ظلم او را، چه کلامی و چه فیزیکی، نادیده گرفت: مقدار زیادی هم‌جنس‌گراهراسی خشمگین و تندی در خانه. در نقطه‌ای از کتاب، وقتی لامار به طور تصادفی سنگی را از درب پاسیو پرتاب می‌کند، گلوریا وارد یک مارپیچ نمایشی از رها شدن می‌شود که به سپردن دوقلوها به یک پرورشگاه ختم می‌شود. اما جزئیات کوچک‌تر نیز به همان اندازه سخت برای خواندن هستند. هر بار که کاکس آسیب‌پذیری، اشتیاق یا شادی نشان می‌دهد، سرکوب می‌شود.

«گمان می‌کنم من تنها کسی نیستم که با والدینی بزرگ شده که شاید کاملاً او را درک نمی‌کردند—چه درباره ترنس بودن باشد یا هنرمند بودن،» او در طول یک تماس ویدیویی از خانه‌اش در نیویورک با دقت به من می‌گوید.

«اما من مادرم را دوست دارم،» کاکس می‌گوید. «حتی برادرم او را دوست دارد و به او احترام می‌گذارد. او زن فوق‌العاده‌ای است. او دو بچه را—که از بسیاری جهات فوق‌العاده بودند—به تنهایی بزرگ کرد. خودش را از طریق تحصیلات تکمیلی گذراند، خانه خودش را خرید، هرگز با کمک یک مرد. او زن باورنکردنی‌ای است، اما آسیب‌های زیادی در آنجا وجود دارد.»

«بخشی از صحبت درباره پدربزرگم و ظلم او،» او توضیح می‌دهد، «این است که فکر کنم چگونه آن ظلم از بقایای برده‌داری کالایی ناشی شده است. او در یک مزرعه بزرگ شد. من سعی می‌کنم رفتار مادرم را در زمینه قرار دهم.» کاکس همچنین به نظریه دکتر جوی دی‌گروی درباره «سندرم پس از ضربه برده‌داری» اعتقاد دارد، مجموعه‌ای از رفتارها که از طریق نسل‌ها منتقل می‌شود. «بهترین مثالی که می‌توانم فکر کنم این است که والدین سیاه‌پوست می‌گویند، «اوه، بچه من خیلی تنبل است—به اندازه کافی سخت کار نمی‌کند.»» این از مزارع می‌آید، کاکس می‌گوید، جایی که شما دستاوردهای فرزندتان را کم‌اهمیت جلوه می‌دادید. «همه چیز درباره این بود که فرزندتان برجسته نشود.» فرزندتان از شما گرفته می‌شد.

در سال ۱۹۸۳، کاکس ۱۱ ساله بود، «هر شب می‌خوابیدم و دعا می‌کردم که بیدار شوم و متفاوت باشم.» او قبل از ۱۲ سالگی سعی کرد خودکشی کند. «درد واقعی و فیزیکی در بدنم بود، وقتی این را می‌نوشتم، سعی می‌کردم آن را بیرون بکشم،» او حالا می‌گوید. «وحشتناک بود. مثل بالا آوردن درد آن زمان بود.» پس از زنده ماندن از آن، تصمیم گرفت جسور و پرزرق‌وبرق بودن را با بودجه محدود بپذیرد. به آرامی، شروع به لباس پوشیدن به شکلی که می‌خواست کرد—آزمایشی، به شکلی زنانه—همه از فروشگاه‌های دست‌دوم. او این را دوره «آرمانی نجات» خود می‌نامد.

این یک خاطره‌نامه رنج نیست؛ احساس نمی‌شود که هدف پنهانی انتقام یا افشاگری داشته باشد. «این درباره رهایی خودم از شرمی است که در پنهان‌کاری رشد می‌کند. فکر می‌کنی، «اگر مردم این را درباره من بدانند، دوست‌داشتنی نخواهم بود.» مادرم همیشه می‌گفت، «بعضی چیزها هستند که هرگز نباید به مردم بگویی.» و من بر اساس آن زندگی کردم. اما این کار نمی‌کند.»

من به خودم قول دادم که هرگز مواد مخدر مصرف نکنم. اگر این کار را کرده بودم، احتمالاً مرده بودم.

من واقعاً باور ندارم که استعداد چیزی است که با آن متولد می‌شوید. من آن را بیشتر به عنوان مجموعه‌ای از تصادفات خوشحال‌کننده می‌بینم. اما قابل توجه است که کاکس و برادر دوقلویش چقدر با استعداد بودند، به روش‌های متفاوت اما همپوشان. در نوجوانی، هر دو بورسیه مدرسه هنرهای زیبای آلاباما را گرفتند—«مدرسه شهرت، همانطور که فکر می‌کردم»—او برای نویسندگی خلاق و رقص، او برای هنرهای تجسمی. این دوره برای لامار سخت‌تر بود، اما این داستان اوست که بگوید. کاکس بعداً مدرک رقص را از کالج مریمونت منهتن در نیویورک گرفت. «وقتی باله کلاسیک می‌خوانی، می‌فهمی چقدر سخت است که در چیزی خوب باشی—چقدر باید تمرین و مطالعه کنی، چقدر انضباط، فداکاری و ایثار لازم است.» او می‌گوید هرگز بدن مناسبی برای آن نداشت، و «افراد زیادی بودند که خیلی بهتر از من بودند.»

علاوه بر این، این سال ۱۹۹۳ بود. «مدونا به ساوند فکتوری می‌رفت و افراد را برای ویدیوی «وگ» خود آنجا پیدا کرد. همه با هم مهمانی می‌دادند. زمانی در نیویورک بود که شما بچه‌های کلاب، درگ کوئین‌ها و ترنس‌سکشوال‌ها را در مهمانی خود می‌خواستید، وگرنه مهمانی شادی نبود.»

کاکس در این دنیا رشد کرد، تا حدی به این دلیل که همه چیز بالا بود و هیچ پایینی نداشت. «من به عنوان یک کودک به خودم قول دادم که هرگز مواد مخدر مصرف نکنم. و هرگز نکردم. این خوب است، چون احتمالاً مرده بودم. فکر نمی‌کنم مردم سیاه‌پوست طبقه کارگر بتوانند مواد مخدر مصرف کنند و موفق باشند.»

«چند پسری که با آنها قرار گذاشتم فکر می‌کردند می‌توانند به من فشار بیاورند، و من گفتم، «عزیزم!» نمی‌دانم آیا به آن افتخار می‌کنم؛ حدس می‌زنم تا حدودی بله. اما فکر نمی‌کنم مواد مخدر بد باشند—بعضی افراد می‌توانند مصرف کنند و خوب است. من هیچ کدام را قضاوت نمی‌کنم.»

صحنه کلاب چند سال بعد با ظهور «سرویس بطری» تغییر کرد—اساساً، یک مرد فوق‌العاده ثروتمند که مشروب را به صورت بطری با نشانه‌گذاری بالا می‌خرد چون می‌تواند. **سکس و شهر** حال و هوای بسیار سرویس بطری داشت: «یکی از برنامه‌های مورد علاقه من در تمام دوران، اما فکر می‌کنم ماهیت نیویورک را تغییر داد. این سرمایه‌داری بود که افراد بسیار محافظه‌کار را وارد می‌کرد. همه چیز تجاری شد—جایی برای هنرمندان ورشکسته که آن انرژی فوق‌العاده را می‌آورند، نبود. آنها دیگر نمی‌توانند زندگی کنند و نمی‌توانند وارد همان کلاب‌ها شوند.»

کاکس تغییر جنسیت را در سال ۱۹۹۸ شروع کرد. او تئاترهای زیادی خارج از برادوی انجام می‌داد، فیلم‌های مستقل و تلویزیون واقع‌نما می‌ساخت، و تعجب می‌کرد که چگونه می‌تواند از باحال بودن پول دربیاورد در حالی که از هر پلتفرمی که داشت برای تلاش برای «تغییر گفتگو درباره افراد ترنس» استفاده می‌کرد. سپس **نارنجی مد جدید است** آمد.

وقتی **نارنجی مد جدید است** آمد، «بودجه‌ای به طرز شگفت‌آوری خوب و این فیلمنامه‌های عالی داشت. دنیا خیلی زنده بود.»

بر اساس داستان واقعی پایپر کرمن—تا جایی که می‌توانید تصور کنید واسی—که به خاطر پولشویی به زندان افتاد، این سریال جسور، خنده‌دار و تیز بود. به پویایی‌های نژادی، سکس هم‌جنس‌گرایان، خشونت و بی‌عقلی کامل سیستم زندان زنان آمریکا می‌پرداخت. لاورن کاکس نقش سوفیا، یک آرایشگر ترنس برای زندانیان را بازی کرد. «چیزی که برای من وحشی است، به ویژه در بریتانیا، این است که همه صحبت‌ها درباره این است که چگونه زنان ترنس نباید در زندان‌ها با زنان دیگر باشند. **نارنجی مد جدید است** بر اساس یک خاطره‌نامه از دهه ۹۰ بود. نویسنده با یک زن ترنس زندانی شده بود.» شخصیت کاکس در واقع طولانی‌ترین مدت حضور را در میان هر شخصیت فرعی در سریال داشت. در یک داستان فرعی به یاد ماندنی، خود پیش از تغییر جنسیتش توسط لامار بازی شد.

این سریال در سال ۲۰۱۳ پخش شد، زمانی که کاکس ۴۱ ساله بود. این سریال استریمینگ را به یک چیز واقعی تبدیل کرد و نتفلیکس را روی نقشه قرار داد. «فکر نمی‌کردم کسی آن را بپسندد. امیدم این بود که کارگردانان کستینگ ممکن است آن را ببینند و من بتوانم کار بیشتری بگیرم. فکر کردم، چگونه می‌توانم این را به فرصت‌های دیگر تبدیل کنم؟ سپس در نهایت موفق شد. بعد از چند ماه، راه رفتن در خیابان دیوانه‌کننده شد، بنابراین زندگی من خیلی تغییر کرد. قبل از آن، وقتی مردم به سمت من می‌دویدند، برای حمله به من یا صدا زدن من بود.»

در این مدت، کاکس چهار نامزدی امی و دو جایزه انجمن بازیگران سینما به دست آورد. اما نقش‌های زیادی برای یک بازیگر ترنس وجود ندارد، و او همیشه کارهای دیگر داشت—سخنرانی در کالج‌ها و برای کسب‌وکارها، کار به عنوان سفیر برند. این تا سال ۲۰۱۸ شروع نشد، زمانی که شروع به میزبانی فرش‌های قرمز برای مراسم جوایز و رویدادهای مشابه کرد. با این حال، در دو سال گذشته، او ۹۰٪ از درآمد خود را از دست داده است. قراردادهای میزبانی به پایان رسیده و تمدید نشده‌اند. کارهای سخنرانی شرکتی خشک شده است.

او در مورد اینکه چه کسی را مقصر می‌داند، شفاف است. «این دولت تهدید کرده است که بودجه هر کالج و دانشگاهی را که ایدئولوژی جنسیتی یا DEI [تنوع، برابری و شمول] را ترویج می‌کند، قطع کند.» او حتی کار تدریس هم نمی‌گیرد، چون «حتی اگر من یک کلاس بازیگری فارغ‌التحصیلی تدریس کنم، می‌تواند به عنوان ترویج ایدئولوژی ترنس دیده شود. اینها واقعیت‌ها هستند. من شکایت نمی‌کنم—من بسیار خوشبختم. اما نکته مهم این است که اگر درآمد لاورن کاکس به طور قابل توجهی کاهش یافته است، پس بقیه افراد ترنس که به اندازه من ممتاز و خوشبخت نیستند چطور؟ عواقب مادی واقعی برای این نوع تبعیض و قربانی‌سازی وجود دارد.»

کاکس می‌گوید این فقط یک عارضه جانبی عجیب از هرج‌ومرج ترامپ نیست. همه اینها در پروژه ۲۰۲۵، طرح راست افراطی از بنیاد هریتیج که قبل از پیروزی MAGA آمده بود، توضیح داده شده بود: «همه این کلمات باید از هر قانون، سیاست و سند دولتی حذف می‌شدند: جنسیت، ایدئولوژی جنسیتی، هویت جنسیتی، LGBTQ، DEI، سقط جنین، پیشگیری از بارداری.»

حرفه بازیگری کاکس پس از آن شروع شد که زیر نظر سوزان باتسون تحصیل کرد، که از دهه ۱۹۶۰ کار می‌کند. باتسون به او گفت: «کار در بالاترین سطح خود است وقتی نیاز برآورده نشده شخصیت در هر لحظه حضور دارد. اگر بتوانی این کار را به عنوان یک بازیگر انجام دهی، مردم را تغییر می‌دهد.» این امید کاکس برای بازیگری بود—که فرضیات را به چالش بکشد و همدلی را عمیق‌تر کند. و با **نارنجی مد جدید است**، این درست از آب درآمد.

او هنوز توسط افراد ترنسی که والدینشان آن سریال را تماشا کردند و با آنها آشتی کردند، مورد مراجعه قرار می‌گیرد. اما هویت خودش به چالشی برای سیاست‌های اطرافش تبدیل شده است. شاید بتوان یک پروژه قوم‌ملی‌گرای مسیحی بنیادگرا بدون سرکوب افراد LGBTQI+ داشت. اما کاکس اشاره می‌کند که وقتی نازی‌ها در سال ۱۹۳۳ شروع به سوزاندن کتاب‌ها کردند، تحقیقات مگنوس هیرشفلد درباره افراد ترنس و هم‌جنس‌گرا جزو اولین‌هایی بود که رفت.

او جزو اولین‌هایی بود که در آتش سوخت. برای او، «ما در لحظه‌ای بسیار مشابه با آلمان در آن زمان هستیم.»

**فراتر: یک خاطره‌نامه** توسط Merky Books (۲۰ پوند) در ۲۵ ژوئن منتشر می‌شود.

در بریتانیا و ایرلند، سامری‌ها به صورت رایگان در ۱۱۶ ۱۲۳ قابل دسترسی هستند. در ایالات متحده، می‌توانید با ۹۸۸ Suicide & Crisis Lifeline در ۹۸۸ تماس بگیرید یا پیامک دهید، یا به صورت آنلاین در 988lifeline.org چت کنید. در استرالیا، سرویس پشتیبانی بحران Lifeline در ۱۳ ۱۱ ۱۴ در دسترس است. برای خطوط کمک بین‌المللی دیگر، به befrienders.org مراجعه کنید.

**سوالات متداول**

در اینجا لیستی از سوالات متداول بر اساس موضوع «لاورن کاکس: رهایی از شرم» که دوران کودکی و بودن به عنوان یک زن ترنس در آمریکای ترامپ را پوشش می‌دهد، آورده شده است.

**سوالات سطح مبتدی**

۱. لاورن کاکس کیست؟
لاورن کاکس یک بازیگر برنده جایزه و مدافع حقوق LGBTQ است که بیشتر برای نقشش به عنوان سوفیا بورست در سریال نتفلیکس «نارنجی مد جدید است» شناخته می‌شود. او همچنین یک فعال برجسته حقوق ترنس‌جندر است.

۲. «رهایی از شرم» در این زمینه به چه معناست؟
یعنی لاورن کاکس در مورد فرآیند رها کردن خجالت عمیق، نفرت از خود و قضاوتی که در بزرگ شدن به عنوان یک فرد ترنس‌جندر احساس می‌کرد، صحبت می‌کند. این درباره یادگیری پذیرش و دوست داشتن خود با وجود اینکه جامعه به او می‌گفت اشتباه یا متفاوت است.

۳. چرا دوران کودکی او اینقدر دشوار بود؟
او با آزار شدید، طرد و سوءتفاهم مواجه شد. او اغلب به خاطر زن‌نمایی‌اش مسخره و تهدید فیزیکی می‌شد. او همچنین با هویت خود قبل از اینکه کلماتی برای توضیح اینکه یک دختر ترنس است داشته باشد، دست‌وپنجه نرم می‌کرد.

۴. منظور او از «آمریکای ترامپ» چیست؟
او به محیط سیاسی و اجتماعی در ایالات متحده تحت دولت رئیس‌جمهور دونالد ترامپ اشاره دارد که بسیاری از مردم احساس می‌کردند نسبت به حقوق ترنس‌جندر خصمانه است. این شامل سیاست‌هایی مانند ممنوعیت نظامی ترنس‌جندرها و عقب‌نشینی از حفاظت‌های ترنس‌ها در مراقبت‌های بهداشتی و مدارس بود.

۵. آیا این مقاله فقط درباره سیاست است؟
خیر. در حالی که سیاست بخش بزرگی از آن است، مقاله بیشتر درباره سفر شخصی او برای بهبودی است. این مقاله تجربیات دردناک کودکی او را به چالش‌هایی که به عنوان یک بزرگسال با آن روبرو است، مرتبط می‌کند و اینکه چگونه با رها کردن شرم، قدرت و آزادی پیدا می‌کند.

**سوالات سطح متوسط**

۶. او درباره چه رویدادهای خاصی از دوران کودکی خود صحبت می‌کند؟
او اغلب به یاد می‌آورد که با القاب هم‌جنس‌گراهراسانه صدا زده می‌شد، توسط بچه‌های دیگر مورد حمله فیزیکی قرار می‌گرفت و احساس انزوای عمیق می‌کرد. او همچنین درباره لحظه دردناکی صحبت می‌کند که توسط بزرگسالان به او گفته شد که برای بیان هویت جنسیتی واقعی خود بدرفتاری یا اشتباه می‌کند.

۷. جو سیاسی تحت ترامپ چگونه به طور خاص بر او تأثیر می‌گذارد؟
او آن را به عنوان زمانی از ترس و اضطراب شدید توصیف می‌کند. او احساس می‌کرد که دولت به طور فعال در تلاش است تا افراد ترنس، به ویژه زنان ترنس رنگین‌پوست را غیرانسانی و محو کند. این باعث شد او آسیب‌پذیرتر احساس کند و او را به یاد طردی که در کودکی احساس می‌کرد، انداخت.