عنوان فیلم بلند اول عمران پرتا همیشه «ایش» بود – کوتاهشدهٔ اسماعیل، نام پسر دوازدهسالهای از لوتون که در مرکز داستان قرار دارد. تا بعدها بود که دیگران به شباهت آن با دیگر فیلمهای بلوغ با عنوانهای سهحرفی اشاره کردند: «کس» کن لوچ و سهگانهٔ «آپو» ساتیاجیت رای. حالا که نقدها منتشر میشوند، مقایسهها با «کس» و «آپو» مدام تکرار میشوند. مثل آنها، «ایش» فیلمی شاعرانه است که از راه قلب تو را میگیرد و به دنیای یک کودک میکشاند.
پرتا میگوید: «واکنشها دوستداشتنی بوده» و این یک آرامش است. «خوب است که مردم «ایش» را با آن فیلمها مقایسه کردهاند نه با «کیدولهود». من واقعاً نگران این بودم.» چرا، چون بچههایی را نشان میدهد که با زبان عامیانه حرف میزنند و دردسر درست میکنند؟ او سر تکان میدهد. «همیشه میگویم نقدها را نمیخوانم، اما معلوم است که همه را خواندهام. نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم. و ما واقعاً خوششانس بودهایم؛ نقدها شگفتانگیز بودهاند. چندتایی متوسط بودهاند. بعد که میخوانیشان، زیرمتنش این است: «فکر میکردم مثل «کیدولهود» باشد.»»
پرتا تازه از سفری به لهستان برای افتتاح یک نمایشگاه جدید از کارهایش برگشته. دیروز در تیت بریتین لندن بود تا صدای نصب ویدئویی سال ۲۰۱۹ خود به نام «تخریبگران» را تنظیم کند، دربارهٔ زندگی مردان جوان مسلمان، که تازه در گالری به نمایش درآمده. او در حال خرید اولین خانهاش است و دو بچهٔ کوچک دارد. با پوزخندی میگوید: «خستهام»، در حالی که تندتند حرف میزند و هیچ نشانهای از خستگی ندارد.
او در استریتهم، جنوب لندن، بزرگ شد، پسر پدری ایتالیایی-بریتانیایی که روزنامهنگار موسیقی بود. مادرش که در بنگلادش به دنیا آمده بود، مددکار اجتماعی حفاظت از کودکان بود: «او فوقالعاده سیاسی بود، یک آتشافروز.» او وقتی پرتا ۲۱ ساله بود بر اثر سرطان درگذشت. پرتا سه سال معماری خواند و بعد به هنر تغییر رشته داد. در دوران کووید در سال ۲۰۲۰، وقتی جایزهٔ ترنر لغو شد، او یکی از ۱۰ هنرمندی بود که ۱۰۰۰۰ پوند بورسیه دریافت کرد. اما هرگز به ذهنش خطور نکرد که بتواند فیلمی کارگردانی کند، میگوید: «تا یک میلیون سال هم فکر نمیکردم که بتوانم این کار را بکنم. این چیزی است که برای دیگران اتفاق میافتد.» رئیس وقت بیبیسی فیلم، رز گارنت، بود که بعد از دیدن «تخریبگران» در یک گالری در لندن به او پیشنهاد کرد یک طرح فیلم بنویسد.
«ایش» تا حدی زندگینامهای است، بر اساس اولین باری که پرتا در ۱۳ سالگی توسط پلیس متوقف و بازرسی شد. این اتفاق در پی حملات ۱۱ سپتامبر و در فضای اسلامهراسی رو به رشد رخ داد. او به یاد میآورد: «دوست من فرار کرد. آنها مرا به داخل یک ون کشیدند و شروع کردند به پرسیدن کلی سؤال عجیب. من خیلی جوان بودم، واقعاً نمیفهمیدم چه خبر است. فوقالعاده آسیبزا بود. آن لحظه، ۱۰۰٪ لحظهای در کودکیام بود که بیگناهیام را از دست دادم. چون فهمیدم بیرون از خانهٔ خانوادگی، بیرون از مدرسه، بیرون از جامعه – همهٔ این فضاهای محافظتشده – چطور دیده میشوم. در آن لحظه فهمیدم که بهعنوان یک منحرف یا نوعی تهدید دیده میشوم.»
پرتا میگوید این او را سیاسی کرد. «این تقریباً مرا ساخت. از آن نقطه به بعد، چیزی داشتم که دربارهاش کار بسازم. اگر به همهٔ کارهایی که سالها انجام دادهام نگاه کنم – ساختن آثاری که توسط عموم روی دیوارهای گالری یا هر جای دیگر دیده میشود – همه از آن لحظهٔ دیدن خودم آنطور که دیگران میبینند، میآید.» او «ایش» را با نمایشنامهنویس و فیلمنامهنویس ایرلندی، اندا والش، نوشته است.
مثل همهٔ فیلمهای درخشان بلوغ، «ایش» از نظر فرهنگی خاص اما همچنین جهانی است. در لوتون میگذرد و ایش (فرحان حسنات) و بهترین دوستش مرام (یحیی کیتانا) را دنبال میکند که در تعطیلات پرسه میزنند. این آخرین تابستان پسرانهشان است: هنوز آنقدر جوانند که در جنگل لانه بسازند و توتسیاه بچینند. مامان تازه مرده و در خانه، خانواده از غم بیحس شده. مرام که یک سر از ایش بلندتر است و سبیلش درآمده، با پسرهای بزرگتر میگردد و دردسر درست میکند.
وقتی توقف و بازرسی اتفاق میافتد، تکاندهنده است – تماشای یک کودک که از خیابان کشیده میشود، بهزور و بدون اجازهٔ والدین. وقتی این را به پرتا میگویم، او به پروندهٔ اخیر چایلد کیو و گزارشهایی از مصاحبه با کودکان تحت استراتژی ضدافراطیگری پریونت دولت اشاره میکند که بدون حضور والدین یا معلم انجام شده. «این بیشتر برای کودکان با پیشینههای خاص اتفاق میافتد تا دیگران. میخواستم بررسی کنم که کشیدن بچهها به دنیای بزرگسالان قبل از آمادگیشان چه معنایی دارد.»
همهٔ بچههای «ایش» را بازیگران تازهکار بازی میکنند. انتخاب بازیگر شش ماه طول کشید و حدود ۹۰۰ پسر محلی تست دادند. بدون اطلاع فیلمسازان، آن دو که نقشهای ایش و مرام را گرفتند، از کودکی با هم دوست بودند. پیوندشان روی پرده میدرخشد؛ شیمیشان کاملاً واقعی به نظر میرسد. پرتا میگوید: «فقط این بود که از سر راهشان کنار برویم و بگذاریم کار طبیعیشان را بکنند، که اساساً اذیت کردن همدیگر است.»
«ایش» در پنج هفتهٔ تابستان ۲۰۲۴ در لوتون فیلمبرداری شد. همسر پرتا، که معلم دبیرستان است، در نزدیکی آنجا بزرگ شده و او سالهاست به این منطقه میرود. او میگوید شهرهای حومهای اغلب شهرت بدی دارند. لوتون، بهویژه، اغلب به دلایل منفی در اخبار بوده – بهعنوان زادگاه استیون یاکسلی-لنون (همچنین معروف به تامی رابینسون) یا بهعنوان مرکز افراطگری اسلامی برچسب خورده. «اما در قلبش، فقط یک جامعه بود که به کار خودش میپرداخت.»
او فیلم را به صورت سیاهوسفید روشن فیلمبرداری کرد. میپرسم چرا؟ «فکر کردم سیاهوسفید لوتون را زشت نشان نمیدهد. به آن عظمت میبخشید. بتن را مثل مرمر میکرد. وقتی رنگی فیلمبرداری میکردی، بلافاصله تأثیر ریاضتکشی را حس میکردی.»
روزهای فیلمبرداری کوتاه بود تا قوانین حمایت از بازیگران کودک رعایت شود. «وقتی با بچهها فیلم میگیری، محدودیت زمانی وجود دارد. آنها فقط میتوانند شش ساعت روی صحنه باشند.» نکته کلیدی، به گفتهٔ او، این بود که بیش از حد روی عالی بودن وسواس نداشته باشد. «ما وقت نداشتیم.» میگویم این استرسزا به نظر میرسد. پرتا با خوشخلقی شانه بالا میاندازد. «دوست دارم فکر کنم در آن موقعیتها کاملاً آرامم. کمی کلیشهای به نظر میرسد، اما وقتی از کسی که در حال مرگ است مراقبت کردهای، یک صحنهٔ فیلم آنقدرها هم بد نیست. من از این جور چیزها زیاد ناراحت نمیشوم.» لبخند میزند. «ساختن یک فیلم چیز فوقالعادهای است. در سطح شخصی، خیلی مهم است. اما در طرح بزرگ همهٔ چیزهایی که ممکن است در زندگی اتفاق بیفتد، واقعاً اینطور نیست.»
پرتا میگوید بیماری مادرش او را در مسیر هنرمند شدن قرار داد. «بعد از مرگش، فکر کردم: باید زندگیام را وقف انجام کارهایی کنم که میخواهم انجام دهم.» او ۱۸ ساله بود که مادرش سرطان تشخیص داده شد و او یکی از مراقبانش بود، همراه با پدر و خواهر کوچکش. «آن اولین مدرک من بود. بعد از مرگ مادرم، در یک شرکت معماری کار میکردم و فکر کردم: زندگی برای طراحی توالت خیلی کوتاه است.» آیا واقعاً این کار را میکرد – طراحی توالت؟ «بهمعنای واقعی کلمه. من در تیمی بودم که غرفههای توالت را فاصلهبندی میکرد. نمیگویم کجا – یک معمار معروف است.» یک هفته دوام آورد. «فکر کردم: نه، حالم خوبه.»
وقتی مادرش بیمار بود، او به گالری سرپنتاین در لندن رفت تا «آبی» را ببیند، آخرین فیلم درک جارمن که اولین بار در سال ۱۹۹۳، ماهها قبل از مرگش بر اثر بیماری مرتبط با ایدز، منتشر شد. «دیدن آن فیلم فوقالعاده بود. ساعتها آنجا ماندم. قبلاً هرگز چنین چیزی را تجربه نکرده بودم.» قبلاً هرگز هنر معاصر را واقعاً ندیده بودم، جز در سفرهای مدرسه به تیت. کاملاً مجذوب شدم. فکر کردم، «خدایا، باید این کار را بکنم.» فقط باید با چیزهایی که مرا عصبانی و میترسانند روبرو شوم و دربارهشان کار بسازم. اینطوری همه چیز شروع شد.» پوزخند میزند. «و اینجاییم.» «ایش» اکنون در سینماهای بریتانیا و ایرلند نمایش داده میشود.
**سؤالات متداول**
در اینجا لیستی از سؤالات متداول دربارهٔ مقاله و فیلمی که توصیف میکند، به زبان محاورهای طبیعی آورده شده است.
**سؤالات سطح مبتدی**
س: این فیلم دربارهٔ چیست؟
ج: یک فیلم بریتانیایی است بر اساس داستان واقعی یک مرد جوان سیاهپوست که زندگیاش پس از توقف و بازرسی ناعادلانه توسط پلیس در کودکی برای همیشه تغییر میکند. این لحظه باعث میشود حس امنیت و بیگناهیاش را از دست بدهد.
س: فیلم مستند است یا درام؟
ج: یک درام است. کارگردان از تجربهٔ شخصی خودش از توقف و بازرسی برای نوشتن و کارگردانی داستان استفاده کرده.
س: «از دست دادن بیگناهی» در این زمینه به چه معناست؟
ج: یعنی لحظهای که شخصیت اصلی میفهمد دنیا عادلانه یا امن نیست – بهویژه اینکه پلیس که supposed to protect him میتواند او را فقط به خاطر نژادش بهعنوان یک تهدید رفتار کند.
س: چرا این فیلم بهترین فیلم اول بریتانیایی سال نامیده میشود؟
ج: منتقدان آن را به خاطر صداقت خام، داستانسرایی قدرتمند و دیدگاه شخصی منحصربهفرد کارگردان تحسین میکنند. این فیلم بهعنوان یک فیلم اول برجسته در سالی پر از سینمای قوی بریتانیایی ستایش میشود.
**سؤالات پیشرفته و عمیقتر**
س: تجربهٔ واقعی کارگردان چگونه اصالت فیلم را شکل میدهد؟
ج: کارگردان دقیقاً همان توقف و بازرسی را که به تصویر میکشد، تجربه کرده. این یعنی فیلم از کلیشهها دوری میکند و فوقالعاده خاص به نظر میرسد – سردرگمی، ترس و آسیب روانی بلندمدت را بهگونهای نشان میدهد که یک فرد بیرونی ممکن است نتواند ثبت کند.
س: فیلم چه مشکلات رایج خاصی را دربارهٔ توقف و بازرسی در بریتانیا برجسته میکند؟
ج: نشان میدهد که این عمل چگونه اغلب بهطور نامتناسبی علیه کودکان سیاهپوست و اقلیتهای قومی استفاده میشود، چگونه میتواند بدون ظن معقول اتفاق بیفتد، و چگونه یک برخورد آسیبزا میتواند اعتماد به نهادها را برای یک عمر از بین ببرد.
س: آیا فیلم نکات عملی برای جوانانی که ممکن است با توقف و بازرسی مواجه شوند، ارائه میدهد؟
ج: در حالی که فیلم یک داستان است نه یک راهنما، بهطور ظریف اهمیت آرام ماندن، ضبط تعامل در صورت امکان، پرسیدن نام و شمارهٔ نشان افسر، و دانستن اینکه حق سکوت تا حضور والدین یا وکیل را داری، نشان میدهد.
س: فیلم چگونه آسیب شخصی را به مسائل اجتماعی گستردهتر مرتبط میکند؟