The immorality of world leaders spreads like a disease. Thank goodness for the pope. — Simon Tisdall

The immorality of world leaders spreads like a disease. Thank goodness for the pope. — Simon Tisdall

دونالد ترامپ، ولادیمیر پوتین و بنیامین نتانیاهو چه وجه مشترکی دارند؟ پاسخ: ناتوانی عمیق در تشخیص درست از نادرست. این سه رهبر که در حال حاضر بیشترین آسیب را در جهان وارد میکنند، گرایش به خشونت، فقدان همدلی هولناک، و حس فوقالعاده خودبزرگبینی همراه با پارانویا دارند. اما ویژگیای که آنها را بیش از همه به هم پیوند میدهد، رد کردن—یا ناتوانی در درک—استانداردهای اخلاقی پایه است. بدتر از آن، این مردان معمولاً، حداقل در زندگی عمومی خود، به شیوههایی عمل میکنند که اساساً غیراخلاقی است. و این برای همه یک مشکل است. بیماری اخلاقی آنها مسری است.

ایدهها درباره اینکه در معنای مطلق، چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است، همواره مورد بحث بودهاند، همانطور که فیلسوفان اخلاق از ارسطو تا کانت نشان دادهاند. پاپ لئو، رهبر کاتولیکهای جهان، اخیراً هشدار داد که "ما در زمانی زندگی میکنیم که تشخیص آنچه واقعاً برای همه خوب است دشوار شده است." با این حال، بیشتر مردم، در بیشتر مواقع، از یک کد اخلاقی شخصی پیروی میکنند که با دیگران به اشتراک میگذارند. برای مثال، توافق گستردهای وجود دارد که کشتن، دزدی، تقلب و دروغگویی اشتباه است. در عصری که به نظر سکولار میرسد، ۷۶٪ از مردم جهان در سال ۲۰۲۰ خود را با یک دین معرفی کردند—نشانهای قوی از اخلاق فردی و جمعی.

روسیه پوتین عمداً به اوکراین موشک شلیک میکند و بهطور تصادفی غیرنظامیان را میکشد. از دیدگاه بیشتر مردم، این غیراخلاقی است. اسرائیل نتانیاهو هنوز با هدف قرار دادن کودکان غزه مرتکب نسلکشی میشود، به گفته سازمان ملل. این نیز غیراخلاقی است. و غیراخلاقی تعریفکننده رژیم ترامپ حد و مرزی نمیشناسد. معاون رئیسجمهور آمریکا، جی.دی. ونس، هفته گذشته ادعا کرد که رسوایی واترگیت، که ریاستجمهوری ریچارد نیکسون را متلاشی کرد، امروز موضوع مهمی نخواهد بود. نیکسون برای تضعیف قانون اساسی آمریکا توطئه کرد، بهطور جنایی عمل کرد و به مردم آمریکا دروغ گفت. اما همانطور که نظرات ونس نشان داد، چنین رفتاری اکنون عادی تلقی میشود.

عادیسازی رفتار غیراخلاقی در مناصب عمومی ممکن است میراث ماندگار ترامپ باشد. در خارج از کشور، این شامل قتلهای فراقضایی در کارائیب، خیانت به متحدان اوکراینی و اروپایی، و تعظیم در برابر ناقضان حقوق بشر در پکن میشود. کشتار جمعی دانشآموزان دبستانی در میناب در آغاز جنگ غیرقانونی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، از نظر نظامی ناشیانه و از نظر اخلاقی غیرقابل بخشش بود. با این حال، این جنایت نه چندان پنهان میشود، بلکه با تکبر نادیده گرفته میشود. در داخل کشور، نام ترامپ مترادف با طمع ارزهای دیجیتال، فساد آشکار و پلشتی است. اما پیام بیشرمانه او روشن است: همه اینها اکنون عادی است.

قانون بینالملل، در تئوری، یک کد اخلاقی جداگانه و غیرشخصی را حفظ میکند. با این حال، قوانین آن بهطور معمول دور زده میشوند و کیفرخواستهایش نادیده گرفته میشوند. الزامات اخلاقی دیگر، مانند حس قوی وظیفه مدنی و مسئولیت اجتماعی، نیز در عصر قطبی شده در حال محو شدن هستند. ایده فایدهگرایانه جرمی بنتام—که اخلاقی بودن به میزان بهبود رفاه کلی بستگی دارد—امروزه اهمیت چندانی ندارد. در یک سرزمین بایر سیاسی مدرن که تحت سلطه میلیاردرها، جنایتکاران جنگی، شرکتهای بزرگ، هوش مصنوعی و فروشندگان اسلحه است، خوشبختی بیشتر مردم عادی به سختی اهمیت دارد.

اصولی که مترقیان و لیبرالهای مدرن زمانی غیرقابل تغییر میپنداشتند، مانند مدارا و حقوق برابر، توسط مرتجعین ملیگرا-پوپولیست افراطی راست که بیاصول هستند، تضعیف میشوند. سیاستمداران غربی منتخبی که با خودکامگان مماشات میکنند، غیرقابل توجیه را توجیه میکنند و مخالفان خود را تروریست مینامند، این فروپاشی اخلاقی مضر را دامن میزنند. با این حال، تقصیر مشترک است. هر شهروندی، چه بالا و چه پایین، که سکوت کند، بهطور بالقوه همدست است.

رهبری اخلاقی در این زمانهای نامطمئن کجا یافت میشود؟ پاپ لئو، به عنوان یکی، تلاش میکند راهی برای خروج از باتلاق پیدا کند. او در ماه آوریل صحبت کرد و "جهانی را که توسط مشتی ظالم ویران شده" محکوم کرد و در واشنگتن، مسکو و اورشلیم تردید کمی باقی گذاشت که منظور او چه کسانی هستند. او بارها از شرارتهای جنگافروزی و عدم تأمین مالی مبارزه جهانی علیه فقر، نادانی و بیماری انتقاد کرده است. و او به شدت ونس و وزیر دفاع آمریکا، پیت هگست، را که ادعای توجیه الهی برای اقدامات خود دارند، محکوم کرد. پاپ لئو گفت: "وای بر کسانی که دین و حتی نام خدا را برای منافع نظامی، اقتصادی و سیاسی خود دستکاری میکنند و مقدسات را به تاریکی و پلشتی میکشانند."

اما لئو فقط حرف نمیزند—او یک برنامه دارد. آخر هفته گذشته در رم، او یک "کنسستوری"، گردهمایی نادر از همه کاردینالهای کلیسای کاتولیک، را رهبری کرد تا نظریه جنگ عادلانه سنت آگوستین و سنت توماس آکویناس را سختگیرانهتر کند. این نظریه اغلب برای توجیه جنگهای بهاصطلاح پیشگیرانه انتخابی تحریف میشود. لئو استدلال میکند که جنگ تنها برای "دفاع از خود متناسب" و تنها پس از امتحان همه گزینههای صلحآمیز از نظر اخلاقی قابل قبول است. او به کاردینالها گفت: "جنگ هرگز شایسته بشریت نیست و هرگز توسط خدا برکت داده نمیشود. جنگ نه تنها یک درگیری بین دولتهاست، بلکه از یک فرهنگ قدرت ناشی میشود." جهان باید "فرهنگ همکاری را بازسازی کند."

این مبارزه بر سر روح نظم جهانی جدیداً تقابلی امروز، رهبران مذهبی اسلامی و یهودی، و همچنین گروههای مسیحی دیگر را به خود جذب کرده است. سارا مولالی، اسقف اعظم تازه منصوب شده کانتربری، زمانی که ماه گذشته با مسیحیان فلسطینی در کرانه باختری ملاقات کرد، با سرپیچی خواستار "مقاومت وفادارانه" در برابر اشغال رو به گسترش اسرائیل شد. او در یک نامه شبانی نوشت که جامعه بینالمللی یک "مسئولیت اخلاقی" برای کاهش رنج عمیق در آنجا و غزه دارد—و زمان اقدام اکنون است. او گفت که مناقشات خاورمیانه "نشانهای از یک بحران عمیقتر سیاسی و معنوی—رها کردن قانون بینالملل و افزایش مکرر استفاده از نیروی نظامی" هستند.

برای ارزش نهادن به حقیقت، عدالت و نجابت انسانی نیازی به مذهبی بودن ندارید. با نگاه به گذشته، معمولاً افراد جناح راست—محافظهکاران اجتماعی مانند مری وایتهاوس، ایدئولوگهای تاچری، و واعظان انجیلی مانند بیلی گراهام و جری فالول—بودند که درباره زوال اخلاقی و نیاز به احیای اخلاقی صحبت میکردند. جناح چپ از این نوع زبان اجتناب میکرد، از ترس اینکه قضاوتگر یا سلطهجو به نظر برسد. اما تابوهای قدیمی در حال محو شدن هستند. دیدگاه سکولار در حال تغییر است.

بازگشت به استانداردهای توافقشده رفتار اخلاقی در امور بینالملل و زندگی عمومی اگر میخواهیم از اختلال، بیثباتی و درگیری بیشتر جلوگیری کنیم، حیاتی است. برای نخستوزیر آینده بریتانیا، اندی برنهام، و دیگر تغییردهندگان بالقوه در سراسر اروپا—و همچنین برای هر شهروندی—این به یک چالش اصلی زمان ما تبدیل میشود. هنگام بررسی هر تصمیم، سیاست یا برنامه جدید، باید بپرسیم: ممکن است از نظر سیاسی، اقتصادی یا نظامی مطلوب باشد—اما آیا کار درستی است؟ اگر از نظر اخلاقی اشتباه باشد، کار نخواهد کرد.

ترامپ در ژانویه به نمایندگی از ظالمان در همه جا اعلام کرد که تنها یک چیز او را عقب نگه میدارد: "اخلاق خود من ... این تنها چیزی است که میتواند جلوی من را بگیرد." اینجا، در جسم، همان "تاریکی و پلشتی" است که پاپ لئو درباره آن هشدار داد—زیرا، حقیقتاً، ترامپ کاملاً و به طرز بیمارکنندهای غیراخلاقی است. او و دیگر اقتدارگرایان زورگو به فکر انجام کار خوب نیستند، فقط به اهداف خودخواهانه خود فکر میکنند. توهمات غیراخلاقی آنها از قدرت خداگونه، زشتترین چیز است. اکثریت اخلاقی مترقی امروز باید صدای خود را پیدا کند—و آنها را بیرون کند.

سایمون تیسدال، مفسر امور خارجی گاردین است.

آیا نظری درباره مسائل مطرحشده در این مقاله دارید؟ اگر مایلید پاسخی تا ۳۰۰ کلمه از طریق ایمیل برای انتشار در بخش نامههای ما ارسال کنید، لطفاً اینجا کلیک کنید.

**سوالات متداول**
در اینجا فهرستی از سوالات متداول بر اساس نقل قول سایمون تیسدال "بیاخلاقی رهبران جهان مانند یک بیماری گسترش مییابد. خدا را شکر برای پاپ" آورده شده است.

**سوالات سطح مبتدی**

۱. منظور سایمون تیسدال از "بیاخلاقی مانند یک بیماری گسترش مییابد" چیست؟
منظور او این است که وقتی رهبران قدرتمند بهطور غیرصادقانه یا غیراخلاقی عمل میکنند، بر سایر رهبران و مردم تأثیر میگذارد تا همین کار را انجام دهند. این مانند یک بیماری مسری است که میتواند دولتها و جوامع را فاسد کند.

۲. چرا نقل قول میگوید "خدا را شکر برای پاپ"؟
پاپ به عنوان نمونهای نادر از یک رهبر جهانی دیده میشود که بهطور مداوم درباره اخلاق، عدالت و مراقبت از فقرا صحبت میکند. تیسدال سپاسگزار است که کسی در موقعیت قدرت در تلاش برای مبارزه با آن بیماری فساد است.

۳. آیا این نقل قول از همه رهبران جهان انتقاد میکند؟
نه، از همه نه. این نقل قول از روند کلی رفتار غیراخلاقی در میان بسیاری از رهبران قدرتمند انتقاد میکند، نه تک تک آنها. پاپ به عنوان یک استثنای مثبت برجسته شده است.

۴. نقل قول درباره چه نوع بیاخلاقی صحبت میکند؟
میتواند شامل دروغگویی به مردم، پذیرش رشوه، شروع جنگ برای سود، نادیده گرفتن حقوق بشر یا قرار دادن قدرت شخصی بالاتر از نیازهای مردم عادی باشد.

**سوالات سطح متوسط**

۵. چرا تیسدال بیاخلاقی را به یک بیماری تشبیه میکند به جای اینکه آن را فقط رفتار بد بنامد؟
تشبیه آن به بیماری تأکید میکند که به سرعت و بیصدا گسترش مییابد و کل سیستمها را آلوده میکند. این نشان میدهد که بیاخلاقی فقط یک عمل بد نیست—بلکه یک مشکل سیستمی است که میتواند اعتماد به دولتها و نهادها را تضعیف کند.

۶. آیا نقل قول نشان میدهد که پاپ کامل یا بدون نقص است؟
خیر. عبارت "خدا را شکر برای پاپ" درباره صدای اخلاقی و رهبری او در مسائلی مانند فقر و صلح است، نه درباره بیعیب بودن او. این به رسمیت شناختن این است که او در جهانی که بسیاری از رهبران از نظر اخلاقی شکست میخورند، برجسته است.

۷. چگونه بیاخلاقی یک رهبر میتواند به کشورهای دیگر گسترش یابد؟
از طریق دیپلماسی، تجارت و رسانه. برای مثال، اگر یک رهبر قدرتمند فساد را عادی کند، سایر رهبران ممکن است آن را قابل قبول بدانند. همچنین، اقدامات غیراخلاقی میتواند تلافی ایجاد کند و یک چرخه جهانی از بیاعتمادی را به راه بیندازد.