نمایش تکنفرهٔ ایفیجنیا در اسپلات اولین بار در سال ۲۰۱۵ به روی صحنه رفت. یازده سال بعد، برداشت مدرن گری اوون از یک تراژدی یونانی—که در محلهٔ کارگری اسپلات در کاردیف اتفاق میافتد—به یک کلاسیک مدرن تبدیل شده است. این نمایش، قهرمان اسطورهای ایفیجنیا را به عنوان اِفی، زن جوانی که روزهایش را با نوشیدن ودکا از یک لیوان در حالی که هنوز لباس خواب به تن دارد، میگذراند، بازآفرینی میکند. نمایش به فقر، نابرابری اجتماعی، تعطیلیها، کاهش بودجه و خدمات عمومی فرسوده شده در اثر ریاضت اقتصادی میپردازد. یک نقد پنج ستاره از گاردین در سال ۲۰۲۲ توصیه کرد: «همه باید این را ببینند.»
یکی از کسانی که این کار را کرد، لیزا گوئنلیان، دانشجوی سال آخر رشتهٔ نمایش از شمال ولز بود. «من با دوستم در ردیف جلو نشسته بودم،» میگوید گوئنلیان که اکنون ۲۴ ساله است و در یک هتل لندنی چای نعنا مینوشد. «یادم میآید که فکر کردم: وای! یک زن ولزی با لهجهٔ قوی کاردیفی روی صحنهٔ لیریک [در همرسمیت، لندن]—این همان چیزی است که اهمیت دارد.» در مدرسهٔ نمایش آکسفورد، او بیشتر آثار کلاسیک را در کنار افرادی با لهجهها و پیشینههای متفاوت از خودش مطالعه کرد. «دیدن خودت روی صحنه واقعاً قدرتمند است.»
چهار سال بعد، او در اقتباس سینمایی به زبان ولزی از این نمایش، با نام افی او بلینو، نقش اول را بازی میکند. او با بازیای بامزه، جسور و آسیبپذیر، اجرایی شاخص ارائه میدهد که حس میکنید اول شما او را کشف کردهاید. حتی وقتی اِفی—حرف «ای» پایانی نامش برای فیلم حذف شد تا با قواعد املایی ولزی مطابقت کند—سر مادربزرگ رنجکشیدهاش فریاد میکشد، صداقت و بیان صریحش باعث میشود نتوانید برایش کف نزنید. سپس، پس از یک شب خوشگذرانی در لاندودنو، باردار میشود و همه چیز تغییر میکند. فیلم را مارک ایوانز کارگردانی کرده که فیلمنامه را با اوون نوشته و مکان را از کاردیف به بلینو فستینیوگ، یک شهر سابق معدن سنگ لوح در شمال غربی ولز، منتقل کرده است.
در یک تماس تصویری، اوون میگوید انتظارات از ایفیجنیا در اسپلات وقتی در سال ۲۰۱۵ در تئاتر شرمن در کاردیف افتتاح شد، پایین بود: «فقط برای دو هفته و نیم برنامهریزی کرده بودند و نگران فروش بلیت بودند.» وقتی در سال ۲۰۱۴ نمایش را مینوشت، در اوج دوران ریاضت اقتصادی در اسپلات زندگی میکرد. «به ما گفته شد که همه باید این کاهش بودجهها را بپذیریم چون همه در یک قایق هستیم.» اما با نگاه به اطراف اسپلات—به افرادی که برای گذران زندگی به مراکز اجتماعی و فلایینگ استارت (نسخهٔ ولزی طرح حمایت از دوران کودکی سور استارت) وابسته بودند—احساس نمیکرد همه به یک اندازه رنج میبرند. «واضح بود که کاهش خدمات عمومی به آسیبپذیرترین افرادی که بیشتر به آنها وابسته بودند، سختترین ضربه را میزند.» اِفی تا حدی از همسایههایش آن طرف خیابان الهام گرفته شده بود که در مسکن حمایتشده زندگی میکردند—«همیشه آسانترین همسایهها نبودند،» با لبخند میگوید.
تجربهٔ خودش نیز نمایش را شکل داد. وقتی فرزند دومش به دنیا آمد، همسر اوون زایمان زودرس داشت—درست مثل اِفی. در بخش مراقبتهای ویژهٔ نوزادان کاردیف تخت خالی نبود، بنابراین با بیمارستانهای نیوپورت و سوانسی تماس گرفتند. هیچکدام تخت نداشتند. نزدیکترین تخت در آبرگاونی بود، یک ساعت رانندگی به سمت شمال، اما برف میبارید و جاده در هوای بد اغلب بسته میشد. نوزاد اکنون ۱۳ ساله است. «اما هفتهها بعد از تولدش، نشسته بودم و به او شیر میدادم و برف هنوز روی کوهها بود. او بلافاصله بعد از تولد نیاز به لولهگذاری داشت. اگر چیزی اشتباه میشد، احتمالاً میمرد. یکی از آن لحظات بود که فکر کردم: اوه، این به خاطر کاهش خدمات اتفاق افتاد.»
نمایشی که در سال ۲۰۱۴ نوشت هنوز به طرز دردناکی مرتبط است—و همچنان اجرا میشود. این دربارهٔ جایی که اکنون هستیم چه میگوید؟ اوون آه میکشد. «ریاضت اقتصادی به یک هنجار تبدیل شده است. خدمات در حال فروپاشی هستند و زندگی برای بسیاری از مردم واقعاً سخت است. فکر نمیکنم اوضاع بهتر شده باشد—فکر میکنم بدتر شده است.»
ایفیجنیا در اسپلات به فرانسوی و اسپانیایی ترجمه شده است. ایدهٔ ساخت یک فیلم به زبان ولزی از تهیهکننده، برانون کنارد در S4C، کانال تلویزیونی رایگان برای ولزیزبانان، آمد. او میگوید ساخت فیلم به زبان ولزی با زیرنویس غیرقابل مذاکره بود: «به هیچ راه دیگری فکر نمیکردم.»
از ایوانز میپرسم چرا مکان از کاردیف تغییر کرد؟ «بلینو شهری است که مردم زندگیشان را به زبان ولزی میگذرانند. اگر واقعاً میخواهید فرهنگ کارگری ولزیزبان را درک کنید، باید به شمال بروید. آنجا بچهها به زبان ولزی فحش میدهند و دعوا میکنند، به بیان صریح.» چشمانداز شهر، محصور در کوههای عظیم ساختهٔ دست بشر از ضایعات سنگ لوح، نیز یک موهبت است. «بلینو شگفتانگیز است چون فقط به آن نگاه میکنی و فریاد میزند «پساصنعتی».»
ایوانز میگوید نه اینکه میخواست فیلم را کارگردانی کند. برنامهاش این بود که یک کارگردان زن استخدام کند، عقبنشینی کند و اعتبار تهیهکنندهٔ اجرایی بگیرد. «من کاملاً از جنبهٔ نگاه مردانه آن آگاه بودم.» چه شد؟ «نمیدانم—به نظر میرسد در حال حاضر در ولز کمبود کارگردان زن وجود دارد، حداقل به زبان ولزی.» او با استخدام زنان به عنوان روسای بخشها و در نقشهای ارشد در گروه تولید، از جمله فیلمبردار، ایرا وین جونز، این کمبود را جبران کرد. «میدانستم صحنههایی هستند که واقعاً به لنز و لیزا بستگی دارد، بنابراین فکر میکنم این موضوع کمی تعادل را برقرار کرد.»
وقتی نوبت به انتخاب بازیگر رسید، ایوانز تصور میکرد بازیگران جوان صف میکشند تا تست بدهند. «فرهنگ بازیگری در ولز واقعاً قوی است،» میگوید. (آخرین فیلمش، آقای برتون، داستان ریچارد برتون جوان را روایت میکرد.) اما تعداد متقاضیان کمتر از چیزی بود که انتظار داشت، که فکر میکند ممکن است به کاهش استعدادهای با پیشینهٔ کمتر مرفه مرتبط باشد. «بازیگری اگر از طبقهٔ کارگر باشی یا توانایی رفتن به کالج را نداشته باشی، به رشتهای سخت تبدیل شده است. واقعاً با بازیگری که بسیار ناپایدار است، قمار میکنی،» میگوید.
گوئنلیان درست در نزدیکی بلینو فستینیوگ بزرگ شد. «فکر نمیکنم تا وقتی نقل مکان کردم، فهمیدم منطقهام چقدر ولزی است. ماهها بدون اینکه اصلاً انگلیسی صحبت کنیم میگذشت، جز تلفنی. میتوانی به مکدونالد محلیام بروی و به ولزی سفارش بدهی. این یک حباب است.» در واقع، وقتی ۱۲ ساله بود و یک مدیر انتخاب بازیگر از بیبیسی به گروه کر او آمد تا دختری برای برنامهٔ کودکان جزیرهٔ راکت پیدا کند، از تست دادن به زبان انگلیسی عصبی بود. «یادم میآید به مادرم گفتم: این کار را نمیکنم چون به انگلیسی است. تو مدرسه تا حدود هفت یا هشت سالگی واقعاً درس انگلیسی را شروع نمیکنی.»
بعد از جزیرهٔ راکت، گوئنلیان در سریال طولانیمدت به زبان ولزی روند ا روند نقشی به دست آورد: «تا ۱۹ سالگی آن را انجام دادم.» پولی که از بازیگری به دست آورد، هزینهٔ مدرسهٔ نمایش را پرداخت کرد: «درهای زیادی را باز کرد و فرصتهایی را فراهم کرد که مادرم توانایی پرداختش را نداشت.» وقتی برای یک جایگاه در مدرسهٔ نمایش آکسفورد تست داد، مجبور بود بخشی از ایفیجنیا در اسپلات را بخواند. «معلم بازیگریام وقتی ۱۵ یا ۱۶ ساله بودم، نمایش را به من معرفی کرد. خیلی با آن ارتباط برقرار کردم.»
میگویم حتماً حس کرده سرنوشت بوده وقتی شنیده فیلمی در منطقهٔ زادگاهش در شمال ولز ساخته میشود. «راستش، من در تست خمار بودم. شب قبلش یک شب بزرگ خوشگذرانی داشتیم.» با نگاه به گذشته، این ممکن است به شانسش آسیب نزده باشد. «کاملاً شبیه اِفی بود.»
اجرای او قلب فیلم است. او تقریباً در همه صحنهها حضور دارد—و چه صحنههایی. او مقادیر زیادی ودکا مینوشد، رقصی به خصوص ناجور در یک کلوپ شبانه انجام میدهد، رابطه جنسی دارد، زایمان میکند و یک تراژدی وحشتناک را تجربه میکند.
آیا روشی برای وارد شدن به شخصیت داشت؟ «نه. فکر نمیکنم دستورالعمل مخفیای وجود داشته باشد. یک میلیون بار آن را خواندم و خیلی دربارهاش فکر کردم. من فقط او را به عنوان یک آدم واقعی دیدم، چون تعداد زیادی اِفی واقعی در دنیا وجود دارد.» پوشیدن لباس هم کمک کرد: «وقتی مژهها و خط چشم را زدم، حس کردم اِفی هستم.» افی او بلینو در ۱۹ ژوئن در بریتانیا اکران میشود.
سوالات متداول
در اینجا لیستی از سوالات متداول دربارهٔ مقاله «سکس، سختی و لیوانهای ودکا: چگونه اسطورهٔ یونانی ایفیجنیا به یک فیلم موفق به زبان ولزی تبدیل شد» آورده شده است.
سوالات سطح مبتدی
۱ این فیلم دربارهٔ چیست؟
این یک فیلم مدرن به زبان ولزی به نام Y Gwyll است که اسطورهٔ یونان باستان ایفیجنیا را بازآفرینی میکند. به جای یک شاهزادهخانم که برای یک ناوگان جنگی قربانی میشود، داستان زن جوانی را در یک شهر ساحلی غمانگیز و مدرن ولزی دنبال میکند که با اسرار خانوادگی، فقر و انتخابهای دشوار دست و پنجه نرم میکند.
۲ چرا عنوان به سکس، سختی و لیوانهای ودکا اشاره دارد؟
اینها مضامین کلیدی فیلم هستند. سکس به روابط خام و پیچیده اشاره دارد، سختی به فقر و مبارزات خانوادگی کوبنده است، و لیوانهای ودکا تصویری عینی از فیلم است که نشان میدهد شخصیتها چگونه با زندگی تیرهشان کنار میآیند.
۳ آیا این فیلم واقعاً موفق است؟
بله. این فیلم به یک موفقیت غافلگیرکننده در ولز تبدیل شد و به خاطر واقعگرایی خشن و اجراهای قدرتمندش، با وجود بودجهٔ کم و زبان ولزی، مخاطبان زیادی جذب کرد و تحسین منتقدان را برانگیخت.
۴ آیا برای درک فیلم نیاز به دانستن اسطورهٔ یونانی دارم؟
خیر. فیلم به عنوان یک درام مستقل عمل میکند. دانستن اسطوره عمق میبخشد، اما داستان به شیوهای بسیار زمینی و مدرن روایت میشود که هرکسی میتواند دنبال کند.
۵ آیا فیلم فقط به زبان ولزی است؟
بله، دیالوگها عمدتاً به زبان ولزی هستند، اما معمولاً برای غیرولزیزبانان زیرنویس انگلیسی دارد.
سوالات سطح متوسط
۶ فیلم چگونه اسطورهٔ ایفیجنیا را بهروز میکند؟
در اسطورهٔ اصلی، شاه آگاممنون دخترش ایفیجنیا را برای باد برای رفتن به جنگ قربانی میکند. در Y Gwyll، قربانی بیشتر روانی و اجتماعی است—یک زن جوان برای محافظت از آبرو و بقای خانوادهاش در یک جامعهٔ محروم، تحت فشار قرار میگیرد تا زندگی بهرهکشی و سکوت را بپذیرد.
۷ چرا فیلم خشن یا خام تلقی میشود؟
از سبکی مستندگونه، دوربینهای دستی و نورپردازی طبیعی استفاده میکند. صحنه یک شهر ساحلی فرسوده است و شخصیتها فحش میدهند، زیاد مینوشند و با خشونت خانگی و فقر روبرو میشوند. هیچ چیز را زرق و برقدار نشان نمیدهد.
۸ زبان ولزی چه نقشی در موفقیت فیلم دارد؟
این